بایگانی برچسب: s

هفت سنگ؛ فیفا اندروید ۲۰۱۹ و بازگشتی موفق به تلفن‌ های هوشمند


باید از این به بعد هفت سنگ‌ها را با «لطفا بدون لباس خواب وارد نشوید» شروع کنم. به قدری در این چند هفته صنعت بازی موبایل چه در خارج و چه در داخل کم انرژی بوده که احتمالا از وسط مطلب به بعد کم کم چشم‌ها سنگین بشود. هر چند این هفته و با عرضه فیفا موبایل ۱۹ کمی وضعیت بهتر شده ولی هنوز با آن چیزی که انتظار داریم، فاصله دارد.

اخبار این هفته را با دیابلو ایمورتال استارت می‌زنیم که معرفی‌اش هیاهوی زیادی را در پی داشت. قبلا در مقاله‌ای طولانی‌تر هم به این مسئله پرداخته‌ایم اما به عنوان جمع بندی حرف‌ها، دیابلو ایمورتال عنوانی اکشن/نقش‌آفرینی آنلاین است که در آن بازیکن‌ها می‌توانند بین چند کلاس مختلف یکی را انتخاب کرده و در نمایی ایزومتریک به جنگ شیاطین بروند.

اگرچه اعتراضات به دیابلو ایمورتال هنوز ادامه دارد ولی با توجه به سابقه بلیزارد، می‌توانیم انتظار یکی از بهترین‌های گوشی را داشته باشیم. جالب اینجاست به همراه معرفی دیابلو ایمورتال، بلیزارد گفت که برنامه دارد بازی‌های بیشتری را به تلفن‌های هوشمند بیاورد؛ گزینه بعدی چیست؟ اوورواچ؟ وارکرفت یا استارکرفت؟


کلیک کنید



از دیابلو ایمورتال که بگذریم به ROME: Total War می‌رسیم، یکی از خاطره‌انگیزترین استراتژی‌های کامپیوتر که چند ماه پیش برای آیفون‌ها منتشر شد و در سه ماهه زمستان ۲۰۱۹ هم به دیوایس‌های اندرویدی می‌آید. پورت بازی توسط Feral Interactive ساخته می‌شود و این استودیو همان استویدیویی است که وظیفه پورت گرید اتو اسپورت را برای iOS داشت.

خبر مهم دیگری منتشر نشده فقط این نکته را اضافه کنم که کمپانی NetEase، سازنده Rules of Survival، به تازگی بازی جدیدی با نام The Day After Tomorrow را عرضه کرده است. یک اثر سوم شخص بقا که در آن به دنیایی مملو از زامبی‌ها قدم می‌گذارید. بازی شبیه به نسخه سوم شخص Last Day on Earth به حساب می‌آید.

در واقع باید با قطع درختان و خورد کردن سنگ‌ها منابع اولیه مورد نیاز را به دست آورده و با آن‌ها وسایل مورد نیاز مثل تله یا اسلحه‌ها را بسازید تا مقاومت‌تان در برابر زامبی‌ها افزایش پیدا کند. از لحاظ کنترل هم بازی به Rules of Survival شباهت دارد. The Day After Tomorrow فعلا تنها از زبان چینی پشتیبانی کرده، ۱۴۰۰ مگابایت حجم داشته و برای دانلودش باید به فروشگاه Apkpure بروید.

FIFA Mobile 2019

فیفا اندروید 2019

  • بازی آنلاین است

در بررسی دیروز فیفا موبایل ۱۹ هم گفتم؛ فیفا اندروید ۲۰۱۹ با داشتن دو حالت Vs Attack و Head to Head هم طرفداران فیفاهای کنسولی را راضی نگه می‌دارد و هم کسانی که به دنبال یک تجربه کوتاه‌تر هستند، فیزیک بهتر نقش زیادی روی طبیعی‌تر شدن بازی ایفا کرده و بازی از لحاظ گرافیک اگر نگوییم جهش ولی چند قدم مثبت برداشته و با رنگ‌بندی زنده‌ترش اصطلاحا فیفاتر شده است.

نسخه جدید فیفا موبایل اثر بی‌نقصی نیست. هنوز کمبود گزارشگر حس می‌شود، نقش پرداخت‌های درون برنامه‌ای روی تجربه مخاطب همچنان اثرگذار بوده و در همین قسمت جدید هم مکانیزم شوت زنی رنگ و بویی تخیلی‌تر به خودش گرفته است. ولی با تمام این حرف‌ها بازی به قدری تغییر مثبت داشته که می‌توانیم آن را بهترین و سرگرم‌کننده‌ترین فیفا موبایل بنامیم.

