بایگانی برچسب: s

آیا این زن، مرکل بعدی است؟


در ادامه این مطلب آمده است: صاحب نظران آلمانی متفق القولند که رهبری کارنبائر مستلزم پیگیری رویکرد معتدل محافظه‌کارانه مرکل -که سالهاست این حزب را با به حاشیه راندن چپ ها در قدرت حفظ کرده است_ و تصحیح نقاط ضعف در رویکرد سیاسی اوست. درک این دشوار نیست که چرا آلمانی‌ها کارنبائر را یک مرکل کوچک می‌دانند. او نیز همانند مرکل زنی میانسال، باشخصیت و فروتن است که ترجیح می‌دهد برخلاف رقبای مردش، به جای توسل به گفتمان ایدئولوژیک برای متقاعد کردن همگان و کسب کرسی رهبری حزب، به اجماع با اکثریت برسد. پس چرا نباید منتظر اصلاحاتی معتدل در راهبرد سیاسی مرکل و متعاقب آن بهبود نسبی در دستاوردهای سیاسی آن باشیم؟

556112_477

اما ایراد این تحلیل این است که درک نادرستی از وضعیت سیاسی در داخل آلمان دارد که از کارنبائر انتظار برخورد با آن می‌رود و همچنین از آن مهمتر درک نادرستی از هویت سیاسی ای دارد که او با خود برای این منظور به صحنه می‌آورد. او ممکن است در ظاهر با مرکل شباهت داشته باشد اما در ماهیت با او تفاوت زیادی دارد و این همان چیزی است که مسبب تمام تفاوت‌ها خواهد بود.

باور عمومی این است که کارنبائر به طرز نامتقارنی به تغییر مواضع چپ میانه‌رو نائل خواهد آمد به این معنی که با تغییر در سیاستش، در روز انتخابات یا آنها را به حمایت از حزب دموکرات مسیحی ترغیب خواهد یا کرد یا اینکه مجابشان خواهد کرد که در خانه بمانند و رای ندهند. این همان کاری بود که مرکل هنگام مواجهه با آرای ۱۵ درصدی در انتخابات ملی با حزب سوسیال دموکرات کرد. در عین حال انتظار می‌رود هویت این رهبر جدید به عنوان مادری کاتولیک با سه فرزند که خاستگاهش از اعماق آلمان غربی پیشین است، (که البته او را بیشتر از مرکل که از آلمان شرقی آمده بود به وجهه سنتی حزب پایبند می‌کند) به رفع شکافهای موجود در حزب دموکرات مسیحی منجر شود که در زمان مرکل تعمیق یافته بودند و حتی روند استقبال از حزب راست افراطی ای اف دی در سال‌های اخیر را معکوس کند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که دستورکار سیاسی مبهم کارنبائر میان سوسیال دموکرات ها و سبزها از محبوبیت بالایی برخوردار است. طبق نظرسنجی مجله اشپیگل، سبزها حتی نسبت به دموکرات مسیحی ها نگاه مثبت تری به او دارند. یک از اعضای حزب سبز برلین به ما گفت: «اگر حزب دموکرات مسیحی توانسته برای دومین بار پیاپی یک زن را به عنوان رهبرش برگزیند، این نشان می‌دهد که سایر احزاب نیز می‌توانند اما از این کار خودداری می‌کنند». با این سطح از محبوبیت، ممکن است کارنبائر بتواند مانند تأثیرگذاری مرکل بر تغییر رویکرد سوسیال دموکرات ها، تأثیر مشابهی بر سبزها بگذارد.

همچنین بسیاری از محافظه‌کاران امید دارند زمینه کاتولیک کارنبائر منجر به جذب طرفداران راست افراطی نیز بشود. او طی سابقه کاری اش، رویکردی محافظه‌کارانه البته میانه‌رو به مسائلی اجتماعی داشته است: او مخالف ازدواج همجنس‌گرایان و تسهیل قوانین سقط جنین است و البته نگاهی که به سیاست مهاجرت پذیری مانند بازگرداندن تعدادی از مهاجران به کشورشان دارد، به جناح راست تر در حزب دموکرات مسیحی نزدیک است. در واقع دلیل کمی وجود دارد که او را هوادار سیاستهای باز سوسیال لیبرال مرکل در سال‌های اخیر بدانیم مانند پایان دادن به خدمت سربازی اجباری و آغاز مذاکرات سازش میان دولت با جامعه مسلمانان آلمان.

