بایگانی برچسب: s

چشم انسان چند مگاپیکسل دارد؟


شاید برای بسیاری از شما سوالاتی به وجود آید که آیا چشم انسان در مقابله با دوربین‌های پیشرفته‌ی کنونی می‌تواند کیفیت بهتری برای مشاهده به ارمغان آورد؟ یا اینکه چشم انسان چند مگاپیکسلی است؟ آیا اکنون بهتر نیست همانند بسیاری از فیلم‌های علمی-تخیلی، با یک عمل جراحی دو دوربین‌ را جایگزین چشم‌هایمان کنیم؟ حال یک دانشمند و عکاس معروف پس از بررسی این مسئله بالاخره جوابی برای این سوالات یافته است.

بر اساس گفته‌های دکتر راجر کلارک، چشم انسان رزولوشنی معادل ۵۷۶ مگاپیکسل دارد که دوربین‌ ۱۲ مگاپیکسلی آیفون ۷ یا حتی دوربین ۴۱ مگاپیکسلی نوکیا ۸۰۸ فاصله قابل توجهی با آن دارد. حال سوال اساسی اینجاست آیا این مسئله بدین معنی است که چشم انسان نسبت به دوربین‌ها برتری دارد؟





رزولوشن ۵۷۶ مگاپیکسلی بدین معنی است که تصویر مشاهده شده با این رزولوشن بقدری وضوح و کیفیت بالایی خواهد داشت که نمی توان پیکسل‌ها را از یکدیگر تشخیص داد. البته برای گرفتن تصویری با این حجم نیاز است که این مقدار پیکسل را در زمینه دید خود ثبت کنید.

دکتر کلارک مدعی شده که از آنجایی چشم انسان توانایی دید تنها یک نقطه را دارد، مجبور است که در محیط بچرخد تا آن را ثبت کند. بنابراین یک نگاه لحظه‌ای به محیط رزولوشن تصویر دریافت شده ار به ۵ الی ۱۵ مگا پیکسل می‌رساند.

چشم انسان ضعف‌های زیادی دارد که وجود آنها در یک دوربین به هیچ وجه قابل قبول نیست. تنها برتری انسان نسبت به دوربین آنها رزولوشن بسیار بالای آن در ثبت تصویر یک نقطه‌ی به خصوص است. بدین ترتیب مردمک نیاز دارد که در کل تصویر روبروی بچرخد تا بتواند اطلاعات لازم برای تکمیل تصویر را ثبت کند. این مسئله بدین علت است تا نقص سیستم بینایی را حل نماید.

با این وجود اینکه چشم انسان چندمگاپیکسلی است سوال اشتباهی است چرا که نمی‌توان مقایسه درستی میان این دو به عمل آورد. چرا که چشم بیشتر از آنکه تصویری را ثبت کند، همانند یک کاراگاه در تصویر می‌گردد و سرنخ های زیادی از محیط پیرامون خود تهیه می‌کند تا تصویر کلی توسط پردازنده‌های مغز ثبت شده و جلوی دیدگان فرد قرار بگیرد.



Source link

تکامل انسان سریع تر از همیشه ادامه دارد


پژوهشگران بر این باورند که علی رغم مراقبت‌های پزشکی مدرن تکامل انسان همچنان ادامه دارد.

قدرت پزشکی مدرن برای زنده نگهداشتن ما ممکن است موجب ایجاد این تفکر شود که تکامل انسان‌ها متوقف شده است. مراقبت‌های سلامتی و بهداشتی بهتر موجب ایجاد اختلال در نیروهای کلیدی پیش‌برنده‌ی تکامل از طریق زنده نگهداشتن طولانی‌تر افراد می‌شود و این امر موجب می‌شود که احتمال انتقال ژن‌های آن‌ها به نسل بعدی بیش‌تر شود. اما اگر ما به سرعت تکامل DNA خود نگاه کنیم، می‌توانیم ببینیم که تکامل انسان متوقف نشده بلکه حتی ممکن است سریع‌تر از قبل نیز در حال اتفاق افتادن باشد.

تکامل، تغییر تدریجی در DNA یک گونه است که طی نسل‌های زیاد اتفاق می‌افتد. این فرایند می‌تواند در اثر انتخاب طبیعی رخ دهد؛ زمانی که صفات خاصی که در اثر جهش‌های ژنتیکی ایجاد می‌شوند به یک موجود زنده قدرت زنده ماندن و تولیدمثل بیشتری بدهند. بنابراین احتمال انتقال چنین جهش‌هایی به نسل بعد بیشتر شده و فراوانی آن‌ها در جمعیت افزایش می‌یابد. به‌تدریج این جهش‌ها و صفات مرتبط با آن‌ها در کل جامعه زیاد می‌شوند. با نگاهی به مطالعات جهانی در مورد DNA انسان می‌توانیم شواهدی را ببینیم که انتخاب طبیعی اخیرا در ژنوم انسان تغییراتی ایجاد کرده است و همچنان نیز به کار خود ادامه می‌دهد. اگرچه مراقبت‌های سلامتی مدرن موجب گریز انسان‌ها از دست بسیاری از عوامل کشنده شده ولی در کشورهایی که مردم به مراقبت‌های بهداشتی مناسبی دسترسی ندارند، تکامل جمعیت‌ها در حال تداوم است. بازماندگان حاصل از شیوع بیماری‌های عفونی با انتقال مقاومت ژنتیکی خود به فرزندانشان، انتخاب طبیعی را به جلو می‌رانند. در توالی‌های DNA ما، شواهدی مبنی بر وقوع انتخاب در جهت مقاومت به بیماری‌های کشنده‌ای نظیر تب لاسا و مالاریا دیده می‌شود. انتخاب برای مقاومت به مالاریا هنوز هم در مناطقی که شیوع این بیماری زیاد است، ادامه دارد.

سازگاری ژنتیکی ساکنان تبت

رواج جهش‌های ژنتیکی در تبت، سریع‌ترین تغییر تکاملی در انسان‌هاست که طی ۳ هزار سال اخیر رخ داده است

انسان‌ها همچنین در حال سازگار شدن به محیط خود هستند. جهش‌هایی که به انسان‌ها این توانایی را می‌دهد که بتوانند در ارتفاعات بالا زندگی کنند، در مردم ساکن تبت، اتیوپی و آند فراوانی بیشتری پیدا کرده‌اند. گسترش جهش‌های ژنتیکی در تبت، احتمالا سریع‌ترین تغییر تکاملی در انسان‌هاست که طی ۳ هزار سال اخیر رخ داده است. افزایش سریع در فراوانی ژن جهش‌یافته‌ای که موجب افزایش مقدار اکسیژن خون می‌شود، به مردم این منطقه امکان زیستن در ارتفاعات بالا را می‌دهد و منجر به افزایش تعداد فرزندان باقی‌مانده می‌شود. رژیم غذایی منبع دیگری از سازگاری است. شواهد حاصل از DNA اینوئیت‌ها نشان‌دهنده‌ی ایجاد یک سازگاری اخیر است که موجب می‌شود این مردم با مصرف رژیم غذایی پر از چربی پستانداران قطب زنده بمانند. مطالعات همچنین نشان می‌دهند که در اثر انتخاب طبیعی، فراوانی جهشی که به افراد بالغ اجازه می‌دهد آنزیم لاکتاز (آنزیم تجزیه کننده قند شیر) را تولید کنند، افزایش یافته و به همین خاطر است که گروه‌هایی از مردم می‌توانند پس از دوران شیرخوارگی نیز شیر را هضم کنند. بیش از ۸۰ درصد مردم شمال غرب اروپا دارای این توانایی هستند ولی در بخش‌هایی از آشیای شرقی که نوشیدن شیر رواج کمتری دارد، ناتوانی در هضم لاکتوز امری عادی است. همچون سازگاری به ارتفاعات بالا، انتخاب برای هضم شیر هم بیش از یک بار در انسان‌ها تکامل یافته است و شاید قوی‌ترین نوع انتخاب اخیر باشد.

مقاله‌های مرتبط:

ما همچنین ممکن است نسبت به رژیم‌های غذایی ناسالم نیز در حال سازگاری باشیم. یک مطالعه در مورد تغییرات ژنتیکی خانوادگی در آمریکا طی قرن بیستم، نشان‌دهنده‌ی وجودی انتخابی در جهت کاهش فشار خون و سطوح کلسترول بود؛ دو مشکلی که همبستگی زیادی با رژیم‌هایی غذایی مدرن دارند.

البته باوجود این تغییرات، انتخاب طبیعی فقط روی حدود ۸ درصد از ژنوم ما عمل می‌کند. بر اساس تئوری تکامل خنثی، فراوانی جهش‌ها در دیگر مناطق ژنوم ممکن است به‌طور آزادانه و به‌صورت شانسی تغییر کند. اگر انتخاب طبیعی ضعیف باشد، جهش‌هایی که به‌صورت معمول از جمعیت حذف می‌شوند، به‌خوبی از جمعیت پاک‌سازی نمی‌شوند، فراوانی آن‌ها در جامعه افزایش یافته و موجب افزایش سرعت تکامل می‌شوند.

تغییر ژنتیکی انسان

با این حال، تئوری تکامل خنثی در توضیح اینکه چرا برخی ژن‌ها سریع‌تر از دیگر ژن‌ها تکامل می‌یابند، ناتوان است. ما سرعت تکامل ژن را با مقایسه‌ی DNA انسان با دیگر گونه‌ها اندازه‌گیری می‌کنیم که این کار به ما این امکان را می‌دهد که مشخص کنیم کدام ژن‌ها به‌طور انحصاری فقط در انسان‌ها، دارای سرعت تکامل بیشتری هستند. یکی از ژن‌هایی که دارای سرعت تکامل بالایی در انسان است، ژن HAR1 است که در جریان توسعه‌ی مغز مورد نیاز است. یک قسمت تصادفی از DNA انسان به‌طور متوسط دارای بیش از ۹۸ درصد شباهت با توالی متناظر آن در شمپانزه است ولی ژن HAR1 چنان به‌سرعت در حال تکامل است که میزان شباهت این ژن در دو گونه، چیزی حدود ۸۵ درصد است.