FIFA Soccer
  • FIFA Soccer
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: Electronic Arts
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۱۶۷ / ۶۰٫۲۵ مگابایت

Power Rangers: All Stars

  • بازی آنلاین است

طرفداران مجموعه پاور رنجرز هم بالاخره صاحب یک نقش آفرینی قهرمان محور روی گوشی شدند. در هر مرحله از بازی، شخصیت‌ها خودشان در مسیر حرکت کرده و وقتی که به یک دشمن رسیدند، کار شما آغاز می‌شود؛ با کلیک روی قدرت کاراکترها می‌توانید ضربه‌ای بزنید. در این بین با به دست آوردن کارت‌های بیشتر نیز قهرمان‌های بیشتری آزاد خواهند شد.

مشابه بقیه عناوین قهرمان محور مثل MARVEL Strike Force و DC Unchained که این روزها باب شده‌اند، Power Rangers: All Stars گیم پلی خیلی ساده‌ای دارد و تنها اگر از طرفداران پاور رنجرز هستید بازی را دانلود کنید. اما برای کسانی که دنبال یک اثر ابرقهرمانی متفاوت هستند، MARVEL Battle Lines را از دست ندهند.

Power Rangers: All Stars
  • Power Rangers: All Stars
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: NEXON
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۲۱۱٫۷ / ۷۵٫۳۸ مگابایت

Clockwork Damage

  • بازی آنلاین است

در هفت سنگ دو هفته پیش از Tesla vs Lovecraft گفتیم که با گیم‌پلی سرعتی‌اش، بیشتر به بازی‌های شوتم آپی شباهت داشت که این بار در زمین جریان دارند؛ به همان اندازه شلوغ، پر زد و خورد، متنوع و خوش ریتم که لحظه‌ای مخاطب را از تب و تاب نمی‌اندازند. اگر نمی‌توانید تا عرضه Tesla vs Lovecraft برای اندروید صبر کنید، Clockwork Damage جایگزین خوبی به حساب می‌آید.

در اینجا هم دوربین از بالا بوده، هر مرحله دشمنان از دور و اطراف به سمت‌تان هجوم می‌آورند و حالا در نقش شخصیت اصلی بازی که تا حدی یادآور دوک و سم ماجراجو است باید با آن‌ها بجنگید. انتظار اثری به خوش ساختی Tesla vs Lovecraft را نداشته باشید ولی با این حال بازی با سرعت بالای گیم‌‌پلی‌اش می‌تواند طرفداران سبک اکشن را راضی نگه دارد.

Clockwork Damage
  • Clockwork Damage
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: Hail
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۳۶۸٫۳ / ۲۱۲٫۵۸ مگابایت

Hyperdrome

  • بازی آنلاین است

خطاب به دارندگان آی‌دیوایس: اگر آب هم دست‌تان است زمین بگذارید و Hyperdrome را دانلود کنید. بازی را می‌توانیم «کلش رویال+ماشین‌سواری» بنامیم؛ بازیکن‌ها در مسابقاتی یک به یک کنترل ماشینی را به عهده دارند و هر کسی که زودتر به خط پایان برسد، برنده می‌شود.

نکته اینجاست که همانند عناوین رانر، اینجا نیز اتومبیل‌ها خودشان در مسیر حرکت می‌کنند و بنابراین شما تنها یک وظیفه دارید: استفاده از کارت‌ها. این کارت‌ها حکم همان قدرت‌های ویژه ماشین‌ها را داشته و حالا در زمین مسابقه و به کمک آن‌ها باید سعی کنید حریف را عقب نگه دارید و از او جلو بزنید.

Hyperdrome
  • Hyperdrome
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: Travian Games GmbH
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۲۲۲٫۳ / ۸۷٫۰۷ مگابایت

Armed Heist

  • بازی آنلاین است

چند روز پیش بالاخره Armed Heist برای دیوایس‌های اندرویدی هم منتشر شد. عنوانی که در ابتدا گمان می‌رفت شبیه به Payday باشد ولی حالا که بازی به اندروید آمده، به خوبی می‌توانیم تفاوت‌های این دو رو متوجه بشویم. برخلاف Payday که تمرکزش را روی رقابت‌های چند نفره گذاشته و یک تیم نقش پلیس و تیم دیگری ایفاگر دزدها هستند، Armed Heist عنوانی تک نفره است.

در هر مرحله کنترل دزدها را داشته و باید ماموریت‌ها را به پایان برسانید؛ به بانک بزنید، جواهرات را بدزدید و پول‌ها را بربایید. در این میان هم پلیس‌ها بزرگترین چالش پیش‌رو هستند. اگر به دنبال یک تجربه چند نفره از این داستان دزد و پلیسی هستید، به سراغ PAYDAY Crime War بروید. در غیر این صورت Armed Heist می‌تواند سرگرم‌تان کند.

