بایگانی برچسب: s

کاهش میزان فروش جهانی کامپیوترهای شخصی در سه ماهه پایانی ۲۰۱۸


کاهش آمار فروش جهانی کامپیوترهای شخصی در سه ماهه چهارم سال ۲۰۱۸ میلادی، نشان می‌‌دهد که این بازار هنوز روند نزولی دارد و کاربران علاقه‌ای به خرید کامپیوتر شخصی نشان نمی دهند. با این وجود لنوو، حکمران این سرزمین بی فروغ به شمار می‌رود.

بر اساس گزارش وبسایت گارتنر تولیدکنندگان PC در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۸ میلادی موفق شده‌اند ۶۸.۶ میلیون کامپیوتر شخصی به فروش برسانند. این عدد نسبت به رقم قبلی مشابه در سال گذشته، ۴.۳ درصد کاهش پیدا کرده است. کمپانی IDC هم آمار مشابهی برای فروش کامپیوتر‌های شخصی ارائه داده است. به گفته‌‌ی این سایت، ۶۸.۱ میلیون PC عرضه شده و این میزان کاهشی ۳.۷ درصدی نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته را تجربه کرده است.





این در حالی است که در دو فصل قبلی بازار کامپیوتر‌های شخصی ثابت بوده و کارشناسان امیدوار بودند پس از ۶ سال کاهش تقاضا، بار دیگر شانس به این بازار رو کند و میزان فروش این گجت‌ها بیشتر شود. حال تحلیلگران وبسایت گارتنر، مدعی شده‌اند که کاهش آمار فروش، دلیل دیگری جز کم شدن تقاضای کاربران داشته و کمبود قطعات نیز نقشی مهمی در این زمینه ایفا کرده است.

به گفته یکی از تحلیلگران وبسایت یاد شده علیرغم بیشتر شدن تقاضا، عدم ساخت CPU توسط زنجیره تولید موجب شده میزان عرضه‌ PC کاهش پیدا کند. از سوی دیگر وبسایت IDC متذکر شده تنش‌های سیاسی-تجاری بوجود آمده میان چین و آمریکا نیز بی تاثیر نبوده است.

با این وجود لنوو موفق شده با عرضه‌ی ۱۶.۶ میلیون کامپیوتر شخصی، ۲۴.۲ درصد از بازار را به خود اختصاص دهد. بدین ترتیب کمپانی چینی موفق شده میزان عرضه‌ی محصولات این چنینی خود را ۵.۹ درصد افزایش دهد.

این در حالی است شرکت اچ پی با عرضه‌ی ۱۵.۳ میلیون PC و اختصاص ۲۲.۴ درصد بازار به خود، تولیدکننده‌ی دوم لیست یاد شده لقب گرفته است. کمپانی دل نیز ۱۰.۹ میلیون کامپیوتر شخصی عرضه کرده و با سهم بازار ۱۵.۹ درصدی، در رتبه سوم قرار دارد. اپل هم میزان کلاً بار عرضه ۴.۹ میلیون PC هنوز نتوانسته سهم خود از این بازار را دو رقمی کند و فاصله‌ی زیادی با رقبایش دارد.



Source link

Whill وسیله‌‌ نقلیه‌‌ الکتریکی شخصی خود را معرفی کرد


 شرکت Whill با رونمایی سامانه‌‌ی هدایت خودکار خود نشان داد که بازار مشتریان اسکوترها و دوچرخه‌‌ها را هدف گرفته است.

شرکت ویل (Whill) اولین وسیله‌‌ی نقلیه‌‌ی شخصی خود را در سال ۲۰۱۶ در ژاپن معرفی کرد. از آن زمان به‌بعد، این شرکت مدل‌هایی متنوع با کاربری‌‌های گوناگون ارائه کرده است. درخلال نمایشگاه CES 2019 نیز این شرکت سامانه‌‌ی هدایت خودکار یا ADS خود را رونمایی کرده است. همان‌‌طورکه از نام این محصول برمی‌‌آید، این سامانه شما را به مقصد دلخواهتان هدایت خواهد کرد. علاوه‌‌بر برخورداری از دوربین‌های جلو و عقب، سیستم هدایت خودران قادر خواهد بود در فضاهای عمومی (فضای باز یا بسته) به‌‌صورت مستقل مسیریابی کند.