مقاله‌های مرتبط:

در حالی که دانشمندان این تغییرات را می‌توانند مشاهده کنند و سرعت آن را نیز مشخص کنند، اما هنوز درک کاملی از اینکه چرا تکامل در مورد برخی ژن‌ها با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد، به‌دست نیامده است. در ابتدا تصور می‌شد که این امر نتیجه‌ای از انتخاب طبیعی انحصاری باشد اما اکنون ما می‌دانیم که این فرض همیشه درست نیست. برای توجیه این پدیده برخی دانشمندان به فرایند تبادل ژنی اریب (biased gene conversion) که در زمان انتقال DNA به اسپرم و تخمک اتفاق می‌افتد، توجه کرده‌اند. فرایند تولید سلول‌های جنسی شامل مراحل شکستن ملکول‌های DNA، نوترکیبی آن‌ها و سپس ترمیم شکستگی‌ها است. به‌نظر می‌رسد که نحوه‌ی ترمیم ملکول‌ها، دارای مقداری اریبی باشد. ملکول‌ DNA از چهار باز شیمیایی مختلف که با علامت‌های A (آدنین)، T (تیمین)، C (سیتوزین) و G (گوانین) نشان داده می‌شوند، تشکیل شده است. ظاهرا فرایند ترمیم قطعات DNA بیشتر با استفاده از بازهای C و G صورت گیرد (نسبت به بازهای A و T). در حالی که مشخص نیست چرا چنین اریبی وجود دارد، این فرایند موجب می‌شود که فراوانی G و C در ژنوم بیشتر شود. افزایش G و C در محل‌های ترمیم DNA موجب تکامل بسیار سریع بخش‌هایی از ژنوم می‌شود؛ فرایندی که به آسانی با انتخاب طبیعی اشتباه گرفته می‌شود زیرا هر دو عامل موجب ایجاد تغییرات سریع DNA در موقعیت‌های خاص می‌شوند. در حدود یک‌پنجم از ژن‌هایی که دارای بیشترین سرعت تکامل در انسان هستند، از جمله ژن HAR1، تحت‌تاثیر همین فرایند قرار گرفته‌اند. اگر تغییرات GC مضر باشند، انتخاب طبیعی در جهت عکس آن عمل خواهد کرد. اما با انتخاب ضعیف، این فرایند می‌تواند تا حدود زیادی بدون کنترل پیشروی کند و حتی می‌تواند موجب سرعت بخشیدن به تکامل DNAی ما شود.

تکامل انسان

خود سرعت جهش در انسان هم می‌تواند در حال تغییر باشد. منبع اصلی جهش در DNA انسانی، تقسیم سلولی است که سلول‌های اسپرم را تولید می‌کند. هرچه جنس نر مسن‌تر شود، جهش‌های بیشتری در اسپرم‌های او اتفاق می‌افتد. بنابراین اگر نحوه‌ی مشارکت آن‌ها در مخزن ژنی تغییر کند یعنی مثلا اگر مردها بیشتر در سنین بالا بچه‌دار شوند، سرعت جهش نیز تغییر خواهد کرد و این امر تعیین‌کننده‌ی سرعت تکامل خنثی خواهد بود.

درک اینکه تکامل فقط توسط انتخاب طبیعی اتفاق نمی‌افتد، این موضوع را آشکارتر می‌‌کند که این فرایند قرار نیست متوقف شود. رهایی ژنوم ما از فشار انتخاب طبیعی، تنها راه دیگر فرایندهای تکاملی را باز می‌کند و این مساله را حتی دشوارتر می‌کند که پیش‌بینی کنیم انسان‌های آینده چگونه خواهند بود. حتی ممکن است با حمایت‌ پزشکی مدرن، مشکلات ژنتیکی بیشتری برای نسل‌های آینده ذخیره شود.



Source link

آیا واسط مغز و کامپیوتر (BCI‌)‌ می‌تواند کنترل ذهن انسان را در دست گیرد


تصور کنید می‌توانستید ذهنتان را به اینترنت متصل کنید؛ هر اطلاعاتی که نیاز دارید، به‌سرعت جستجو و مستقیم به مغزتان منتقل کنید. در این شرایط،‌ حتی دیگر به تایپ کردن موضوعات مورد نظر نیازی پیدا نمی‌کنید؛ تنها در مورد آن فکر می‌کنید و به‌راحتی به آن دسترسی پیدا می‌کنید.

دوست دارید یک زبان جدید یا کونگ‌فو یاد بگیرید؟ سریع‌تر از آنچه فکرش را کنید، مهارت جدید را فرا می‌گیرید.

واسط مغز و کامپیوتر یا BCI می‌تواند چنین آرزویی را به واقعیت تبدیل کند. واسط مغز و کامپیوتر، بزرگترین ارتقاء سخت‌افزاری بشر خواهد بود. ظاهرا در حدود ۵۰ میلیون سال است که هیچ به‌روزرسانی را دریافت نکرده‌ایم. با کمک چنین فناوری‌هایی، توانایی نسل بشر به‌شکل خارق‌العاده‌ای افزایش می‌یابد و همگام با رشد تکنولوژی، به پیش می‌‌تازد.

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

شاید تصور کنید، فکر کردن درباه‌ی چنین موضوعاتی، احمقانه است. هر موضوع محیرالعقولی در ابتدا همین حالت را داشت و اغلب ایده‌های این‌چنینی، تصوراتی دیوانه‌وار قلمداد می‌شوند.

شناخت اسرار مغز و نحوه‌ی عملکرد آن، برای دهه‌ها، یکی از موضوعات مورد توجه اکثر دولت‌های بزرگ و شرکت‌های بزرگ دنیا بوده و هنوز هم هست. سرمایه‌های کلانی صرف تحقیقات مختلف روی نحوه‌ی عملکرد ذهن و مغز انسان شده‌ است. محققان در تلاش هستند بفهمند مغز انسان چگونه کار می‌کند تا دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ به‌وسیله‌‌‌ی آن بتوانند کنترل افکار عمومی را در دست بگیرند. لذا توجه به واسط مغز و کامپیوتر موضوع جدیدی نیست؛ ولی هنوز مشخص نیست که چگونه فناوری می‌تواند به دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ کمک کند تا در حوزه‌ی مغز و ذهن انسان بتوانند سریع‌تر به اهداف و آمال خود دست پیدا کنند.

مقاله‌های مرتبط:

اگر چنین اتفاقی بیفتد، زندگی بیش از پیش شبیه به یک نمایش عروسکی خواهد شد. آیا در این نمایش عروسکی، امکان دسترسی به محتوا و داده‌های مغزی مردم وجود دارد؟ آیا این امکان وجود دارد، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ با کمک فناوری‌های جدید بتوانند از افکار مردم مطلع شوند؟ آیا می‌توانند در صورت تمایل افکار عمومی را تحت کنترل خود در بیاورند؟ آیا چنین روزی فراخواهد رسید؟ آیا روزی فرا خواهد رسید که فناوری بتواند به‌جای انسان‌ها فکر کند و قدرت تفکر را انسان سلب کند؟ در این صورت، حریم خصوصی انسان‌ها دچار چه سرنوشتی خواهد شد؟ بگذارید چند دهه به عقب بازگردیم تا تصویر دقیق‌تری از آنچه در مورد آن صحبت می‌کنیم، برایتان بازگو کنم.

چه نکات امنیتی را می‌توان از شرکت در جنگ فرا گرفت

اهالی روستایی را تصور کنید که جمعیتی کمتر از ۲۰۰۰ نفر دارند. افراد سالخورده‌ای در بین آنها زندگی می‌کنند که حتی در زمان جنگ‌ جهانی اول هم زنده بوده‌اند و می‌توانند خاطرات آن زمان را بازگو کنند. با نگاهی دقیق‌تر به زندگی این افراد متوجه می‌شویم که افراد سخت‌کوش و منضبطی هستند که قوانین را رعایت می‌کنند. آنها می‌دانند اگر قوانین را رعایت نکنند، کشته خواهند شد و حتی می‌دانند چگونه و به‌ چه‌ شکلی کشته می‌شوند. برخی از افراد ساکن در  روستای کوچک، یادگرفته‌اند هر حرفی را به زبان نیاورند و هر چیزی را بازگو نکنند. برای آنها، مفهوم حریم خصوصی یعنی افکار و اعتقادات خود را در درون خود همچون رازی سربه‌مهر نگهدار. آن‌ها اصلا حرف‌های دلشان را با کسی مطرح نمی‌کنند. 

حریم خصوصی نه تنها برای خود این افراد، بلکه برای دیگران نیز محترم شمرده می‌شود. اهالی روستا می‌دانند در همه‌ جای روستا جاسوس وجود دارد و به‌همین دلیل باید همیشه و در همه‌جا مراقب آنچه می‌گویند باشند؛ وگرنه ممکن است جانشان به‌خطر بیفتد. آیا حریم خصوصی نیز برای ما چنین معنا و مفهومی دارد؟ 

یکی دیگر از موضوعات مهم در مورد اهالی این روستای کوچک آن است که بسیار تحت تاثیر تلویزیون قرار می‌گیرند. تلویزیون می‌تواند دیدگاه‌های آنها را به‌شدت تغییر دهد و تحت‌تاثیر خود قرار دهد. در جنگ ویتنام، دولت ایالات متحده از تلویزیون بسیار کمک گرفت تا تود‌ه‌های مردم را برای شرکت در جنگ تهییج کند. تاثیر تلویزیون بر ذهن مردم آنقدر شدید بود که اصلا قابل باور نبود.

BCI

در دهه‌ی ۱۹۶۰، اطلاعات زیادی در مورد چگونگی عملکرد مغز و چگونگی تاثیرگذاری بر افکار توده‌ی مردم وجود نداشت. اگر هم اطلاعاتی در مورد تاثیرگذاری بر ذهن وجود داشت، بسیار محدود بودند. در قرن بیست‌و‌یکم و جنگ ایالات متحده با عراق و پس از واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر، ابعاد جدیدی از عملکرد ذهن آشکار شد و موضوعاتی همچون تاثیرگذاری بر افکار عمومی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفتند.

در حال حاضر شواهد مستدل وجود دارد، که ثابت می‌کند عملکرد مغز و تاثیرگذاری بر افکار عمومی، بسیار مورد توجه دولت‌های بزرگ بوده و هنوز هم هست. در جنگ ویتنام و جنگ داخلی اسپانیا، موضوعات قابل‌توجهی وجود داشت که به برخی از آن‌ها می‌پردازیم:

۱- بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ، امکان کنترل افکار توده‌های مردم وجود داشت. همچنین اطلاعات بسیاری در مورد کنترل افکار مردم در دسترس بود. حتی در عمل و با کمک ابزارهایی جدید، این دانش تئوری، قابلیت اجرایی‌‌سازی پیدا کرده بود. 