Armed Heist
  • Armed Heist
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: Sozap
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۱۵۰۰ / ۹۹۷٫۴۹ مگابایت

My Talking Tom 2

  • بازی آفلاین است

این هفته طرفداران «نگه‌داری از حیوانات» (Pet Games) شاهد ادامه یکی از معروف‌ترین بازی‌های این سبک بودند؛ در My Talking Tom 2 هم مخاطب وظیفه نگهداری گربه‌ای با نام تام را به عهده دارد. باید به او غذا بدهید، مراقب پاکیزگی‌اش باشید و همچنین با بازی‌های مختلف سرگرمش کنید. بازخوردها تا الان خیلی مثبت بوده و به نظر Outfit7 با بازتر گذاشتن دست بازیکن توانسته یک تجربه جذاب‌تر ارائه بدهد. بنابراین اگر از علاقه‌مندان به Pet Games هستید، My Talking Tom 2 همان عنوانی است که این هفته باید بازی کنید.

My Talking Tom 2
  • My Talking Tom 2
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: Outfit7 Limited
  • سیستم عامل: اندروید
  • حجم: ۹۱٫۶۵ مگابایت

Teslagrad

  • بازی آفلاین است

یکی دیگر از بازی‌های تحسین شده پلتفرم‌های خانگی به تلفن‌های هوشمند آمد؛ Teslagrad که یک پازل پلتفرمر دو بعدی است، سال ۲۰۱۳ انتشار یافت و به خاطر طراحی هنری زیبا، موسیقی نوستالژی و البته معماهای درگیرکننده توانست نظر مثبت منتقدان و بازیکن‌ها را جالب کند.

شروع داستان بازی به سال‌ها قبل از ماجراجویی شخصیت اصلی برمی‌گردد. در ساختمانی با نام Teslagrad جادوگرانی وجود داشت که از تکنولوژی استفاده می‌کردند و پادشاه Kingdom of Elektropia تصمیم می‌گیرد تا آن‌ها را نابود کند. حالا در نقش بچه‌ای یتیم باید از سرآغاز این جنگ سر در بیاورید.

Teslagrad
  • Teslagrad
  • قیمت: ۴٫۹۹ دلار
  • سازنده: Playdigious
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۷۲۸٫۳ / ۲۸۴٫۲۸ مگابایت

فندق

  • بازی آفلاین است

روز به روز بازی‌های ایرانی بیشتری راه‌شان را به گوگل پلی پیدا می‌کنند و حالا هم قرعه به نام فندق افتاده است. در هر مرحله از بازی حروفی به بازیکن داده می‌شود و او باید با انتخاب آن‌ها کلمات منطقی بسازد؛ انگشت خود را به ترتیب بین حروف کشیده و اسم‌هایی به وجود می آورید. البته در این بین کلمه‌های دیگری حضور دارند که به عنوان «کلمات ویژه» شناخته می‌شوند و بعد از یافتن تعداد معینی از آن‌ها سکه می‌گیرید.

فندق
  • فندق
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: پلاس ناین گیمز
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۳۵٫۹۳ / ۲۸٫۶ مگابایت



Source link

Last Frontier ، بازگشتی دوباره به سیاره میمونها


فرنچایز سیاره میمونها از دیرباز توانسته مخاطبان و طرفداران زیادی را برای خود دست و پا کند و اخیرا هم با ساخت سه گانه جدید سینمایی از دنیای اعجاب انگیز آن، بار دیگر هوادارانی در قرن بیست و یکم پیدا کرده است. سیاره میمون ها در مدیوم‌های مختلفی از جمله کتاب و کمیک بوک و انیمیشن و فیلم سینمایی و… ظاهر شده‌اند و با دنیای بازی‌های ویدئویی نیز چندان غریبه نیستند. بازی Planet Of The Apes: Last Frontier آخرین بازی ساخته شده بر اساس جنگ میمون‌ها و انسان‌هاست و خط داستانی که دارد، مابین فیلم دوم و سوم سه گانه جدید آن جای می‌گیرد و از این حیث به آثار سینمایی اخیرش وابستگی زیادی دارد.