این مسأله مانعی در این نگاه به کارنبائر به عنوان رهبر ناجی حزب و متحدکننده کشور زیر یک پرچم است. همان نظرسنجی‌ها که حکایت از محبوبیت او میان چپ‌ها دارند، همچنین نشان می‌دهند که طرفداران راست افراطی او را پس می‌زنند و بسیاری از محافظه‌کاران سنتی نگاهی توان با تردید به او دارند. در واقع تنها چهار درصد از هواداران راست افراطی در نظرسنجی اشپیگل از او طرفداری کردند. اما با احتساب ویژگی‌های بارز محافظه‌کارانه کارنبائر، چرا راست افراطی نگاه مثبتی به او ندارد؟ یکی از دلایل اساسی، نگاه تنفر از زنان در مناصب سیاسی می‌تواند باشد. حزب راست افراطی ای اف دی، مردانه ترین حزب در پارلمان آلمان است.  در سال ۲۰۱۷ تعداد رای دهندگان مرد به این حزب دو برابر زنان بود و حتی در شرق آلمان اعضای این حزب مردانه تر از غرب است.

یک یادداشت نویس سیاسی در روزنامه محافظه‌کار دی ولت، با بیان دقیقی این مشکل را مطرح میکند: «از آغاز کار، در حلقه‌های خاصی نفرت از مرکل دیده می‌شد که هیچ ارتباطی با سیاست‌های اتخاذی توسط او نداشت… میزان تنفر از مرکل در سه سال اخیر به همان اندازه که به زیرسوال بردن مشروع و شفاف سیاست مهاجرتی او باز می‌گردد، به یاس مذکرگرایان نیز مربوط می‌شود». این نویسنده تنها امید دارد که کارنبائر سهم کمتری از این تنفر نسبت به مرکل داشته باشد: «شاید همین کافی باشد که کارنبائر برخلاف مرکل یا کل آلمان شرقی، سه فرزند دارد». اما افسوس که به نظر می‌رسد در حال حاضر هیچ چیز حکایت از چنین رویکردی ندارد.

 



Source link

آیا این زن، مرکل بعدی است؟


در ادامه این مطلب آمده است: صاحب نظران آلمانی متفق القولند که رهبری کارنبائر مستلزم پیگیری رویکرد معتدل محافظه‌کارانه مرکل -که سالهاست این حزب را با به حاشیه راندن چپ ها در قدرت حفظ کرده است_ و تصحیح نقاط ضعف در رویکرد سیاسی اوست. درک این دشوار نیست که چرا آلمانی‌ها کارنبائر را یک مرکل کوچک می‌دانند. او نیز همانند مرکل زنی میانسال، باشخصیت و فروتن است که ترجیح می‌دهد برخلاف رقبای مردش، به جای توسل به گفتمان ایدئولوژیک برای متقاعد کردن همگان و کسب کرسی رهبری حزب، به اجماع با اکثریت برسد. پس چرا نباید منتظر اصلاحاتی معتدل در راهبرد سیاسی مرکل و متعاقب آن بهبود نسبی در دستاوردهای سیاسی آن باشیم؟

556112_477

اما ایراد این تحلیل این است که درک نادرستی از وضعیت سیاسی در داخل آلمان دارد که از کارنبائر انتظار برخورد با آن می‌رود و همچنین از آن مهمتر درک نادرستی از هویت سیاسی ای دارد که او با خود برای این منظور به صحنه می‌آورد. او ممکن است در ظاهر با مرکل شباهت داشته باشد اما در ماهیت با او تفاوت زیادی دارد و این همان چیزی است که مسبب تمام تفاوت‌ها خواهد بود.

باور عمومی این است که کارنبائر به طرز نامتقارنی به تغییر مواضع چپ میانه‌رو نائل خواهد آمد به این معنی که با تغییر در سیاستش، در روز انتخابات یا آنها را به حمایت از حزب دموکرات مسیحی ترغیب خواهد یا کرد یا اینکه مجابشان خواهد کرد که در خانه بمانند و رای ندهند. این همان کاری بود که مرکل هنگام مواجهه با آرای ۱۵ درصدی در انتخابات ملی با حزب سوسیال دموکرات کرد. در عین حال انتظار می‌رود هویت این رهبر جدید به عنوان مادری کاتولیک با سه فرزند که خاستگاهش از اعماق آلمان غربی پیشین است، (که البته او را بیشتر از مرکل که از آلمان شرقی آمده بود به وجهه سنتی حزب پایبند می‌کند) به رفع شکافهای موجود در حزب دموکرات مسیحی منجر شود که در زمان مرکل تعمیق یافته بودند و حتی روند استقبال از حزب راست افراطی ای اف دی در سال‌های اخیر را معکوس کند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که دستورکار سیاسی مبهم کارنبائر میان سوسیال دموکرات ها و سبزها از محبوبیت بالایی برخوردار است. طبق نظرسنجی مجله اشپیگل، سبزها حتی نسبت به دموکرات مسیحی ها نگاه مثبت تری به او دارند. یک از اعضای حزب سبز برلین به ما گفت: «اگر حزب دموکرات مسیحی توانسته برای دومین بار پیاپی یک زن را به عنوان رهبرش برگزیند، این نشان می‌دهد که سایر احزاب نیز می‌توانند اما از این کار خودداری می‌کنند». با این سطح از محبوبیت، ممکن است کارنبائر بتواند مانند تأثیرگذاری مرکل بر تغییر رویکرد سوسیال دموکرات ها، تأثیر مشابهی بر سبزها بگذارد.