به‌گفته‌ی یکی از سخن‌‌گویان ویل، سیستم ADS تا حدی راه‌‌حلی مناسب‌‌تر درمقایسه‌با اسکوترها و دوچرخه‌های ساخته‌‌شده‌ی شرکت‌‌هایی نظیر Lime and Bird محسوب می‌‌شود. برخلاف این محصولات که به تحرک کامل کاربر نیاز دارند، ویل برای کاربری همه‌‌ی افراد طراحی شده ‌است. Whill ضمن آگاهی از استقبال اخیر عموم از تجهیزاتی نظیر اسکوتر، این فرصت را به‌‌نحو احسن شناسایی کرده ‌است. با درنظرگرفتن تمامی جوانب، به‌‌راحتی می‌توان ویل را وسیله‌‌ی نقلیه‌‌ی چهارچرخی تصور کرد که صرفا رویکردی تازه را درقبال سایر مشتریان این نوع تجهیزات اتخاذ کرده است؛ یعنی افرادی که نمی‌توانند دوچرخه و اسکوتر را هُل دهند یا برانند یا روی آن بایستند.

وسیله نقلیه الکتریکی Whill

بااین‌حال، هنوز می‌‌توان تفاوت‌های آشکاری بین اسکوتری سبک‌‌وزن و وسیله‌‌ی نقلیه‌ای نسبتا قدرتمند نظیر ویل مشاهده کرد. مسلما در چنین محصولی، دیگر نمی‌‌توان سهولت کاربری مشاهده‌‌شده در محصولات شرکت‌هایی نظیر Lime and Bird را همچنان انتظار داشت؛ اما شرکت ویل به این موضوع واقف است و درعوض، محصولش را برای کاربری در محیط‌های کنترل‌شده‌‌تری نظیر فرودگاه‌‌ها و مراکز خرید پیشنهاد می‌کند. در‌حال‌حاضر، این شرکت با فرودگاه‌‌هایی نظیر لاگاردیا و اسکیپول و Heathrow همکاری می‌کند؛ اما همچنان امیدوار است کاربری ADS را به‌‌عنوان سرویس به فروشگاه‌‌های خُرده‌فروشی و پارک‌ها و فراتر از آن بتواند گسترش دهد. درمجموع، شاید یکی از مزیت‌‌های مهم سامانه‌‌ی هدایت خودکاری نظیر ویل این باشد که نهایتا دیگر دغدغه‌ای درباره‌ی محل پارک وسیله‌ی نقلیه‌ی خود نخواهید داشت؛ چراکه می‌‌توانید به‌‌واسطه‌‌ی اپلیکیشن‌‌های موجود، آن را به محلی فرا بخوانید که حضور دارید.



Source link

اعتراف یک دانشجو به فاش کردن اطلاعات شخصی آنگلا مرکل و صدها سیاستمدار آلمان


دانشجوی ۲۰ ساله‌ی آلمانی اعتراف کرد که اطلاعات خصوصی نزدیک به هزار چهره‌ی سیاسی، ژورنالیست و افراد مشهور را فاش کرده چرا که ابراز عقیده‌ی این افراد وی را عصبانی کرده بود. نیروی پلیس سایبری آلمان اعلام کرد که این دانشجوی آلمانی -که نامش فاش نشده- روز یکشنبه دستگیر و محل سکونتش مورد بازرسی قرار گرفت.

این مرد ۲۰ ساله طی بازجویی‌ها نسبت به این موضوع اعتراف کرد و افزود که هیچ انگیزه‌ی سیاسی نداشته و به تنهایی اقدامات را انجام می‌داده. بعد از این اتفاق، او تحت حبس خانگی قرار گرفت.

اطلاعات فاش شده توسط این فرد ماه گذشته پست شد اما مسئولین مربوطه تنها یک هفته است که نسبت به این موضوع مطلع شده‌اند. این اتفاق حدود هزار قربانی داشته که یکی از آن‌ها صدر اعظم آلمان انگلا مرکل بوده است.