سیاره میمونها

  • سازنده:The Imaginati Studios
  • ناشر: FOXNEXT Games، The Imaginarium Creative England
  • پلتفرم ها: پی‌سی، پلی استیشن ۴
  • پلتفرم بررسی: پی سی

سیاره میمونها

اگر با سبک بازی‌های ماجراجویی آشنایی داشته باشید و در این چند سال اخیر به دنبال آثار داستان محور در مارکت بازی‌ها بوده‌اید، احتمال قریب به یقین نام کمپانی تل تیلز را شنیده‌اید، ناشر و سازنده‌ای که عناوین خاصی را در کارنامه هنری خود دارد و بازی‌هایی که ساخته جملگی یک سبک و سیاق خاص و منحصر به همین ناشر را دارند. بازی‌های تل تیلز بر مبنای انتخابات گیمر پیش می‌رود و تمامی انتخابات روی مراحل بازی و برخی جزییات تاثیر بسزایی دارند (البته در این مبحث آزادی انتخاب در بازی‌های این ناشر تا حد زیادی اختلاف نظر در بین گیمرها وجود دارد و عده‌ای این آزادی عمل را آنچنان قوی و خوب نمی‌دانند.) بازی جدید سیاره میمونها هم تا حد زیادی در این ژانر ساخته شده و پیرو بازی‌های تل تیلز محسوب می‌شود.

سیاره میمونها

داستان بازی Planet Of The Apes: Last Frontier روایتگر یک گروه میمون در ناحیه‌ای از سانفرانسیکو هست که در غاری زندگی می‌کنند. این گله میمون‌ها بعد از کشته شدن کوبا (در قسمت دوم فیلم با نام            ) آواره شده‌اند و به ناچار به سمت کوه‌های اطراف این شهر پناه آورده‌اند. در همین حین عده‌ای کشاورز و گاوچران نیز در شهر نزدیک پناهگاه آنها حضور دارند و از وجود میمون‌ها مطلع می‌شوند. این انسان‌ها (که تعدادشان حدود ۱۴ نفر است) دل خوشی از میمونها ندارند و تصمیم می‌گیرند تا علیه گله آنها مبارزه کنند.

سیاره میمونها

  • همانطور که احتمالا می‌دانید، داستان سیاره میمونها هرباری که در تاریخ سینما تکرار می‌شود، داستانی منحصر به خود را یدک می‌شد و سه گانه جدید نیز قهرمانی با نام سزار را معرفی کرد که ذره ذره به خاطر آزمایش‌های بشر هوشمند شد و توانست رهبری میمون‌ها را بر عهده بگیرد و دانش و عقلش را در کنار آنها به کار گیرد. سیاره میمونها پیش از این در طی یک پنج گانه سینمایی کلاسیک به هواداران معرفی شده‌بود و همچنین ناشر سازنده فیلم یعنی    بار دیگر در سال ۲۰۰۱ سعی در احیای این سری کرد و تیم برتون شهیر هم روی صندلی کارگردان قرار گرفت. این فیلم جدید علی رغم نکات مثبت و گروه بازیگران ستاره‌اش هیچ وقت آنطور که باید و شاید دیده نشد و میراث باقی مانده خوب از آن فیلم همانا یک یک بازی ویدئویی است که در زمان عرضه خود با اقبال نسبتا مناسبی روبرو شد.

سیاره میمونها

شما در بازی Planet Of The Apes: Last Frontier در نقش هر دو گروه فرو می‌روید و گاهی کنترل گروه انسان‌ها را بر عهده خواهید داشت و گاهی داستان را از دید دسته میمونها دنبال می‌کنید. این ماجرا در طول داستان بازی به چرخش در می‌آید و در حقیقت بازی شما را مجبور به بازی کردن در هر دو طرف می‌نماید. همین مساله باعث شده تا در بازی با خیر و شر مطلق روبرو نباشیم و نقش‌های منفی و مثبت با توجه به انتخاب‌های شما انتخاب شده و خوبی و بدی تصویط گیمر در دشمنان بازی به تصویر کشیده شده و خلق می‌شود.

سیاره میمونها

بازی Planet Of The Apes: Last Frontier بیشتر شبیه به یک فیلم تعاملی interactive Movie می‌ماند که گیمر در آن حق انتخاب برخی صحنه‌ها را دارد و داستان را می‌تواند پیش ببرد. خوشبختانه در بخش انتخاب‌ها برعکس بازی‌های همرده دیگر خبری از هول کردن گیمر و تصمیمات عجولانه نیست و می‌توان تا مدتهای مدیدی بر سر انتخاب تفکر کرد و بازی از این لحاظ دست گیمر را باز می‌گذارد. با یان وجود انتخاب‌ها در همه حالات نهایتا به دو گزینه محدود شده و با کمال تاسف باید گفت که در برخی موارد، انتخابشان حتی در روند داستان بازی تاثیر خاصی نخواهد گذاشت.