همچنین بسیاری از محافظه‌کاران امید دارند زمینه کاتولیک کارنبائر منجر به جذب طرفداران راست افراطی نیز بشود. او طی سابقه کاری اش، رویکردی محافظه‌کارانه البته میانه‌رو به مسائلی اجتماعی داشته است: او مخالف ازدواج همجنس‌گرایان و تسهیل قوانین سقط جنین است و البته نگاهی که به سیاست مهاجرت پذیری مانند بازگرداندن تعدادی از مهاجران به کشورشان دارد، به جناح راست تر در حزب دموکرات مسیحی نزدیک است. در واقع دلیل کمی وجود دارد که او را هوادار سیاستهای باز سوسیال لیبرال مرکل در سال‌های اخیر بدانیم مانند پایان دادن به خدمت سربازی اجباری و آغاز مذاکرات سازش میان دولت با جامعه مسلمانان آلمان.

این مسأله مانعی در این نگاه به کارنبائر به عنوان رهبر ناجی حزب و متحدکننده کشور زیر یک پرچم است. همان نظرسنجی‌ها که حکایت از محبوبیت او میان چپ‌ها دارند، همچنین نشان می‌دهند که طرفداران راست افراطی او را پس می‌زنند و بسیاری از محافظه‌کاران سنتی نگاهی توان با تردید به او دارند. در واقع تنها چهار درصد از هواداران راست افراطی در نظرسنجی اشپیگل از او طرفداری کردند. اما با احتساب ویژگی‌های بارز محافظه‌کارانه کارنبائر، چرا راست افراطی نگاه مثبتی به او ندارد؟ یکی از دلایل اساسی، نگاه تنفر از زنان در مناصب سیاسی می‌تواند باشد. حزب راست افراطی ای اف دی، مردانه ترین حزب در پارلمان آلمان است.  در سال ۲۰۱۷ تعداد رای دهندگان مرد به این حزب دو برابر زنان بود و حتی در شرق آلمان اعضای این حزب مردانه تر از غرب است.

یک یادداشت نویس سیاسی در روزنامه محافظه‌کار دی ولت، با بیان دقیقی این مشکل را مطرح میکند: «از آغاز کار، در حلقه‌های خاصی نفرت از مرکل دیده می‌شد که هیچ ارتباطی با سیاست‌های اتخاذی توسط او نداشت… میزان تنفر از مرکل در سه سال اخیر به همان اندازه که به زیرسوال بردن مشروع و شفاف سیاست مهاجرتی او باز می‌گردد، به یاس مذکرگرایان نیز مربوط می‌شود». این نویسنده تنها امید دارد که کارنبائر سهم کمتری از این تنفر نسبت به مرکل داشته باشد: «شاید همین کافی باشد که کارنبائر برخلاف مرکل یا کل آلمان شرقی، سه فرزند دارد». اما افسوس که به نظر می‌رسد در حال حاضر هیچ چیز حکایت از چنین رویکردی ندارد.

 



Source link

زن جوان برای فرار از دست شوهر بداخلاق نقشه کشید


اوایل تابستان امسال دختر جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از گروگانگیری ۸ ساعته‌اش توسط سرنشینان یک خودروی ۲۰۶ خبر داد. او گفت: مدتی قبل در یک میهمانی شبانه با زن جوانی به‌نام شهلا آشنا شدم. چند باری با شهلا بیرون رفتیم و درنهایت شب گذشته مرا به میهمانی در باغی در کرج دعوت کرد.