۲- ما تصور می‌کنیم که در شرایط غیرجنگی و در حالت صلح قرار داریم؛ و به‌همین دلیل توجهی به ردپای دیجیتال نداریم و فراموش می‌کنیم که در جامعه و بین عموم مردم زندگی می‌کنیم. اما هر رویکردی، گام‌های خودش را دارد. شرایط فعلی هم، فضا را برای فعالیت‌های آتی باز می‌کند.

در طی سال‌های قبل نیز همین اتفاق افتاده و کارهایی انجام‌ شده است که ما امروز متوجه آنها شده‌ایم. شاید نسل‌های آینده‌ نیز روزی متوجه اسرار پشت‌پرده‌ی شرایط فعلی شوند.

ذهن انسان چگونه کار می‌کند؟

یکی از سوالاتی که ممکن است برای هرکسی پیش بیاید، این است که دولت‌ها و حتی شرکت‌های بزرگ چگونه می‌توانند پس از بروز شرایط حاد و حتی خشونت‌آمیز کماکان به مسیر خود ادامه بدهند؟ در سال ۲۰۰۷ میلادی، در برخی کشورها، بحران مالی شدیدی به‌وجود آمد؛ ولی در نهایت دولت‌های آن کشورها توانستند اقتدار خود را حفظ کنند و توده‌های مردم نیز در نهایت از آن مقطع سخت عبور کردند.

شاید با خودتان بگویید حتما مسایل مالی مردم در آن مقطع حل شده است؛ اما یکی از مسایل مهم در آن مقطع زمانی، کنترل ارتباطات بود. آنها می‌دانستند که چگونه باید فرآیند ارتباطات را کنترل کنند. اگر نحوه‌ی ارتباطات مغز انسان و روش متقاعدکردن آن روشن شود، به‌راحتی می‌توان از شرایط بحران عبور کرد. قبل از ورود به موضوع اینترفیس‌های کامپیوتری مغز، ابتدا بهتر است با موضوعات دیگری آشنا شویم.

عملکرد ما مشابه ماشین‌هایی عقلانی نیست

انسان‌بودن، سخت است. انسان‌ها، ماشین‌هایی دارای عواطف هستند و اعمال غیرمنطقی زیادی انجام می‌دهند. علی‌رغم تصور ما، انسان، کنترل مناسبی بر تصمیم‌گیری خود ندارد.

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

در سال ۲۰۱۱، دنیل کانمن، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در اقتصاد و نویسنده‌ی کتاب «کتاب تفکر، سریع و کند»، دو سیستم تفکری را تحت عنوان سیستم یک و سیستم دو معرفی کرد. 

سیستم یک، پاسخ اتوماتیک مغز است. نوعی واکنش غریزی نسبت به موارد مختلف که عموما بلادرنگ و عاطفی است. 

سیستم دو، پاسخ منطقی مغز است. واکنشی کند (به‌دلیل استفاده از نوقِشر یا نئوکورتکس مغز که بخش منطقی آن به‌شمار می‌رود) و آگاهانه. سیستم دو، صدای درونی ذهن انسان است. 

در نهایت، تصور می‌شود که سیستم دو کنترل‌کننده‌ی انسان است ولی در حقیقت سیستم یک، همه‌ی امور را تحت کنترل دارد.

BCI

روند تصمیم‌گیری انسان‌ چگونه است؟ 

اگر در زمینه‌ی علوم اعصاب مطالعه‌ای داشته باشید، متوجه می‌شوید که انسان‌ها موجوداتی بسیار آسیب‌پذیر هستند. به فرآیندهای تصمیم‌گیری اطرافیان خود توجه کنید؛ ما انسان‌ها هر روز با موضوعات مختلفی روبرو هستیم که باید در مورد آنها تصمیم‌گیری کنیم. گاهی به روش تصمیم‌گیری خود اطمینان کامل داریم، ولی واقعیت این نیست؛ ما حتی کنترل مناسب و خوبی در مورد تصمیم‌گیری خودمان هم نداریم. تصور می‌کنیم که فرآیندهای تصمیم‌گیری و تصمیماتی که می‌گیریم تحت کنترل ما هستند، ولی به هیچ عنوان این‌طور نیست.

با یک آزمایش ساده‌، این موضوع به‌خوبی آشکار می‌شود و خواهید دید که چقدر بر فرآیندهای تصمیم‌گیری خود تسلط دارید.

دن آریلی، آزمایش ساده‌ای برای تجزیه و تحلیل ساختار قیمت‌گذاری The Economist انجام داد. سه گزینه‌ی قیمت‌گذاری برای خرید مطرح شد که کاربران می‌توانستند یکی از آنها را انتخاب کنند:   

۱- اشتراک وب‌سایت: ۵۹ دلار

۲- اشتراک نسخه‌ی چاپی:  ۱۲۵ دلار

۳- نسخه‌ی چاپی + اشتراک وب‌سایت: ۱۲۵ دلار

آریلی، مطالعه‌ای تحقیقی روی ۱۰۰ دانشجوی MIT انجام داد و از آنها سوال کرد که کدام گزینه را ترجیح می‌دهند. ۱۶ درصد دانشجویان، تنها خواستار نسخه دیجیتالی بودند و ۸۶ درصد گزینه‌ی سوم را انتخاب کرده بودند. تقریبا از بین ۱۰۰ دانشجو، هیچ‌کس گزینه‌ی دوم را انتخاب نکرده بود. ظاهرا گزینه‌ی دوم زیاد جالب‌توجه نبود. 

سپس اریلی آزمایش دیگری را روی ۱۰۰ دانشجوی دیگر انجام داد. این بار گزینه‌ی دوم را حذف کرد. جالب است بدانید که این بار ۶۸ درصد دانشجویان نسخه‌ی وب را که تنها ۵۹ دلار قیمت داشت، انتخاب کرده بودند و تنها ۳۲ درصد گزینه‌ی سوم را انتخاب کرده بودند. وقتی گزینه‌ی دوم حذف شد، روش تصمیم‌گیری دانشجویان و تصمیمی که گرفته بودند تغییر کرد.

به‌نظر شما، دانشجویان، آزادانه تصمیم‌گیری کردند؟ آیا شرایط محیطی و گزینه‌ها بر تصمیم آنها تاثیرگذار نبود؟ 

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

آیا آزادی اراده واقعا وجود دارد؟ 

در این آزمایش مشخص شد که مغز از امور صحیح اطلاع دارد اما فرد را بلافاصله از آن‌ها مطلع نمی‌کند؛ حتی ممکن است هیچ زمانی از این آگاهی پرده برندارد. به‌نظر می‌رسد بین زمانی که مغز فرد تصمیم‌گیری می‌کند و زمانی که فرد از آن تصمیم مطلع می‌شود، یک تاخیر زمانی وجود دارد.

مورن سرف، در گفتگویی با گوگل، نتایج یکی از آزمایش‌های خود را به‌اشتراک گذاشت. مورن سرف و چند تن از همکارانش، برای بررسی نحوه‌ی انتخاب‌کردن و تصمیم‌گیری‌های ساده دست به آزمایش جالبی زدند. ابزار آزمایش یک جعبه‌ی چوبی بود که دو دکمه و LED روی آن قرار داشت. بیماران شرکت‌کننده در آزمایش باید به‌مدت ۲۰ دقیقه، به‌دلخواه دکمه‌های چپ و راست روی جعبه را فشار می‌دادند. به شرکت‌کنندگان گفته شده بود که وقتی دکمه‌ای را فشار می‌دهند، LED قرمز رنگی روشن می‌شود که نشان می‌دهد سیستم در حال ضبط کردن داده‌های ورودی است. وقتی LED قرمز است، آنها نباید دکمه‌ی دیگری را فشار بدهند چرا که فعال نخواهد بود؛ ولی در باقی مواقع می‌توانند هر کدام از دکمه‌ها را فشار دهند (البته این یک حقه بود).

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

تیم برگزارکننده‌ی آزمایش، بسیار پیشتر از آنکه بیماران درصدد اجرای تفکرات خود برآیند، آن‌ها را رمزگشایی کرده بودند. جالب اینجاست؛ از زمانی که شرکت‌کنندگان از آگاهی خود مطلع شده بودند تا اینکه تصمیمی در این‌باره بگیرند، ۴ ثانیه طول کشید. در حالی که در لحظه‌ی فشردن دکمه‌ها، LED روشن می‌شد، شرکت‌کنندگان حداقل ۳.۹ ثانیه صبر می‌کردند تا ببینند LED قرمز روشن شده است یا خیر. جالب این بود که ‌ذهن بیمار کمی زمان نیاز داشت تا متوجه شود چه باید بکند. در حالی که در تمام مدت ۴ ثانیه، LED روشن بود و مغز آنها این پیام را دریافت نکرده بود.

به این وضعیت توهم داشتن آزادی اراده گفته می‌شود. فاصله‌ی بین لحظه‌ای که شما می‌خواهید چیزی بگویید تا اتفاق بیفتد و زمانی که آن واقعه رخ می‌دهد. ما تصور می‌کنیم که در کنترل پیرامون و محیط اطراف خودمان هستیم. دقیقا نمی‌دانیم یک تصمیم، چه زمانی و چگونه در مغز ما گرفته می‌شود. همان حالتی را داریم که بیماران در فشردن دکمه‌ها داشتند.

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

سام هریس، متخصص مغز و اعصاب و نویسنده آمریکایی، در کتاب «Will Will Will» نوشته است که آزادی اراده، توهمی بیش نیست. او معتقد است:

آزادی اراده به هیچ‌یک از واقعیت‌های ذهنی ما ارتباطی ندارد و از نقطه‌ای دارای آگاهی و هوشیاری در ذهن ما بیرون نمی‌آید. ما نمی‌دانیم در آیند‌ه، چگونه فکر خواهیم کرد یا چه تصمیماتی خواهیم گرفت؛‌ مگر اینکه قصد کنیم و زمانی برسد که بخواهیم به موضوعات مختلف فکر کنیم. وضعیت ذهنی بعدی چگونه خواهد بود؟ مشخص نیست. ناگهان اتفاقی رخ می‌دهد و آزادی اراده در کجای این فرآیند قرار دارد؟

چه این موضوع را بپذیریم، یا آن را قبول نداشته باشیم، آزادی به آن شکلی که ما تصور می‌کنیم، وجود ندارد. شرکت‌های بزرگ و دولت‌‌ها، این موضوع را به‌خوبی درک‌ کرده‌اند؛ به‌همین دلیل می‌توانند به هر آنچه می‌خواهند دست پیدا کنند. همه‌ی داستان یک بازی ساده است که هر روز اتفاق می‌افتد. امروز اطلاعات بیشتری نسبت به ۱۰ سال قبل در مورد ذهن و مغز انسان وجود دارد. 