سیاره میمونها

داستان بازی Planet Of The Apes: Last Frontier با اینکه وامدار از سه گانه بی نظیر آن است، ولی آنقدر غرق و درگیر دیالوگ‌ کاراکترهایش شده که نمی‌تواند داستان خود را بیان کند و دیالوگ محوری بودنش باعث ایجاد شکاف‌هایی بین گیمر و داستان بازی شده است. به خصوص آنکه در بخش میمونها از کمتر دیالوگی خبری هست و این موجودات آنچنان لب به سخن نمی‌گشایند. در هر حال سازنده بازی سعی کرده با تزریق یک موسیقی بی‌نظیر و شاهکار از سری سیاره میمونها به این سکانس‌ها، جبران کمبود دیالوگ و صداگذاری را انجام دهد.

سیاره میمونها

همچنین در بخش بازی با میمونها با صحنه‌های QTE بر خواهیم خورد که کمی تا قسمتی دز اکشن موجود در بازی را پوشش داده است و آن را از حالت یکنواختی در آورده است. البته نگران این یکنواختی و ریتم نباشید چرا که بازی Planet Of The Apes: Last Frontier بسیار کوتاه بوده و رسما می‌توان آن را در عرض دو سه ساعت به پایان رساند. گرچه پایان‌های متعدد برای بازی (در کل سه پایان برای داستان بازی وجود دارد) باعث شده که ارزش تکرار آن بالا برود ولی بعید می‌دانم کمتر کسی حاضر به انجام این کار باشد.

سیاره میمونها

روابط شما با کاراکترها در زنده ماندن و کشته شدن آنها در طول بازی تاثیر میگذارد

نکته جالب دیگر در گیم پلی بازی مربوط به چند نفره بازی کردن این اثر است که در این حالت، انتخابها بر اساس آرای اکثریت گیمرهای در حال بازی حساب می‌شود و اگر تعداد آنها صرفا دو نفر باشد (که یعنی نمی‌توان به میزان اکثریت آرا تکیه کرد) هر کس که زودتر تصمیم بگیرد، راه داستان بازی را ادامه خواهد داد و سرنوشت قصه نبرد میمونها و بشر را تعیین می‌کند.

  • The Imaginati Studios چیست؟ ایمجنِریام (به انگلیسی Imaginarium) یا ایمجنِریام پروداکشن ، یک شرکت تولیدی است که با یک استدیو ضبط فیلم و عملکرد موشن کپچر در ارتباط است . در سال ۲۰۱۱ توسط بازیگر و کارگردان هالیوودی اندی سرکیس (Andy Serkis) و تهیه کننده فیلم‌های بلاک باستری جاناتان کاوندیش(Jonathan Cavendish) تاسیس شد. تخصص این استودیو در اضافه کردن تکنولوژی موشن کپچر به فیلم های سینمایی، فیلم های تلویزیونی و بازی های رایانه ای است.
  • از سال ۲۰۱۱ و در همان بدو آغاز فعالیتش، برای فیلم های مطرحی مانند Rise of the Planet of the Apes (۲۰۱۱) ، Avengers: Age of Ultron (۲۰۱۵) ، Star Wars: Episode VII – The Force Awakens کار ضبط عملکرد موشن کپچر را انجام داده است و این بازی اولین کار این استودیو در حوزه بازی‌های ویدئویی به شمار می‌رود. عملکرد این کمپانی در زمینه موشن کپچر کردن حرکات کاراکترهای بازی انصافا بی نقص است و امید می‌رود تا حضور آنها در آینده این صنعت بیشتر و پررنگ‌تر باشد.

سیاره میمونها

گرافیک بازی از عناوین تل تیلز که همین سبک و سیاق را دارند بسیار بالاتر است ولی باید اعتراف کرد که همچنان با یک عنوان اصیل نسل هشتمی فرسنگ‌ها فاصله دارد. البته حرکات دست و پا و به طور کلی Movement میمونها و بازی‌های چهره‌شان همچون فیلم‌های این سری بسیار طبیعی از آب در آمده و علت این امر را می‌توان حضور اندی سرکیس در پس پشت پرده ساخت بازی داد. مردی که سزار (قهرمان سه گانه جدید سیاره میمونها که جایش در بازی مورد بحث هم بسیار خالیست) را به تصویر کشیده و با استفاده از هنر و استعدادش اشخاص زیادی همچون گالوم (در سری ارباب حلقه‌ها) و کینگ‌ کنگ (در فیلمی به همین نام با کارگردانی پیتر جکسون) را را در دل هواداران جای داده است.

سازنده بازی Planet Of The Apes: Last Frontier شرکتی به نام Imaginarium است که متعلق به او بوده و اگر خاطرتان باشد خبر ساخت این بازی را نیز خود او بیش از دو سال پیش در یک کنفرانس خبری داد. بر اساس گفته‌های اخیر سرکیس نیز ساخت این بازی بیشتر از دو سال به طول کشیده و حاصل زحمات کمپانی متعلق به او، نه که یک عنوان بد در دنیای گیم باشد وی نمی‌تواند یک اثر جاودانه و ماندگار هم تلقی شود.