بر اساس گزارشات وال استریت ژورنال بیشتر اطلاعات فاش شده مربوط به ارتباطات افراد و داده‌های نه چندان حساس بوده است. حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر از افراد اطلاعات شخصی حساس‌تری از خود را فاش شده دیدند. اطلاعاتی نظیر حساب بانکی، عکس‌ها و گفت و گو‌های آنلاین خصوصی.

هنوز مشخص نشده که این دانشجو چگونه موفق شده به این اطلاعات دست پیدا کند. تنها اعتراف منتشر شده‌ی این مرد ۲۰ ساله نسبت به این موضوع این بوده که رمز عبور مورد استفاده‌ای این افراد، کار را برای وی ساده کرده است.

موضوع عجیب اینجاست که در بین اطلاعات فاش شده، خبری از اطلاعات شخصی اعضای راست گرای افراطی آلمان دیده نمی‌شود. هنوز دلیل این موضوع مشخص نیست، اما پیشتر این حملات را به روسیه ارتباط داده بودند اما پلیس آلمان اعلام کرد که هیچ مدرکی دال بر دخالت شخص ثالث وجود ندارد.

فرد گناهکار اعلام کرده که تنها انگیزه‌اش از انجام چنین کاری، ابراز مخالفت و آزار و اذیت چهره‌های مطرحی بوده که نظرشان را نمی‌پسندیده است.



Source link

انتشار اطلاعات شخصی سیاستمداران آلمانی توسط هکرها


رسانه‌های محلی امروز، جمعه از انتشار اطلاعات شخصی صدها تن از سیاستمداران آلمانی از حزب‌های مهم این کشور خبر داده‌اند.

طبق این گزارش‌ها، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان هم از جمله سیاستمدارانی است که اطلاعاتش توسط این هکرها منتشر شده است؛ گرچه سخنگوی وی گفته است اطلاعات حساسی از صدراعظم به سرقت نرفته است.

سخنگوی نهاد دفاع سایبری آلمان اظهار کرد، این نهاد اوایل روز جمعه پس از دریافت خبر هک شدن این اطلاعات جلسه‌ مدیریت بحران برگزار کرده است.

روزنامه “راینیشه پست” هم در وبسایت خود خبر داده است که آنگلا مرکل و فرانک والتر اشتاینمایر، رییس جمهور آلمان نیز از جمله قربانیان این افشاگری هستند.

شبکه ای‌آردی هم گزارش کرده است که اطلاعات این سیاستمداران از جمله درس، نامه‌های شخصی و کپی کارت‌های شناسایی آن‌ها در یک حساب توییتر انتشار یافته است.

در جمع سیاستمداران قربانی این افشاگری، اعضایی از همه احزاب مهم آلمان بجز حزب راست افراطی “آلترناتیو برای آلمان” وجود دارند.

روزنامه بیلد به نقل از منابعی در اداره فدرال امنیت اطلاعات گزارش داده است که شبکه داخلی دولت از حمله این هکرها در امان بوده است.

سخنگوی اداره فدرال امنیت اطلاعات به خبرگزاری رویترز گفت، این نهاد برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای دولتی فدرال از جمله سازمان اطلاعات داخلی و خارجی نشست مدیریت بحران برگزار کرده است.

 



Source link

برگزاری اولین دوره مسابقات هوایی جت پک‌‌ های شخصی


پس از آزمایش موفقیت‌‌آمیز تست مجاورت در جت‌‌پک‌‌های شخصی، شرکت Jetpack Aviation درخواست خود را برای برگزاری اولین دور مسابقات هوایی در سال ۲۰۱۹ تسلیم کرد.

شرکت Jetpack Aviation یا به‌اختصار JPA، توانسته است پروازهای آزمایشی خود را با جت‌‌پک‌ با موفقیت پشت سر بگذارد که طی آن، دو خلبان این شرکت موفق شده‌اند برای مدتی در فاصله‌‌ای بسیار نزدیک به یکدیگر پرواز کنند. فاز بعدی این پروژه برگزاری اولین سری مسابقات جت‌‌پک در جهان است که در سال ۲۰۱۹ آغاز خواهد شد و قرار است تمامی ورزشکاران در رشته‌‌ی جت‌‌بورد و جت‌‌سوئیت نیز در این رویداد شرکت کنند.