ردپای دیجیتال: اطلاعات و داده‌ها تا چه اندازه اهمیت دارند؟

موضوعی که در مقابل ما وجود دارد این است که همه‌ی شواهد و قراین نشان می‌دهند کنترلی بر اذهان و افکارمان نداریم؛ اما باز هم تصور می‌کنیم که خودمان تنها کسانی هستیم که بر ذهنمان کنترل دارند. ما واقعیت‌های اصلی را در مورد ذهن و مغزمان نادیده می‌گیریم. اعتراف کردن در مورد اینکه تسلط کافی بر روندهای تصمیم‌گیری و آنچه در مغزمان رخ می‌دهد، نداریم برایمان سنگین و البته دردناک است.

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

شرکت‌ها و دولت‌ها از این وضعیت ما بهترین منفعیت را می‌برند. این روزها در مورد اطلاعات و داده‌ها مطالب زیادی می‌شنویم؛ ولی واقعا نمی‌دانیم این حجم داده‌ها و اطلاعات واقعا چه کاربردی دارند و چه اتفاقی برای آنها می‌افتد. جری کاپلان، استاد دانشگاه استنفورد در مستندی تحت عنوان «آیا شما به رایانه‌ها اعتماد دارید؟» توضیح می‌دهد:

مردم متوجه نیستند ولی هر روز در حال ارتباط با ماشین‌ها و سیستم‌ها هستند. وقتی محصولاتی را در سبد خرید اینترنتی خریداری می‌کنید، وقتی اتاقی را در یک هتل به‌صورت اینترنتی رزرو می‌کنید، وقتی برای سفر بلیط هواپیما را به‌صورت آنلاین خریداری می‌کنید و بسیاری دیگر از کارهایی که هر روز انجام می‌دهید، با کمک الگوریتم‌های یادگیری ماشین، تجزیه و تحلیل می‌شود. درنهایت مشخص می‌شود که شما واقعا حاضر هستید برای چه خدماتی پول پرداخت کنید. همین تجزیه‌ و تحلیل‌ها، فرآیند قیمت‌گذاری و بازار فروش آتی را روشن و شفاف می‌کند. 

مایکل کاسینسکی، استاد دانشگاه استنفورد، در مستند «آیا شما به رایانه‌ها اعتماد دارید؟» در مورد این الگوریتم‌ها اعلام کرد:

سیستم‌های کامپیوتری می‌توانند به‌صورت همزمان، داده‌های اطلاعاتی میلیون‌ها کاربر را مورد بررسی قرار دهند. همه‌ی اطلاعات اعم از لیست موسیقی‌هایی که خریداری می‌کنید تا کتاب‌های کهنه‌ای که برای فروش به آمازون پیشنهاد می‌دهید، توسط الگوریتم‌ها مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار می‌گیرند و همه‌چیز تبدیل به اطلاعاتی دقیق می‌شود. 

ما به نقطه‌ای رسیده‌ایم که شرکت‌ها، اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره‌ی ما و خواسته‌ها و نیازهایمان دارند. اکثر مردم تصور می‌کنند پخش آگهی‌های تبلیغات، تنها صرف هزینه‌ی بیشتر برای شرکت‌ها را به‌دنبال دارد؛ ولی در اصل اینطور نیست. اطلاعات و داده‌ها، ارزش زیادی دارند. 

داده های مغزی ما برای شرکت های بزرگ ارزش دارد

ممکن است شما حساب کاربری خود را در فیسبوک حذف کنید و به دلیل خطرناک بودن فضای فیسبوک چنین تصمیمی گرفته باشید. اطلاعاتی که از خودتان در شبکه‌های اجتماعی و فضای سایبر منتشر می‌کنید، می‌تواند ردپای دیجیتالی شما باشند که برای دولت‌ها و شرکت‌ها حائز اهمیت هستند.

در نهایت، رسانه‌های اجتماعی (‌و سایر پلتفرم‌ها)‌ به‌عنوان ابزاری برای کنترل اذهان توده‌های مردم به‌کار برده می‌شوند. با شبکه‌های اجتماعی، تنها مردم جهان به‌یکدیگر متصل نمی‌شوند، بلکه این اذهان و افکار آنها است که با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کند و قدرت‌های بزرگ می‌توانند از این قدرت ارتباطی برای کنترل افکار عمومی استفاده کنند. به‌همین دلیل با چالشی با نام بازی آزادی اراده روبرو می‌شویم. 

نتایج انتخابات ۲۰۱۶ غافلگیرکننده بود 

در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال ۲۰۱۶، کمبریج آنالیتیکا به اطلاعات دقیق پروفایل میلیون‌ها کاربر دسترسی داشت. اعداد و ارقام خبر از دسترسی به حدود ۱۰۰ میلیون حساب کاربری می‌دهد. با کمک الگوریتم‌های پیچیده، امکان پیش‌بینی نتایج انتخابات وجود داشت؛ ابزاری در خدمت کنترل اذهان و افکار عمومی.

واسط مغز و کامپیوتر /BCI

از آنجایی که شرکت‌ها و دولت‌های بزرگ خوب می‌دانند که انسان‌ها ماشین‌هایی دارای احساس و عاطف هستند، در زمان مقتضی دکمه‌ی احساس را فشار می‌دهند و خروجی و محصول مورد نظر خود را از این وضعیت برداشت می‌کنند. در چنین شرایطی هیچ‌چیزی تصادفی نیست و همه‌چیز بدون آنکه خود ما متوجه باشیم، برنامه‌ریزی شده است. حتی نتایج برکسیت (Brexit) هم تصادفی نبود. 

مقاله‌های مرتبط:

آنها می‌توانند قبل از اینکه حتی خود ما آگاهی داشته باشیم، تصمیمات بعدی ما را پیش‌بینی کنند. برای انجام این کار نیازی به متصل کردن الکتروانسفالوگرام روی سر شما نیست. چطور به عمیق‌ترین احساسات شما در کمتر از چند ثانیه دسترسی پیدا می‌کنند؟

حقیقت موضوع به ما نشان داده می‌شود ولی از آنجایی که خیلی ساده‌دل هستیم، متوجه نمی‌شویم که این خودمان هستیم که داریم خودمان را گمراه می‌کنیم. مردم به موضوعات مهم اهمیت نمی‌دهند؛ برخی مواقع نیاز است مراقب باشند. هرجایی که مردم از خود غفلت نشان بدهند، دولت‌های بزرگ و شرکت‌ها، از این غفلت سواستفاده می‌کنند و نقشه‌ی دوم خود را به‌کار می‌گیرند. در نتیجه دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ حتی می‌توانند بحث‌های روز دنیا را تغییر جهت بدهند یا بحث جدیدی بین مردم ایجاد کنند. 

یکی از راه‌های فرار، کنار کشیدن از موضوع است

گاهی برخی از شرکت‌های پیشرو تخم‌ می‌پاشند و ما را در مسیری قرار می‌دهند تا داده‌های ما را بتوانند بفروشند و از آن سوءاستفاده کنند. استارتاپ‌های بسیاری به تبلیغات بلاک‌چین مشغول هستند و درتلاش هستند تا گزینه‌های مختلفی را برای کاربر ایجاد کنند. ولی این راهکاری معتبر نیست و بسیاری از کاربران از جمله جنیفر لین‌مورون از این موضوع اطلاع پیدا می‌کنند.

جنیفر لین‌مورون از هنرمندانی است که برای نمایش‌داد وضعیت داده‌های ما که مانند برده در دسترس قدرتمندان قرار داد، شرکتی به‌ نام خودش «Jennifer Lyn Morone»‌ ثبت کرد. مورون در ویدیویی اعلام کرد:

داده‌های من، منبعی در اختیار من است که می‌توانم از آن بهره‌برداری کنم. زندگی، تجربیات و کسب‌وکار من، هر‌ آنچه هستم را شکل می‌دهد. 

وی مجموعه‌ای از محصولات مختلف آماده کرد و محصولات خودش را در فرمت پکیج‌های متنوعی به‌فروش رساند. مورون معتقد است: 

کتاب قانون کاملی وجود دارد که سایرین از آن استفاده می‌کنند و با آن بازی می‌کنند، ولی ممکن است خودمان متوجه چنین کتابی نباشیم. من نمی‌گویم شرایط نباید بدین شکل باشد ولی معتقدم که این کار در حال انجام است.

با اینکه وی از این پروژه با لحنی نیش‌دار صحبت می‌کند، ولی به ما نشان می‌‌دهد که چگونه می‌توانیم تبدیل به دولتی سرمایه‌دار شویم که حتی خودمان هم از آن آگاهی نداریم، ولی مردم واقعا داستان‌پردازی‌های شرکت‌ها را باور می‌کنند. اغلب استدلال‌ها در حال تغییر است و مردم فقط واضح‌ترین پاسخ‌ها را ارائه می‌دهند: «خوب، اگر قصد استفاده از داده‌های من را دارید، باید برای آن پول پرداخت کنید».

این موضوعی است که فقط در صورتی که قوانین سفت و سختی وجود داشته باشد، معنی پیدا می‌کند و آنها این کار را انجام می‌دهند تا مردم متوجه شوند که فروش داده‌هایشان فقط نوعی تسکین درد است و درمان درد نیست. راهکار این نیست که در مقابل چند دلار، داده‌های شما فروخته شود. این موضوع خیلی از اصل قضیه فاصله دارد و از آنجایی که فروش داده‌ها باعث ایجاد داستان تکراری «فروش داده‌های شما مشکلی ایجاد نمی‌کند» می‌شود؛ می‌تواند ضربه‌زننده باشد.  