سیاره میمونها

به راستی می‌توان گفت که شاید اگر بازی Planet Of The Apes: Last Frontier در قالب یک انیمیشن سینمایی ساخته و عرضه می‌شد، به مراتب بهتر می‌توانست مخاطب خود را پیدا کند و طرفداران این سری را نیز راضی نگه دارد. در نهایت  بازی Planet Of The Apes: Last Frontier هرچیزی باشد، سخت است که به آن یک بازی ویدئویی لقب داد و انتخاب‌ها و گیم‌پلی خشک و خالی آن، نمی‌تواند برخلاف ظاهر گرافیکی و موسیقایی‌اش که از بازی‌های تل تیلز یک سروگردن بالاتر است، بهتر ظاهر شود. به نظر می‌رسد ناشر و سازنده بازی دلشان می‌خواسته که گیم‌پلی چنین بازی‌های ماجراجویی را دچار تحولی اساسی کنند ولی عملا در اجرای این نقشه شکست خورده اند.

سیاره میمونها

اما در هر حال بازی Planet Of The Apes: Last Frontier برای طرفداران دنیای سیاره میمونها جالب توجه خواهد بود و حالا که سه گانه آن به اتمام رسیده و فعلا هم خبری از ساخت نسخه جدیدی از این جهان عجایب به گوش نمی‌رسد، شاید بازی کردن این عنوان بتواند تاحدی تداعی کننده فرنچایز سیاره میمونها و پر کردن جای خالی این آثار در سینما باشد.

  • داستان قوی بازی
  • گرافیک خوب و حرکات طبیعی کاراکترها
  • پلی میان دو فیلم از سری جدید سیاره میمون ها که برای طرفداران می‌تواند جذاب باشد
  • موسیقی جذاب
  • گیم پلی ضعیف
  • صداگذاری بد
  • تکراری شدن بازی
  • کوتاه بودن بازی



Source link

بررسی بتا عمومی Call of Duty: Black Ops 4؛ در تکاپوی بازگشتی شرافتمندانه


امسال رقابت بین بازی‌های محبوب سبک شوتر به وضعیت متفاوت و جدیدی رسیده است. در بررسی بتا بخش چند نفره بتلفیلد ۵ از این گفتیم که ایرادات شوتر جدید استودیو دایس تا چه اندازه بزرگ و آزار دهنده هستند و نه تنها الکترونیک آرتز متاسفانه نمی‌تواند امسال فاصله اش را بار دیگر با رقیبش کم‌تر کند، بلکه احتمال دارد بتلفیلد ۵ با فروش ضعیفش این سری قدرتمند را چندین قدم به عقب برگرداند.

از طرف دیگر امسال رقابت بین عناوین تنها به این دو بازی ختم نمی‌شود و سری کال آو دیوتی و بتلفیلد در میدان نبرد باید به مصاف حریفانی تازه نفس و آماده انجام وظیفه بروند. فورتنایت و پابجی تنها در یک سال توانستند به چنان محبوبیت و فروشی برسند که تنها یکی از اثرات آن، اضافه شدن مود بتل رویال به هر دو بازی نامبرده است.

اما آیا این تغییرات و عوض شدن زمین بازی توانسته اکتیویژن و استودیوهای بازی سازی اش را نیز به تکاپو بیاندازد؟ یا بار دیگر کال آو دیوتی تصمیم دارد از محبوبیت گذشته خود سو استفاده کرده و همان نسخه سال قبل را با کوچک‌ترین تغییرات فنی تحویلمان دهد؟ نسخه قبلی که خود کپی ضعیف‌تری از نسخه قبل‌‌تر بوده و این روند تا نسخه چهارم بی نظیر بازی یعنی Modern Warfare 1 به عقب باز می‌گردد.

چندین روز بعد از به پایان رسیدن بتا بتلفیلد ۵، حالت بازی بتل رویال بلک آپس ۴ که Blackout نام دارد ابتدا به صورت بسته و محدود در اختیار برخی از افراد قرار گرفت و سپس برای حدود ۲ الی ۳ روز دسترسی عموم به این بتا آزاد شد. همین مدت کوتاه فرصت خوبی شد تا بتوانیم تصویر واضح‌تری از نسخه جدید کال آو دیوتی داشته باشم، در ادامه همراه باشید.

هر آنچه که تا به حال در سری کال آو دیوتی ندیده اید

باورش سخت است اما تمامی وسایل نقلیه بازی کنترل روان و خوبی دارند.