جت پک / jet pack

دیوید مایمن یکی از بنیان‌گذاران و مدیرعامل شرکت Jetpack Aviation و  سرپرست خلبانان آزمایشی

این شرکت می‌گوید اولین مسابقه‌‌ی موتورسواری نیز درست پس از ساخت دومین موتورسیکلت در جهان برگزار شده که البته باور کردنش چندان سخت نیست؛ اما نکته کلیدی اینجا است که بازیکنان اصلی در این مسابقات هوایی باید بسیار قانونمندتر عمل کنند. تنها در صورت تصادف یکی از این جت‌‌پک‌‌های سری JB از شرکت JPA یا فلای‌‌بوردهای شرکت فرانکی زاپاتا نه‌‌تنها شاهد از‌دست‌رفتن یکی از چهره‌‌های شاخص صنعت هوانوردی شخصی جهان خواهیم بود؛ بلکه احتمالاً با ورود قانون‌‌گذاران به این عرصه ممکن است شاهد پایانی تلخ برای جنبه‌‌های تفریحی این ورزش نوپا باشیم.

بنابراین به‌‌عنوان اولویت اول، همه‌‌ی دست‌‌اندرکاران در این عرصه در تلاش هستند تا این مسابقات را به‌‌شیوه‌‌ای ایمن برگزار کنند (یا حداقل کاری کنند که این‌‌گونه به نظر برسد). دیوید مایمن، مدیرعامل شرکت JPA تا آنجا پیش‌ رفته‌ که خود شخصاً مجوزی را از اداره‌‌ی هوانوردی فدرال آمریکا به‌‌عنوان اولین مربی تأییدشده‌ی جت‌‌پک اخذ کرده است و بدین ترتیب شرکت او اجازه خواهد داشت یک سری دوره‌‌های آموزشی را برای عموم مردم برگزار کند. با راه‌‌اندازی این سیستم، صاحبان این جت‌‌پک‌‌ها خواهند توانست پیش از شروع به پرواز با این تجهیزات پر سروصدا، یک سری آموزش‌‌های قانونی را پشت سر بگذرانند.

جت پک / jet pack

شرکت JPA برای اولین‌بار درخواست خود را برای برگزاری اولین سری مسابقات قهرمانی جهان در رشته‌ی جت‌‌پک مطرح کرده ‌است

پس از این مقدمات، اجازه دهید اندکی به تجهیزات این توربین‌‌های جت بپردازیم؛ این توربین‌‌ها می‌‌توانند امکان پرواز تا سرعت ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت را بر فراز زمین فراهم کنند و از لحاظ نظری به ارتفاعی حدود ۵.۵۰۰ متری زمین برسند؛ هرچند که هنوز کسی جرأت نکرده است این تجهیزات را در چنین ارتفاعی آزمایش کند.

اما باتوجه‌به اظهارات مایمن، زمان آن فرا رسیده است بشر توانایی‌‌های خود را با برگزاری چنین مسابقاتی به چالش بکشد و برای بررسی امکان چنین قابلیتی، شرکت او ۱۲ماه از زمان خود را صرف آزمایش نحوه‌‌ی عملکرد جت‌‌پک‌‌ها در مجاورت یکدیگر کرده است. این شرکت به‌‌تازگی ویدئویی را منتشر کرده که برخی از این آزمون‌ها را در آن نشان می‌دهد؛ نتایج این آزمایش‌‌ها حاکی از آن هستند زمانی‌که خلبانان در مجاورت یکدیگر پرواز می‌کنند، هیچ‌‌گونه تداخلی در عملکرد دستگاه‌‌ها به‌‌وجود نمی‌‌آید (البته با این فرض که شما در آسمان درست بالای سر فرد دیگری ننشینید و او را با گرمای خروجی اگزوز جت‌‌پک خود نسوزانید). شما می‌توانید ویدئوی مربوط‌به این آزمایش را در انتهای این نوشتار ببینید.