مینا ادامه داد: شهلا سوار بر خودروی ۲۰۶ به همراه مرد جوانی که او را برادرشوهرش معرفی کرد مرا سوار خودرو کردند. ابتدا چند ساعتی در خیابان‌ها پرسه زدیم و درنهایت راهی کرج شدیم. در طول مسیر شهلا از برادرشوهرش پدرام گفت و اینکه می‌خواهد ازدواج کند و دنبال دختر مناسبی برای او بود. از صحبت‌هایش این‌طور متوجه شدم که مرا برای ازدواج با پدرام در نظر گرفته و از آنجایی که پدرام پسر خوش تیپی بود خواستم نظرش را جلب کنم. به همین خاطر به دروغ گفتم در شرکتی تجاری کار می‌کنم و وضع مالی خوبی دارم و حدود ۳۰۰ میلیون تومان پول درحسابم دارم. صحبت‌های ما ادامه داشت تا اینکه آنها به کرج رسیدند و ناگهان پدرام وارد خیابان خلوتی شد و بعد از طی مسافتی خودرو را متوقف کرد. او اسلحه‌ای به سمتم گرفت و از من خواست کارت عابر بانکم و گوشی تلفن همراهم را به او بدهم. ترسیده بودم اما مقاومت کردم و با التماس از شهلا خواستم کمکم کند. اما پدرام با تیغ موکت بری که به همراه داشت پای مرا مجروح کرد. من که جانم را در خطر می‌دیدم پیامک بانک را داخل تلفن همراهم نشانش دادم و گفتم که تمام حرف هایم دروغ بوده و فقط یک میلیون تومان پول داخل حسابم است. آنقدر التماس کردم تا آنها باور کردند و دوباره راهی تهران شدند. به تهران که رسیدیم مرا در گوشه‌ای خلوت از ماشین به بیرون انداخته و فرار کردند.

 

با شکایت دختر جوان بلافاصله کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. در نخستین گام کارآگاهان به بررسی دوربین‌های مداربسته مسیرهایی که پژو سواران تردد کرده بودند پرداختند. در این بررسی‌ها شماره پلاک خودروی ۲۰۶ شناسایی و مأموران با کمک شماره پلاک خودرو موفق به شناسایی صاحب خودرو شدند. با به‌دست آمدن هویت پدرام، کارآگاهان دریافتند شهلا و پدرام زن و شوهر هستند و پس از این ماجرا به دوبی گریخته‌اند.

دستگیری در فرودگاه

بدین ترتیب مشخصات پدرام و همسرش به پلیس بین‌الملل و همچنین پلیس فرودگاه داده شد تا در صورت بازگشت آنها به ایران دستگیر شوند. یکشنبه گذشته کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت دریافتند که شهلا قصد ورود به ایران را دارد. با هماهنگی‌های قضایی کارآگاهان راهی فرودگاه شده و شهلا را بازداشت کردند. شهلا مدعی شد که در این ماجرا بی‌گناه بوده و مقصر اصلی پدرام است. شهلا در گفت‌وگو با خبرنگار ما از جزئیات گروگانگیری و فرارشان به خارج از کشور گفت.

گفت‌وگو با متهم

چه شد که تصمیم به گروگانگیری گرفتید؟ اصلاً قصد من گروگانگیری یا اخاذی نبود. واقعیت ماجرا این است که پدرام همسر من است اما من به دروغ او را برادرشوهرم معرفی کردم.

 

چرا این کار را کردی؟ پدرام بسیار بد اخلاق بود و مرا اذیت می‌کرد مدتی قبل مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم و چندین بار هم به خاطر کتک‌هایش شکایت کردم. اما او مرا طلاق نمی‌داد، برای همین نقشه کشیدم تا به طریقی دیگر از شرش خلاص شوم.

 

نقشه ات چه بود؟ می خواستم او به مینا علاقه‌مند شود و مرا طلاق بدهد.

 

پس ماجرای گروگانگیری چه بود؟ مینا در راه شروع به تعریف از خودش کردم، پدرام هم وسوسه شد و با تهدید از او خواست پولهایش را بدهد. اما بعداً متوجه شدیم که او دروغ گفته است.

 

چطوری با پدرام آشنا شده بودی؟ در یک میهمانی مختلط، او را دیدم اما پلیس درآن میهمانی ما را دستگیر کرد و خانواده متعصب من وادارمان کردند که باهم ازدواج کنیم. پدرام گفته بود وضع مالی خوبی دارد اما بعد از ازدواج متوجه شدم که او با پدرش کنار خیابان میوه فروشی می‌کند.

 

در دوبی چه کار می‌کردید؟ شوهرم خانه اجاره می‌کرد. سپس مبلغی روی اجاره خانه می‌گذاشت و آن را به توریست‌ها اجاره می‌داد.

 

چرا تو به ایران برگشتی؟ از دست همسرم فرار کردم. آنجا هم زندگی را به من زهر کرده بود. تا اینکه یک روز که دنبال کار رفته بود موفق شدم از دست او فرار کنم و به ایران برگردم.

 



Source link

خودکشی همزمان زن و شوهر جوان



سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد


تاریخ انتشار :