مجددا، می‌بینیم که چگونه آنها با ذهن ما بازی می‌کنند و این موضوع نشان می‌دهد که ما واقعا هیچ‌گونه آزادی اراده‌ای نداریم. ذره‌ذره، این تغییر به جامعه تحمیل می‌شود و اکثر مردم این موضوع را متوجه نمی‌شوند. داستان با عبارت ساده‌ای همچون «بسیار خوب، این رایگان است» شروع می‌شود و با جمله‌ی «می‌توانم به این روش به‌ظاهر بی‌اهمیت، کمی پول درآوردم» به پایان می‌رسد.

 فیسبوک و گوگل، تمایلی به خرید داده‌های ما ندارند. آنها به‌صورت رایگان اطلاعات کاربری میلیون‌ها کاربر را در اختیار دارند. این شرکت‌ها، مدل تجاری خود را به‌سادگی تغییر نمی‌دهند و برای دسترسی به اطلاعات ما پولی پرداخت نمی‌کنند، ولی از این اطلاعات پول درمی‌آورند. در سال ۲۰۱۷ میلادی، این شرکت‌ها دستی در تبلیغات ۱۳۵ میلیارد دلاری داشتند. عدد بسیاری بالایی است. 

با این وجود، گوگل و فیسبوک همانند سایر شرکت‌ها نیستند. تفاوت آنها با سایر شرکت‌ها این است که پذیرش دارند؛ ولی اگر گیوتن بالای سرشان باشد، رویکرد خود را تغییر می‌دهند. نشریه‌ی اکونومیست در یادداشتی نوشت: 

سال ۲۰۱۸ و رسوایی کمبریج آنالیتیکا را کسی فراموش نخواهد کرد. حفظ حریم خصوصی معنای خود را از دست داده است. از داده‌های شخصی کاربران برای راهبرد انتخابات آمریکا سوء استفاده شد. سال ۲۰۱۸ که قوانین حفظ حریم خصوصی در نهایت شروع به‌اجرایی شدن پیدا کردند، به این دو علت فراموش نخواهد شد. 

شاید تصور کنید مطالبی که مطرح می‌شود، بسیار بدبینانه هستند؛ اما اینطور نیست. برخی مواقع باید بدترین حالت‌ها را در نظر گرفت. برای حفظ حریم خصوصی گاهی باید جنگید و شاید سال ۲۰۱۸ یکی از آن سال‌هایی است که بیش از پیش نگرانی در مورد حفظ حریم خصوصی به‌چشم می‌خورد. سال ۲۰۰۷ بحران مالی، شبیه به حالت جنگی برای کشورها به‌وجود آورده بود؛ و امسال هم بحران مربوط به نقض حریم خصوصی، کمتر از حالت و وضعیت جنگی ندارد.

واسط مغز و کامپیوتر چه زمانی اعمال خواهد شد؟ 

تقریبا این روزها کسی در مورد واسط مغز و کامپیوتر صحبت نمی‌کند، ولی گروه‌های زیادی درحال بررسی و توسعه‌ی آن هستند. فیسبوک، یکی از شرکت‌هایی است که روی رابط مغز و کامپیوتر کار می‌کند و می‌توانیم به‌جرات بگوییم که شرکت‌های بزرگ دیگری در حوزه‌ی فناوری روی این مقوله کار می‌کنند. گوگل، آمازون ومایکروسافت، جزو شرکت‌هایی هستند که قطعا روی پروژه‌هایی در زمینه‌ی واسط مغز و کامپیوتر کار می‌کنند.

یکی از شرکت‌های مطرح در این زمینه، Neuralink زیرنظر ایلان ماسک، و Kernel زیر نظر بریان جانسون است. Baidu، غول بزرگ چینی، به‌سفارش دولت چین، روی تراشه‌های عصبی کار می‌کند که با سیگنال مغزی تحریک می‌شوند. دولت‌های چين و آمريکا و همچنین فلسطین اشغالی و روسيه و چندين کشور دیگر در چنین پروژه‌هایی سخت مشغول فعالیت هستند. اولین سوالی که به ذهن می‌آید این است: 

اگر قرار باشد آنچه در مغز ما می‌گذرد در اختیار سیستم‌های کامپیوتری قرار گیرد، با استانداردهای فعلی حریم خصوصی، چه بر سر ما خواهد آمد؟

تاریخ گواه این است که در طی سالیان متمادی، همواره پول و قدرت، دو مقوله‌ی اصلی و مهم شرکت‌ها و دولت‌ها بوده‌اند. باید پرسید: «اگر رابط مغز و کامپیوتر بتواند آنچه در مغز شما می‌گذرد در فضای ابری ذخیره‌سازی کند؛ چه کسی از این اطلاعات استفاده خواهد کرد؟ صرف‌نظر از موضوع مالکیت داده‌ها، چه کسی می‌تواند به این داده‌ها دسترسی داشته باشد و از آن‌ها استفاده کند؟»

BCI

موضوع اصلی  پشت تمام این صحبت‌ها، پول است. بریان جانسون، بنیانگذار کرنل، در مقاله‌ای خبری نوشت: «تصور کنید که یک رابط مغز و کامپیوتر دارید که می‌تواند تمام افکار شما را چه در ناخودآگاه و چه در خودآگاه بخواند. این اطلاعات در دسترس چه کسی قرار خواهد گرفت؟ چه کسی می‌تواند به این اطلاعات دسترسی داشته باشد؟ چه کسی می‌تواند برای دسترسی به این اطلاعات هزینه کند؟

ما در تلاش هستیم تا بتوانیم واسط بین مغز و کامپیوتر را در Kernel طراحی و تولید کنیم. شرکت‌های بزرگ دیگری هم در تلاش هستند به این فناوری دست پیدا کنند. طراحی و تولید واسط مغز و کامپیوتر یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است.

تصور کنید زندگی ما، گذشته‌مان، افکار و عقایدمان، آنچه تاکنون مطالعه‌ کرده‌ایم یا نوشته‌ایم، هر جایی که رفتیم، هر کاری که انجام داده‌ایم و همه‌ی جزئیات زندگی ما اعم از عادت‌ها، علایق، حتی دیدگاه‌های سیاسی و … در قالب داده‌های دیجیتالی قابل دسترس باشند. فیسبوک، گوگل و شرکت‌های بزرگ فناوری از این معدن اطلاعات بسیار بهره می‌برند و می‌توانند با کمک این داده‌ها و اطلاعات، دستاوردهای خوبی داشته باشند. اطلاعات و داده‌های مغزی ما می‌تواند برای بسیاری از شرکت‌ها حائز اهمیت باشد.

افکار شما، جزئی از حریم شخصی شما است. شما تنها کسی هستید که می‌توانید به اطلاعات و داده‌های مغزی‌تان دسترسی پیدا کنید. این داده‌های اطلاعاتی، در اصل تنها داده‌هایی هستند که شما به‌عنوان مالک آنها می‌توانید آن‌ را کنترل کنید. اما فناوری‌های نوین می‌تواند شرایطی را به‌وجود بیاورد که دیگران هم به افکار شما که مربوط به حوزه‌ی شخصی شما هستند، دسترسی پبدا کنند.

این موضوعات بسیار مهم و جدی هستند. اگر دقت کنید، می‌بینید که شرکت‌ها و دولت‌های بزرگ در حوزه‌ی چنین فناوری‌هایی سخت درتلاش هستند تا آن‌ها را به‌ سرانجام معلومی برسانند».

واقعیت این است که مقوله‌ی واسط بین مغز و کامپیوتر، می‌تواند در عین جذابیت، بسیار ترسناک باشد. کشورهای امریکا و چین در حوزه‌ی هوش مصنوعی سخت تلاش می‌کنند حرف‌های تاز‌ه‌ای برای گفتن داشته باشند. به‌نظر می‌رسد که چین در این مبارزه، پیروز میدان باشد.

دارپا روی پروژه‌های کنترل ذهن کار می‌کند

DARPA، نیز سخت درتلاش است تا درحوزه‌ی فناوری‌های نوین، روی پروژه‌های جدیدی کار کند.  در سال ۲۰۱۶ میلادی، پروژه‌‌ی دارپا موسوم به Neuro-FAST، طراحی برنامه‌ای برای استفاده از فناوری نانو به‌منظور کمک به سربازان در شرایط استرس شدید بود. این برنامه سعی داشت در زمان‌هایی که سربازان دچار استرس شدید می‌شدند، بتواند به بهبود عملکرد آن‌ها و کاهش استرس کمک کند.

برخی از سریا‌ل‌ها و فیلم‌هایی علمی- تخیلی، واقعا تخیلی نیستند و در پشت پرده‌ی آنها موضوعاتی مطرح می‌شود که خبر از پروژه‌های بزرگ می‌دهد.

برای راه‌اندازی BRAIN Initiative، مبلغ ۶ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شد. هدف BRAIN Initiative، مشخص‌ کردن نحوه‌ی عملکرد مغز و فرآیند چگونگی یادگیری مغز بود. در BRAIN Initiative، روش‌هایی برای خواندن و نوشتن با کمک فعالیت‌های عصبی مورد بررسی قرار گرفت. یکی از اهداف آن، کمک به بیماران مبتلا به بیماری‌های التهاب عصبی بود و می‌توانست راهکارهای خوبی برای درمان این افراد پیشنهاد بدهد.

علاقه‌ی زیادی برای کشف فعالیت‌های مغز انسان و نحوه‌ی عملکرد مغز انسان وجود دارد. چندین دهه روی این موضوع کار شده است، اما هنوز هم جای کار دارد.

چقدر با هدف فاصله داریم؟ 

در سال ۲۰۱۷، پروفسور رافائل یوست و تیم تحقیقاتی‌اش، فعالیت هر نورون چتر دریایی را به نام هیدرا ثبت کردند. ممکن است به‌نظرتان برسد که مغز انسان بسیار پیچیده‌تر از آن است که با چنین تحقیقاتی بتوان در مورد آن به‌نتیجه رسید. بله مغز انسان بسیار پییچیده‌تر از هیدرا است؛ اما همین تحقیق، یک قدم بزرگ به‌سوی هدف در نظر گرفته می‌شود. وقتی شما بتوانید کدها‌ی مغزی را رمزگشایی کنید، کم‌کم به آنچه مورد هدف اصلی‌تان است نزدیک‌تر می‌شوید. رافائل در مقاله‌ای در مورد این تحقیق گفت: 

کاری که من و تیم تحقیقاتی به‌انجام رساندیم، به‌نوعی خواندن فکر هیدرا بود. ما توانستیم فعالیت هر نورون Hydra را بررسی کنیم و این معادل فکرخوانی هیدرا است.