جت پک / jet pack

جت‌‌پک‌‌های سری JB این شرکت هم‌‌اکنون به‌خوبی آزمایش شده و ثابت کرده است که برای پرواز در فواصل نزدیک به یکدیگر ایمن هستند

مقاله‌های مرتبط:

بنابراین به نظر می‌رسد که به‌زودی می‌توانیم شاهد برگزاری اولین سری از مسابقات با جت‌‌پک‌‌های شخصی باشیم. مایمن می‌‌گوید که به‌‌خاطر مسائل امنیتی ممکن است این سری از مسابقات در ابتدا روی آب برگزار شوند و برنامه این است که طی چند سال آینده بتوان مسابقات روی خشکی را نیز آغاز کرد.

این شکل از مسابقات تاحدودی شبیه به سری مسابقات هوایی رِدبول خواهد بود که در آن بیشترین تاکید بر قدرت مانور و همچنین سرعت پرواز است؛ خلبانان باید بتوانند وسیله‌‌ی پرواز خود را در اطراف برج‌‌ها و نیز برخی موانع افقی عریض هدایت کنند؛ بدین ترتیب که شرکت‌‌کنندگان باید طی یک مسیر رفت‌وبرگشتی بتوانند از بالای این موانع، عبور کنند.

قطعاً مسابقات رقابتی نیز جزو اهداف این رویداد است؛ اما شرکت JPA فعلاً در تلاش است تا تأییدیه‌ی قانونی لازم را برای این نوع رقابت‌‌ها ازسوی مقامات ذی‌‌صلاح به‌‌دست آورد. مایمن می‌‌گوید که احتمالاً در فاز اول نیاز باشد که مسابقات به‌‌صورت تایم‌‌ لپس برگزار شوند تا ایمنی این طرح و تجهیزات هوانوردی مورداستفاده اثبات شود.

تیم‌ها برای شرکت در این مسابقات، حداقل نیاز به سه دستگاه جت‌‌پک (یا تجهیزات هوانوردی مشابه) خواهند داشت. آن‌ها باید با بودجه‌‌ی خود یا ازطریق حمایت اسپانسر برای خرید یا اجاره‌‌ی تجهیزات مورد نیاز خود اقدام کنند. در صورت استفاده از محصولات شرکت JPA، خدماتی نظیر آموزش خلبانی و تعمیر‌‌و‌‌نگه‌داری نیز از سوی این شرکت به مشتریان ارائه خواهد شد.

جت پک / jet pack

دیوید مایمن به‌‌همراه همکارش بوریس جری در حال پرواز آزمایشی بر فراز دریاچه

مایمن در این مدت با سایر سازندگان تجهیزات جت شخصی نیز در تماس بوده و می‌گوید امیدوار است که این سری مسابقات تبدیل به نمایشگاهی برای عرضه‌‌ی محصولات آینده‌‌ی صنعت هوانوردی شخصی از سوی تمامی شرکت‌‌ها شود. اما برای کسانی که می‌‌خواهند در جایگاه تماشاچیان بنشینند، شاید بهترین پیشنهاد ممکن، استفاده از گوشی‌‌های عایق صوتی باشد؛ چراکه غرش سهمگین این توربین‌‌ها وقتی که دل آسمان را می‌‌شکافند، بی‌‌شباهت به صدای پرواز جت‌های جنگنده نخواهد بود.

مایمن می‌‌گوید که این تیم تجربه‌‌ی بازی‌‌هایی با توپ‌‌های شناور را نیز داشته است که البته چندان شباهتی به بازی کوییدیچ (بازی محبوب جادوگران در سری کتاب‌‌های هری پاتر) ندارد. او اضافه می‌‌کند پایداری پروازها در مجاورت یکدیگر به‌‌قدری بالاست که احتمالاً باید به فکر وضع قوانینی برای تماس و برخورد فیزیکی باشیم؛ زیرا بازیکنان با این تجهیزات عملاً می‌توانند در آسمان کنار هم بایستند و به یکدیگر ضربه بزنند.

در پایان از شما همراهان زومیت دعوت می‌کنیم که با تماشای این ویدئوی دیدنی، نگاهی به گوشه‌‌ای از روند پیشرفت این تجهیزات جدید هوانوردی شخصی بیندازید.