اکثر ماها پیش از انتشار بازی‌های مورد علاقه مان، اخبار و شایعات آن را با دقت دنبال می‌کنیم اما زمانی که محصول نهایی را تجربه می‌کنیم، گاهی اوقات متوجه می‌شویم که گویا تا این زمان هیچ کدام از آن‌ها را باور نکرده بودیم. این دقیقا همان حسی بود که من بعد از تجربه اولین دست حالت بتل رویال بلک آپس ۴ داشتم.

نقشه بازی به اندازه ای بزرگ است که هیچ کدام از نسخه‌های قبلی احتمالا رویای آن را در خواب هم نمی‌دیدند و احتمالا اگر شما هم برای تجربه بازی روی آیکون آن کلیک نکرده و یا گیم پلی آن را فراموش کرده بودید، نمی‌توانستید باور کنید که این همان کال آو دیوتی است که زمانی در نقشه Nuke Town آن بازی می‌کردید.

بزرگ شدن نقشه با تغییرات مهمی در گیم پلی بازی نیز همراه بوده که سلاح‌های تک تیرانداز یکی از مهم‌ترین آن‌ها است. کاهش ارتفاع و افتادن تیرها در فواصل دور یکی دیگر از آن اولین‌هایی به حساب می‌آید که کال آو دیوتی در این نسخه به خود دیده. جالب‌تر آن که وقتی این تغییر را در کنار آسان‌تر شدن مکانیزم اسنایپ کردن در بتلفیلد ۵ قرار می‌دهیم، به طرز احمقانه ای به نظر می‌رسد که انگار اکتیویژن از این اتفاق خبر داشته و به نحوی به دایس و الکترونیک آرتز زبان درازی کرده.

جلوه‎های بصری بازی به هیچ‎وجه به خوبی بتلفیلد نیست به جز البته دنیای زیرآب آن.

به شکل طعنه‌آمیزی گیم پلی بتلفیلد در نسخه آخر سریع‌تر و به کال آو دیوتی شبیه‌تر شده و حالا اکتیویژن به سراغ همان ویژگی‌هایی رفته است که زمانی طرفداران بتلفیلد این سری را به خاطر آن‌ها تحسین می‌کردند.

قبل از آن که به بزرگی نقشه بازی عادت و آن را باور کنید، با وسایل نقلیه مختلفی چون موتور چهار چرخ، هلیکوپتر و کامیون در محیط بازی رو به رو می‌شوید که همه آن‌ها قابلیت کنترل دارند.

بله، درست خواندید؛ شما برای اولین بار در کل سری کال آو دیوتی می‌توانید کنترل کامل وسایل نقلیه را درست مانند بتلفیلد در دست خود بگیرید. اما نکته عجیب‌تر آن است که تمامی این وسایل نقلیه، کنترلی روان و فیزیکی بسیار قابل قبول دارند. البته همچنان احتمال دارد مدتی طول بکشد تا به دوربین آن‌ها عادت کنید.

نقشه بزرگ بازی در حالت بلک اوت میزبان ۸۰ بازی باز است، رقمی که بار دیگر تا به حال در سری کال آو دیوتی سابقه نداشته است اما همین رقم در طول چند روز تجربه بتا، ابتدا به ۸۸ و سپس در آخر به ۱۰۰ نفر نیز افزایش یافت. به طور دقیق مشخص نیست که آیا نسخه نهایی نیز همچنان به سراغ عدد شناخته شده ۱۰۰ می‌رود یا خیر اما همین تغییرات نشان می‌دهد که اکتیویژن و استودیو تری آرک به خوبی بازخوردهای مخاطبین را دنبال می‌کنند.

الگو گرفتن از عناوین دیگر با رعایت مکانیزم‌های قدیمی

پس از گذشت تقریبا نیم تا یک ساعت و کمرنگ شدن آن حس تعجب اولیه، احتمالا همه چیز برایتان آشنا به نظر می‌رسد. علت این آشناپنداری آن است که شما نیز مثل من پیش‌تر بازی‌های پابجی و فورتنایت را تجربه کردید. استودیو تری آرک در ساخت دنیای بتل رویال خود از این دو بازی درس‌ها و الگوهای زیادی گرفته است.

گیم‎پلی بازی سریع و هیجان‎انگیز بازی همان چیزی است که از سری کال آو دیوتی انتظار داریم.

ظاهر رنگارنگ محیط و استفاده از رنگ‌های گرم و اغراق شده بدون شک شما را به یاد گرافیک کارتونی فورتنایت می‌اندازد، ترکیب نقشه و قسمت‌های مختلف آن نیز بی شباهت به این بازی نیست. از طرف دیگر سیستم لوت کردن بلک اوت به طور مشخصی یادآور پابجی است. از زره و لباس‌های ضد گلوله ای که سه سطح مختلف دارند گرفته تا دوربین‌های مختلف و صدا خفه‌کن‌هایی که می‌توان روی سلاح‌ها نصب کرد.