آیا می‌توان افکار جدیدی به هیدرا انتقال داد؟ آیا می‌توانیم الگوهای فعالیت هیدرا را کشف کنیم و با تغییر الگوها، رفتار هیدرا را تحت کنترل بگیریم؟ در تلاش هستیم که به چنین موفقیت‌هایی دست پیدا کنیم. تصور کنید همین اتفاقات و همین موفقیت‌ها را در مورد مغز انسان به‌دست آوریم.

محققان و دانشمندان معتقد هستند که روزی چنین اتفاقی خواهد افتاد. با اینکه ممکن است سال‌ها طول بکشد، ولی روزی رخ خواهد داد. همان‌طور که انسان می‌خواست پایش به کره‌ی ماه برسد و در نهایت با پروژه‌ی آپولو، آمریکا توانست پیش از روسیه به ماه برسد. در واقع دولت آمریکا میلیاردها دلار هزینه کرد که ثابت کند می‌تواند پیش از روس‌ها به ماه برسد. (در گفتگوی جالب‌توجهی به نام «تاریخ رمزآلود سیلیکون‌ولی»، استیو بلنک به علت تلاش دولت آمریکا در پیشگام بودن ثبت پا روی مریخ اشاره می‌کند.)

تنها زمان در این میان مطرح است و زمان،‌ سریع‌تر از آنکه تصور می‌کنیم به پیش می‌رود. در واقع تاکنون نصف راه را رفته‌ایم: از جنبه‌های سخت‌افزار و نرم‌افزاری. از سوی دیگر، فناوری در اختیار انسان است. روش‌های متنوعی برای خواندن و آنالیز فعالیت مغزی وجود دارد. موضوع این نیست که به فناوری درستی رسیده‌ایم یا خیر. موضوع این است که چگونه یک رابط کاربرپسند ارائه شود.

یکی از بزرگترین کشف‌های قرن حاضر این است که همه چیز دارای الگوریتم است. ما محصول یک الگوریتم هستیم. درواقع، شرکت‌هایی که روی این موضوعات کار می‌کنند، درتلاش هستند کدهای مغزی انسان را کشف کنند. از نظر این افراد، یک کیلوگرم DNA می‌تواند تمام داده‌های جهان را در خود ذخیره کند.

BCI

آیا برای آمدن رابط‌های مغز و کامپیوتر آماده هستید؟ 

این روزها، صحبت‌های زیادی در مورد حفظ حریم خصوصی مطرح می‌شود. آیا ما برای آمدن رابط‌های مغز و کامپیوتر آمادگی لازم را داریم؟ اگر واسط بین مغز و کامپیوتر روزی به‌صورت جدی و رسمی در بازار فناروی به‌میدان بیاید، استانداردهای حریم خصوصی فعلی می‌تواند، از داده‌ها و اطلاعات فردی ما حفاظت کنند. آیا مسایل و مشکلات مربوط به حفظ حریم خصوصی بیشتر خواهد شد یا کمتر؟ چه خطراتی ممکن است ما و داده‌های مربوط به ما را تهدید کند؟ بدترین اتفاقی که ممکن است در این حوزه رخ دهد، چه خواهد بود؟ 

اولین موضوع مهم در این حوزه، این است که شرکت‌ها و دولت‌هایی که در این مقوله فعلیت دارند، نیت خوبی داشته باشند. اگر با نیت‌های پلید این حوزه را دنبال کنند، معلوم نیست چه سرانجامی درانتظار بشریت خواهد بود.

شرکت‌ها و دولت‌ها، در دهه‌های متمادی، سخت تلاش کرده‌اند تا بدانند مغز انسان چگونه کار می‌کند. تلاش‌های بسیاری برای مدیریت و کنترل افکار و مغز انسان انجام شده است. هر روز پروژه‌های پیچیده‌تری تعریف می‌شود و هدف‌های بزرگ‌تری تعریف می‌شود. آیا در این پروژه‌ها به حریم خصوصی توجهی می‌شود؟ آیا ممکن است درنهایت آینده‌ی نسل بشر به‌خطر بیفتد؟ 

اجسام از آنچه که در آینه می‌بینید به شما نزدیکتر هستند

به‌نظر می‌رسد گاهی ما فراموش می‌کنیم که فناوری‌های نوین با چه سرعتی پیش می‌روند. به رشد فناوری‌های مربوط به صنعت گوشی‌های هوشمند دقت کنید.  همه‌چیز بها سرعت در حال پیشروی است. بعید نیست فناوری‌های مرتبط با واسط بین مغز و کامپیوتر هم با همین سرعت به پیش برود.

قرار نیست حتما سرانجامی ناامیدکننده در انتظار ما باشد. اگر قبل از آنکه دیر شود، در این راستا کاری بکنیم، همه‌چیز بهتر و دقیق‌تر پیش خواهد رفت. همچون معماری هستیم که باید سنگ‌بنای اول را محکم بگذاریم.

موضوع نگران‌کننده، فناوری‌های نوین نیست، بلکه موضوع مهم آن است که انسان‌ها از فناوری چگونه و در چه جهتی استفاده می‌کنند. آیا از قدرت فناوری سواستفاده می‌کنند، یا آن را در خدمت بشریت مورد استفاده قرار می‌دهند؟



Source link

سرمایه‌گذاری عظیم مایکروسافت روی ۵G برای سلامت انسان خطرناک است!


شرکت‌های مختلفی از جمله مایکروسافت، سرمایه‌گذاری‌های کلان روی تکنولوژی انقلابی ۵G کرده‌اند. با ما همراه باشید تا با ابعاد مختلف این تکنولوژی آشنا شویم.

۵G، تحول و تکامل بعدی در شبکه‌های موبایل، احساسی ما را نسبت به تکنولوژی تغییر خواهد داد!

تکنولوژی ۱G تماس صوتی را برای پلتفرم‌های موبایلی امکان‌پذیر کرد؛ ۲G تماس متنی و ۳G سرعت بالاتر و استریم موزیک و ویدیو فراهم کردند. ۴G یا LTE سرعتی ۱۰ برابر بیشتر از ۳G را برای کاربران مهیا کرد. اکنون، ۵G تکاملی در قدرت محاسبات شبکه‌های موبایلی محسوب می‌شود. این تکنولوژی ما را قادر به انجام سناریوهای محاسباتی مختلف مانند اتومبیل‌های متصل، هوش مصنوعی پیشرفته، مراقبت‌های پزشکی از راه دور، واقعیت و افزوده‌ی مجازی پیشرفته خواهد کرد.

5G

شبکه‌های ۵G تاخیر بسیار اندکی خواهند داشت. این‌گونه شبکه‌ها سرعت و قدرت به مراتب بیشتری از شبکه‌های فعلی خواهند داشت و قادر به انتقال حجم عظیم‌تری از اطلاعات خواهند بود. این تکنولوژی قادر خواهد بود تا دستگاه‌هایی با فاصله‌های زیاد را به یکدیگر متصل کند. دستگاه‌های موجود در این شبکه، علاوه‌بر اتصال و ارتباط با شبکه، به دلیل تاخیر بسیار کم و سرعت بسیار بالا، قادر خواهند بود تا در زمان اندک به تصمیم‌گیری بپردازند (مانند ماشین‌های هوشمند). این قابلیت‌ها، نیازهایی بنیادین برای پلتفرم آژور  مایکروسافت، به‌عنوان چشم‌انداز کامپیوتری جهان، شالوده‌های مبتنی بر IoT، هوش مصنوعی و واقعیت‌های مختلط به شمار می‌روند.

اما با تمام فواید ذکرشده برای شبکه‌ی ۵G، استفاده از این شبکه، هزینه‌هایی را نیز بر ما تحمیل می‌کند. بسیاری از افراد معتقدند که امواج با فرکانس بالای مورد استفاده در این تکنولوژی و همچنین دکل‌های مخابراتی که به‌عنوان زیرساخت این تکنولوژی مورد استفاده قرار می‌گیرند، خطراتی جدی برای سلامت انسان، حیوانات و محیط زیست ایجاد می‌کنند. این‌گونه اخطارها، صرفا از جانب افرادی که از تکنولوژی می‌ترسند یا نظریه‌پردازان توطئه و عوام مطرح نمی‌شود؛ بلکه از جانب جامعه‌ی علمی بین‌المللی که از دانشمندان خبره‌ی بین‌المللی تشکیل شده،‌ صادر می‌شود.

در شهریورماه ۹۶، تعداد ۱۸۰ دانشمند از نقاط مختلف جهان، گردهم آمدند تا تقاضایی مبنی بر توقف توسعه‌ی فناوری ۵G به علت خطرات پزشکی ارائه دهند.

مقاله‌های مرتبط:

تکنولوژی ۵G از بخشی از طیف رادیویی به نام امواج میلیمتری استفاده می‌کند. این امواج به منظور انتقال اطلاعات با حجمی عظیم و سرعتی بسیار بالا، فرکانس زیادی دارند. با این حال، امواج میلیمتری یکپارچگی خود را در فاصله های طولانی از دست می‌دهند و از اجسام جامد به خوبی عبور نمی‌کنند. ساختمان‌ها، درختان و حتی یک برگ در حال سقوط می‌تواند برای امواج میلیمتری تداخل ایجاد کند. برای جبران برد کوتاه این مواج و حساسیت آن‌ها به تداخل باید هزاران برج کوچک مخابراتی برای تقویت این امواج، در سراسر شهرها و محله‌ها ساخته شود. این برج‌های کوچک که بر پست‌های لامپ، چراغ‌های راهنمایی و رانندگی و غیره نصب می‌شوند، اجازه می‌دهند که نزدیک‌ترین خط دید جهت هدایت امواج میلیمتری ۵G بین کاربر و دستگاه‌ها ایجاد شود. تعداد زیاد این برج‌های کوچک مخابراتی (به ازای هر ۱۰ تا ۱۲ خانه یک برج) و انتقال امواج میلی‌متری ۵G در آن‌ها دانشمندان را برای خطرات سلامتی که در پی دارند، نگران کرده‌ است. برخی از این خطرات عبارتند از:

  • افزایش خطر ابتلا به سرطان
  • استرس سلولی
  • آسیب‌های ژنتیکی
  • تغییرات ساختاری و عملکردی سیستم تولیدمثل
  • اختلالات یادگیری و حافظه
  • اختلالات عصبی
  • تاثیر منفی در سلامت عمومی انسان
  • اثرات مضر برای زندگی گیاهی و جانوری

علاوه‌بر ۱۸۰ دانشمندی که از ۳۵ کشور مختلف از دادخواست توقف این تکنولوژی حمایت می‌کنند،‌ ۲۳۰ دانشمند در ۴۱ کشور درخواست تجدیدنظر را بر اساس تحقیقات منتشرشده در مورد بررسی اثرات مضر میدان‌های الکترومغناطیسی غیریونیزه یا فرکانس‌های رادیویی ۵G مطرح کرده‌اند. بعضی از توصیه‌های آن‌ها عبارتند از:

  • کودکان و زنان باردار باید محافظت شوند
  • دستورالعمل‌ها و استانداردهای نظارتی سخت‌گیرانه‌تر شوند
  • تولیدکنندگان تکنولوژی امن‌تری توسعه دهند
  • مردم در مورد خطرات احتمالی سلامتی کاملا مطلع شوند
  • متخصصین پزشکی در مورد اثرات بیولوژیکی انرژی الکترومغناطیسی تحصیل کنند
  • دولت‌ها، آموزش و تحقیقات در مورد زمینه‌های الکترومغناطیسی و سلامت را تامین کنند
  • مناطق سفید (مناطق بدون تابش) ایجاد شوند

با توجه به شواهدی از آسیب‌های بهداشتی و زیست‌محیطی و توصیه‌هایی از منابع رسمی، چرا مایکروسافت، کوالکام و دیگران همچنان برنامه‌های خود مرتبط با فناوری ۵G را با قدرت پیش می‌برند؟

مایکروسافت

۵G یعنی پول، پول و باز هم پول!

ایالات متحده در رقابتی تنگاتنگ با کشورهای مختلف از جمله چین، برای رهبری انقلاب ۵G و اقتصاد چند میلیارد دلاری که در پی دارد، است. تام ویلر، رئیس پیشین FCC بر این باور است که تکنولوژی ۵G، میلیاردها دلار پول برای صنعت به ارمغان خواهد آورد. او اظهار کرده است که به علت استاندارد‌ها کارش را متوقف نمی‌کند و به مردم توصیه کرده از سد کردن مسیر پیشرفت تکنولوژی دست بردارند!

با پیشرفت فناوری ۵G، پلتفرم ابری Microsoft، پیشرفت عظیمی خواهد کرد. زیرا، این تکنولوژی قابلیت‌های زیادی را به پلتفرم‌های این شرکت از جمله Intelligent Edge، اینترنت اشیا و ماشین‌های متصل می‌افزاید. سرویس استریم بازی xCloud این شرکت نیز از ویژگی‌های بی‌نظیر تکنولوژی ۵G از جمله تاخیر بسیار اندک، بهره‌مند خواهد شد. همچنین فناوری ۵G این امکان را فراهم می‌‌آورد تا مایکروسافت از قابلیت‌های هوش مصنوعی به‌طور وسیع‌تری در برنامه‌ی اینترنت اشیا خود استفاده کند. در این برنامه، کامپیوترهای هوشمند جزئی از طبیعت خواهند شد.

مایکروسافت، کوالکام و دولت‌های مختلف برای درو کردن ثروت بادآورده‌ی فناوری ۵G در آینده‌ای نزدیک تلاش می‌کنند. به همین دلیل نگرانی در مورد سلامت عمومی و محیطی خیلی جدی گرفته نمی‌شود.

برای علاقه‌مندان دنیای فناوری، داستان ۵G معمولا این‌گونه است که این فناوری تا مقدار بسیار زیادی سرعت ارتباطی ما را افزایش می‌دهد و زیرساخت‌های مناسبی برای بهره‌وری بهتر از هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده فراهم‌ می‌کند. ما معمولا چیزی در مورد اثرات مضر ۵G بر سلامت خود و خانواده‌هایمان نمی‌شنویم؛ اما همواره باید دو روی یک سکه را دید!



Source link

سرهای رباتیکی که به حالات چهره انسان واکنش می دهند [تماشا کنید]


شرکت Furhat Robotics چندی پیش از رباتی که از طریق حرکات چهره با انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کرد، رونمایی نمود. این کمپانی مدعی شده که ربات آنها در واقع پیشرفته ترین ربات اجتماعی و پلتفرم هوش مصنوعی مکالمه‌گر جهان است. با این وجود ربات مذکور در مواجهه با فردی که بوتاکس به صورتش تزریق کرده نتوانسته حالات چهره وی را شناسایی کند و عملکرد مناسبی از خود بر جای بگذارد.

این اندروید دقیقا نحوه‌ی انسان‌ها را برای ارتباط با دیگران شبیه سازی می‌کند و با صحبت کردن، گوش دادن، عکس العمل نشان دادن و خواندن تغییر حالات صورت افراد، تعامل خود را با انسان‌ها حفظ کند.





با این وجود مسئولین کمپانی سازنده‌ی این ربات مدعی شده‌اند ربات ‌آنها در برابر یک گزینه‌ی به خصوص موفق نشده عملکرد مطلوبی از خود بر جای بگذارد. آنها در مرحله‌ی تست این ربات متوجه شدند که اندروید قادر نیست با یک سوژه به خصوص ارتباط برقرار کند.

پس از بررسی های فراوان مشخص شده که این فرد به تازگی بوتاکس تزریق کرده و به همین دلیل قسمتی از عملکرد پیشانی و پوستش را از دست داده است. پیشانی صاف و پوست کشیده شده، موجب شده که سیستم‌های ربات قارد به تشخیص صحیح حالات صورت کاربر نشود و به همین دلیل نتواند عکس العمل درستی از خود نشان دهد.

سازندگان این ربات سریعاً دست به کار شدند تا راهی برای حل این مشکل پیدا کنند و سیستم را دوباره تنظیم نمودند تا بتواند به کوچکترین تکان عضلع نیز عکس العمل نشان دهد.

Furhat با استفاده از تکنولوژی دستیار هوشمندی مشابه سیری و آلکسا یا ربات پپر کمپانی سافت بنک موفق شده، قدمی رو به جلو بگذارد و دیوایسی برای آینده خلق کند.

سر و صورت مجزای این ربات می‌تواند حالات صورت کارکتر‌های مختلفی به خود بگیرد و هر کدام از آنها خصوصیات منحصر به فردی از خود شنان خواهند داد که بسیار به انسان‌های واقعی شباهت دارند. بدین ترتیب کاربران می‌توانند با خرید این محصولات همراه، کارمند یا معلم زبان برای خود اختیار کنند.



Source link

روستا تاریخی لما علیا، زیستگاه انسان های نخستین


روستای تاریخی و گردشگری لما علیا یکی از مناطق دیدنی و جذاب شهرستان دنا به شمار می‌رود. احتمال می‌رود که این روستا حدود ۳ هزار سال قدمت داشته باشد.

مقاله‌های مرتبط:

یاسوج یکی از مناطق سردسیری کهگیلویه و بویراحمد است که بسیاری آن را پایتخت طبیعت ایران می‌دانند. این منطقه در جنوب غربی ایران جاذبه‌های تاریخی و طبیعی بسیاری دارد. از دوران برنز، یاسوج محل زندگی اقوام ایرانی بوده است و آن را ییلاق دولت بزرگ عیلام می‌دانند. به همین دلیل آثار باستانی بسیاری نیز در این منطقه کشف شده است. این منطقه همچنین به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه‌اش دیدنی‌های طبیعی متنوعی همچون آبشارها، چشمه‌ها، تاکستان‌ها، دشت‌های پرگل، پارک‌ها و چندین روستای زیبا دارد که همه ساله گردشگران بسیاری را به خود جذب می‌کند. یکی از روستاهای گردشگری و زیبای این منطقه لما علیا نام دارد.

روستای لما علیا از توابع شهر یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد است که در ۴۰ کیلومتری محور یاسوج به اصفهان و در منطقه چال شاهین شهرستان دنا قرار دارد. این روستا با حدود ۴۰۰ نفر جمعیت در شمال این استان واقع شده است و مردمان آن به زبان لری سخن می‌گویند. مردم این منطقه از ایلات اصیل و ریشه دار لُر بویر احمدی هستند. در این منطقه رودخانه‌های متعدد و آبشارهای فصلی و دایمی بسیاری قرار دارد. همچنین این روستا در میان ارتفاعات قرار گرفته است که کوهنوردان و طبیعت دوستان بسیاری به دیدن آن می‌روند.

گورستان لما

عکس: Eneshat

این روستا یکی از مناطق باستانی شهرستان دنا به شمار می‌رود چراکه کارشناسان قدمت این روستا را سه هزار و ۵۰۰ سال تخمین زده‌اند. براساس تحقیقات باستان‌شناسان این منطقه محل زندگی انسان‌های نخستین بوده است و آغاز دوره تاریخی آن را همزمان با حکومت عیلامیان می‌دانند. تل مهره‌ای و گورستان باستانی لما از آثار باستانی این روستا به شمار می‌رود که نشان می‌دهد قبل از ورود قوم آریایی، دارای سکنه و تمدن بوده است.

گورستان باستانی لما که که متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد است، اهمیت ویژه‌ایی در میان کارشناسان دارد. این گورستان در طی عملیات راه‌سازی چال شاهین لما در سال ۱۳۷۹ به صورت اتفاقی کشف شد. در پی کاوش‌های متعدد بیش از ۴۰۰ اثر تاریخی از این گورستان یافت شده است که هم‌اکنون در موزه نگهداری می‌شوند. همچنین ۷۰ عدد گور کشف شده است که طول برخی از آن‌ها به ۵ متر می‌رسد. از انواع آثاری که پس از گشودن گورها بدست آمد، می‌توان به مقدار زیادی استخوان، کوزه‌های سفالی و مفرغی، انواع خنجر، نوک پیکان و نیزه اشاره کرد. این گورستان باستانی را متعلق به قوم عیلامیان می‌دانند. قبایلی که در آن زمان، از مسیر روستای تاریخی لما کوچ می‌کرده اند، زمانی که کسی از آن‌ها فوت می‌شده است طایفه مردگان خود را در یک گور در این گورستان دفن می‌کردند.