البته کافیست چند ساعت بازی کنید تا متوجه شوید که این شباهت‌ها تقلیدی کورکورانه از دو بازی محبوب نیستند و بیشتر حکم الگوبرداری مناسب و ضروری را ایفا می‌کنند. همان طور که فورتنایت در ابتدا به کپی کردن از پابجی متهم می‌شد اما دیری نپایید که اپیک گیمز نشان داد این شباهت‌ها تنها به همان لایه ابتدایی بازی محدود می‌شود.

اکتیویژن و تیم سازنده با بلک اوت نیز کار مشابهی انجام داده چرا که در کنار تمامی این شباهت‌ها، بازی همچنان ذات منحصر به فرد خود را دارد که به بهترین شکل با مکانیزم‌های قدیمی و خاص سری کال آو دیوتی متناسب و هماهنگ شده است. برای مثال بزرگتر شدن نقشه و اضافه شدن تعداد بازیکن‌ها به هیچ وجه این نسخه را از شوتری سریع به عنوانی تاکتیکی و سنگین تبدیل نکرده.

تقریبا یک یا دو دقیقه بعد از فرود آمدن و لوت کردن، دایره بازی بسیار کوچک‌تر شده و ۱۰۰‌ها گیمر را در همان ابتدا به درگیری و کشتن یکدیگر تشویق می‌کند. همچنین بر خلاف پابجی و فورتنایت نمی‌توانید خودتان را در میان بوته‌ها پنهان کنید، نمی‌دانم این موضوع تا چه اندازه ای از عمد است اما همه این ویژگی‌ها باعث می‌شوند که حالت بتل رویال بازی مانند همان نقشه‌های کوچک چند نفره نسخه‌های قبلی سریع باشد.

اضافه کردن زامبی‌های معروف سری کال آو دیوتی به یکی از منطقه‌های بازی به نام تیمارستان (Asylum) که اتفاقا بی شباهت به منطقه بیمارستان در نقشه اولیه پابجی نیز نیست، بار دیگر نشان می‌دهد که چطور سازندگان بازی ماهرانه توانستند از ویژگی‌های خاص سری خود در سبکی جدید استفاده کنند که پایه گذار آن نبوده‌اند.

پشتیبانی خوب و شنیدن بازخوردها

عرضه نسخه بتا بازی‌ها در کنار آن که فرصتی مناسب برای بازاریابی و جذب مخاطب بیشتر به حساب می‌آید، در اصل برای سازندگان از این جهت حائز اهمیت است که از مشکلات عناوین خود آگاه شده و با شنیدن بازخوردها بتوانند در نسخه اصلی رضایت کامل طرفداران را کسب کنند اما کمتر پیش می‌آید سازنده ای در همان مدت زمان محدود بتا، تغییراتی اعمال کند.

اما همان طور که بالاتر اشاره کردم، در همان چند روز سازندگان دو ظرفیت بیشتر را نیز به آزمون و خطا گذاشتند و همچین با شنیدن بازخورد مخاطبین، برخی از ویژگی‌های گیم پلی چون میزان قدرت زره‌ها و سلاح‌ها را تغییر دادند تا تعادل مورد نظر در بازی ایجاد شود. چنین تعهدی حداقل می‌تواند نوید پشتیبانی خوب سازندگان در هنگام عرضه بازی را نیز بدهد.

امسال Black Ops 4 برنده قلب‌ها است؟

در قسمت کاراکترها می‎توانید برخی از شخصیت‎های محبوب سری چون وودز و رزنوو را انتخاب کنید.

به عنوان کسی که از بعد عرضه مدرن وارفر ۳ دیگر به طور کامل از این سری ناامید شده و از همان ابتدا تقریبا تمامی نسخه‌های بتلفیلد را تجربه کرده‌ام، بلک آپس ۴ دلایل زیادی به من و شما می‌دهد تا امسال دوباره به کال آو دیوتی شانس دیگری بدهیم. عملکرد بسیار ضعیف بتلفیلد ۵ از یک طرف، ویژگی‌ها و تغییرات فراوان جدید بلک آپس ۴ نیز از طرف دیگر. در واقع نسخه جدید کال آو دیوتی حتی در حالت بتا از پابجی که نزدیک به یک سال از عرضه آن می‌گذرد، بی نقص‌تر است.

اما این بتا به حالت بتل رویال بازی محدود می‌شد و به تنهایی ارزش برچسب قمیت ۶۰ دلاری بازی را ندارد. بنابراین برای پاسخ دادن به این سوال (البته که در فروش بازی شکی نداریم) بهتر است منتظر بمانیم تا ببینیم آیا بخش چند نفره بلک آپس ۴ نیز حرفی برای گفتن دارد یا خیر.



Source link