گورستان لما

عکس: Eneshat

دیواره‌های گورها به صورت سنگ چین، قرار گرفته که در گذر زمان مقدار قابل توجهی از آن‌ها از بین رفته است. کارشناسان احتمال می‌دهند گورستان‌های دیگری نیز در منطقه لما وجود داشته باشد. داخل این گورستان تاریخی استخوان حیواناتی همچون اسب و گوسفند و همچنین داخل ظروف سفالی هم تکه استخوان‌هایی یافت شده است. این گورستان مهم‌ترین جاذبه تاریخی این منطقه به شمار می‌رود.

عکس کاور: wildfrontierstravel



Source link

پینوکیو دروغ بود؛ بینی انسان با دروغ گفتن کوچک می شود


کارتون پینوکیو از آن دست آثاری است که شاید کمتر کسی آن را ندیده باشد؛ ماجرا به یک عروسک خیمه شب بازی چوبی مربوط می شود که رفته رفته در طول داستان جان می گیرد و برای آنکه انسانی واقعی شود باید از دروغگویی دوری کند. بنابراین در هر نقطه ای از کارتون که پینوکیو دروغ میگفت بینی چوبی اش بزرگ می شد.

حالا جمعی از محققان دانشگاه Granada در اسپانیا این خاصیت را که به اثر پینوکیو شهرت دارد مورد راستی آزمایی قرار داده اند. آنها در بررسی های خود دریافتند زمانی که انسان دروغ می گوید دمای نوک بینی اش تا ۱.۲ درجه سانتی گراد افت می کند و همزمان پیشانی اش تا ۱.۵ درجه گرمتر می شود.

بنابراین هرچه اختلاف دمای راس بینی با پیشانی بیشتر شود احتمال آنکه فرد دروغ بگوید نیز افزایش می یابد. و اما این واکنش عجیب ناشی از قدرت و توانی است که مغز صرف می کند تا دروغ بگوید؛ حتما تایید می کنید که فردی برای آنکه یک دروغ باورپذیر بگوید باید خوب فکر کند و همین مساله دمای پیشانی را بالا می برد. در عین حال اما نگرانی از باورپذیر نبودن یک دروغ یا روشن شدن حقیقت دلهره را در فرد زیاد می کند و همین مساله دمای راس بینی را پایین می آورد.





کارتون پینوکیو/ اثر دروغ

همین مساله موجب می شود که برخلاف کارتن پینوکیو بینی انسان در زمان دروغ گفتن اندکی کوچک تر از اندازه طبیعی اش شود، هرچند که این تغییر برای چشم انسان قابل درک نیست.

و اما در این پژوهش دانشمندان از ۶۰ دانشجوی داوطلب درخواست کردند وظایفی را انجام دهند و همزمان با کمک تکنولوژی تصویربرداری حرارتی مغز آنها را اسکن کردند. در یکی از این وظایف از داوطلبان درخواست شد که تماسی تلفنی در حد ۳ تا ۴ دقیقه با فرد دلخواهشان برقرار کنند و در آن یک دروغ آشکار بگویند. اشاره کنیم که سوژه ها در این پژوهش خودشان دروغ مدنظرشان را سر هم می کردند و در این مسیر کمکی در اختیارشان قرار نمی گرفت. برخی می گفتند که یک بازیگر معروف را از نزدیک دیده اند و برحی دیگر ادعا می کردند تصادف سختی داشته اند.

همزمان با این مراحل با کمک یک دوربین حرارتی گروه کنترلی دیگر نیز تحت پایش قرار می گرفت؛ آنها باید تماس تلفنی مشابهی می گرفتند و به فردی که آنسوی خط قرار داشت می گفتند که مشغول تماشای چه محتوایی در کامپیوتر هستند (تصاویری آزاردهنده از اجساد و تصادفات رانندگی). درهر دوی این شرایط افراد دچار دلهره می شدند اما گروهی که آزمایش اصلی رویشان انجام می شد اثر پینوکیو را در بینی خود و تلاش ذهنی را در بخش جلویی مغزشان تجربه کردند که در واقع ناشی از دروغ گفتن بود.

به گفته محققان دست اندرکار این اختلاف دمایی بین بینی و پیشانی در ۸۰ درصد از افرادی که دروغ گفته بودند مشاهده شد که این دستاوردی بزرگ است و پیش بینی شده که در آینده نه چندان دور برای تشخیص مجرمان در ادارات پلیس مورد استفاده قرار بگیرد.



Source link

انسان کچل در صدر محبوب‌ترین اموجی‌ های جدید iOS 12.1


اموجی مرد یا زن کچل در صدر محبوب‌ترین اموجی‌ های جدید iOS 12.1 جای گرفته است. رتبه‌های بعدی نیز به صورت گیج مبهوت، فرد خوشحال با قلب‌های روی صورت و کف پا اختصاص دارد. اموجی‌پدیا این آمار را بر اساس تعداد دفعات استفاده، نظرات، ریتوییت‌ها و لایک‌هایی که اموجی‌های جدید دریافت کرده‌اند جمع‌آوری کرده است.

شاید یکی از دلایل اصلی مبحوبیت اموجی به دلیل استفاده آن در شوخی‌های عامینه توییتری باشد و صورت گیج و مبهوت هم کاربرد خوبی برای نشان دادن اتفاقات عجیب و غریب به خصوص در رابطه با افراد مشهور دارد. در میان اموجی‌های خوراکی هم انبه و کاپ کیک هم به لیست ده اموجی برتر خوراکی راه پیدا کرده‌ اند.

کم استفاده‌ترین اموجی‌ها هم سبد، جاروی دستی و کپسول آتش نشانی هستند که با توجه به کاربرد کم این موارد در زندگی روزمره مردم، عدم محبوبیت‌ آن‌ها چندان عجیب نیست.




کلیک کنید

اموجی‌ های جدید iOS 12.1

اپل هفته گذشته اضافه شدن ۷۰ اموجی جدید را به IOS 12.1 اعلام کرد. این ۷۰ اموجی شامل موضوعات مختلفی همچون سافت بال، اسکیت برد و فریزبی در بخش ورزشی و بیگل، نمکدان، کاپ کیک و انبه در لیست اموجی‌های غذا می‌شود.

به گفته اپل، اموجی‌های جدید به ارتباط بیشتر میان مردم جهان کمک می‌کنند و شامل مواردی هستند که تنها معطوف به زندگی آمریکایی نیست. برای مثال برخی از این اموجی‌ها به موضوعاتی نظیر کیک ماه چینی، پاکت قرمز رنگ که در برخی کشورهای آسیایی شرقی برای هدیه دادن پول استفاده می شود و زخم چشم که در کشورهایی از جمله ایران به عنوان چشم شیطان شناخته می شود را نشان می‌دهند.

اموجی‌ها امروزه به عنوان یکی از نمادهای زندگی مردن شناخته می‌شوند. کنسرسیوم یونیکد در واقع یک سازمان غیرانتفاعی است که مسئولیت تایید اموجی های جدید یا تغییر در اموجی‌های پیشین است، به تازگی نسخه‌ی بتایی از به روز رسانی جدیدش یعنی Emoji 12.0 منتشر کرده که به افراد معلول و کم توان اشاره دارد.

به کدام یک از اموجی‌ های جدید iOS 12.1 علاقه‌مند هستید؟



Source link

این هوش مصنوعی عجیب مانند یک انسان صحبت می‌کند [تماشا کنید]


طی کنفرانس جهانی اینترنت که در شهر ووژن چین در حال برگزاری بود، هوش مصنوعی عجیب و غریبی به نمایش گذاشته شد که بسیار شبیه یک انسان به زبان چینی و انگلیسی صحبت می‌کند.

این هوش مصنوعی که بر خلاف زمان کار هشت ساعته انسان می‌تواند ۲۴ ساعت روز و ۷ روز در نقش یک خبرنگار کار کند، حرکات صورت و صدای انسان را به خوبی تقلید می‌کند. او حتی به تیم خبری شبکه Xinhua هم اضافه شده و قرار است به زبان‌های انگلیسی و چینی برای مردم سرتاسر جهان برنامه اجرا کند.

در ویدیو زیر که بیشتر شبیه خبرگفتن یک مجری خشک و جدی می‌ماند، او خودش را معرفی کرده و از روز اول کاری خود می‌گوید. در حال حاضر دو مورد از این هوش مصنوعی طراحی شده که از آن‌ها در اپلیکیشن‌های خبری انگلیسی و چینی، اکانت عمومی وی‌ چت، تلویزیون اینترنتی و دو اکانت جداگانه Webio استفاده می‌شود.





هوش مصنوعی یکی از امیدهای انسان برای زندگی آسوده‌تر در آینده محسوب می‌شود. پژوهشگران مؤسسه MIT روش تازه ای ابداع کرده اند که در آن، هوش مصنوعی با استفاده از یک برنامه تحلیلگر، فرآیند یادگیری زبان توسط کودکان را به طور کامل درک و مانند آن‌ها یادگیری می‌کند.

همچنین چندی پیش اتحادیه اروپا اعلام کرد به‌زودی از به زودی از دستگاه‌های هوش مصنوعی دروغ سنج استفاده کند تا راست گفتن مسافران در مرزها را بسنجد. روند کار این دروغ سنج پیشرفته به این صورت است که سیستم به کاربران فرمی می‌دهد که باید آن را به صورت آنلاین پر کرده و برخی از مدارک خود مثل پاسپورت را قبل از رسیدن به یک مامور مجازی برای بازجویی آپلود کنند.

در میان بسیاری نگران هستند که پیشرفت تکنولوژی هوش مصنوعی در جهان می‌تواند باعث از بین رفتن زندگی نرمال انسان‌ها شده و همچنین مواردی مانند حریم شخصی را تحت تاثیر قرار دهد.

نظر شما در مورد پیشرفت این تکنولوژی چیست؟



Source link

کافیست خود را #باور داشته باشیم در مقام یک #انسان فارغ از #جنسیت یا #ضعف هایی ک…


👌😌
کافیست خود را #باور داشته باشیم
در مقام یک #انسان
فارغ از #جنسیت یا #ضعف هایی که داریم…
#خواستن_توانستن_است
#moshaveremoones
#زن #مرد #باور #مهارت #فوتبال #مشاور #مشاوره #زندگی #موفقیت #جام_جهانی #۲۰۱۸
#women #men #human #belief #soccer #football #life #success #worldcup #worldcup2018



Source