Source link

راهنمای جامع برندسازی شخصی – زومیت


در نگاه اول، برند شخصی اصطلاح متناقضی به‌نظر می‌رسد. ما با ترکیب دو واژه‌ی ظاهرا ناسازگار رو‌به‌رو هستیم: «برند یا نام تجاری» که اصولا برپایه‌ی تعاملات متقابل با سایر شرکت‌ها و مشتریان است و «شخصی» که به‌طور خاص به یک نفر اشاره می‌کند. بااین‌حال، کافی است فرهنگ واژه‌های کسب‌وکار را مرور کنیم تا متوجه شویم این‌طور نیست. دیکشنری مریام وبستر در یکی از تعاریف برند می‌نویسد: «یک نوع یا انواع چیزهایی که با مجموعه‌ای از ویژگی‌های مشخص، متمایز شده‌اند». از این منظر، برند شخصی به‌معنای تلاش متخصص یا کارشناس حرفه‌ای برای متمایزکردن صریح و هوشمندانه‌ی خود در بازار رقابتی امروز است.

همه‌ی ما از مزایای برندسازی قوی آگاه هستیم. به روشی مشابه برندسازی شخصی (Personal Branding) نیز به افراد کمک می‌کند در صنعت خود بهتر دیده شوند، شهرت و اعتبار خود را در میان همکاران و رقبای کوچک‌وبزرگ بهبود دهند، تأثیر ماندگارتری در شبکه‌های آنلاین بگذارند و میزان فروش محصولات یا خدمات خود را به مشتریان بالقوه افزایش دهند. به‌طور خلاصه، برای موفقیت حرفه‌ای در دنیای دیجیتال امروزی، ساخت و توسعه‌ی برند شخصی امری ضروری است. در این مطلب، سعی می‌کنیم با مرور تمامی پست‌هایی که تاکنون در زومیت با این موضوع منتشر کرده‌ایم، راهنمای مناسب و کاملی دراختیارتان قرار دهیم که در هر زمان با مراجعه به آن، گام‌های برندسازی شخصی خود را ارزیابی کنید.

Ultimate Guide to Personal Branding

چرا همه‌ی ما باید برند شخصی داشته باشیم؟

همان‌طورکه گفتیم، در دنیای امروزی، همه‌چیز از خریدکردن تا نفوذ اجتماعی، به‌سمت دیجیتالی‌شدن پیش می‌رود. به‌همین‌دلیل یکی از دارایی‌های مهم‌ ما، نام تجاری شخصی و آنلاین است. اگر در حوزه‌ی کسب‌وکار تجربه‌ی کمی دارید، بهترین راه برای جبران این مشکل آن است که خودتان را به‌عنوان رهبری سرسخت معرفی کنید. به‌علاوه، به کمک برند شخصی می‌توانید شبکه‌ای قوی و حرفه‌ای بسازید. هربار که با شخص تأثیرگذاری مصاحبه می‌کنید، رابطه‌ی گرمی با او می‌توانید برقرار کنید و درصورت نیاز، از کمک‌های او بهره‌مند شوید. درنهایت، نیز برند شخصی امنیت شغلی شما را افزایش می‌دهد. ازآنجاکه بازارهای امروزی هیچ ثباتی ندارند، هیچ شغلی نیز امنیت کامل ندارد. باوجوداین، برند شخصی اطمینان می‌دهد شغل دلخواهتان همیشه دردسترس است. البته باید به‌یاد داشته باشید هیچ ضمانتی برای موفقیت برند شخصی وجود ندارد؛ اما این فرایند احتمال کسب درآمد درخورتوجه را افزایش می‌دهد.

یکی دیگر از مزایای برند شخصی هم این است که در این راه، با ترس‌های خودتان رو‌به‌رو می‌شوید. همچنین متوجه می‌شوید در پیشرفت حوزه‌ی تخصصی‌تان می‌توانید نقش داشته باشید.

Ultimate Guide to Personal Branding

اجزای ضروری برند شخصی

۱. بیانیه یا عبارت تثبیت موقعیت

در یک جمله یا عبارت، موضع و جایگاه خودتان را برای مخاطبان هدف باید مشخص کنید. این گزاره‌ی ارزش درباره‌ی شما است؛ اما خودتان مخاطبش نیستید. بنابراین تأکید می‌کنیم در زمان تألیف آن، حتما مشتریان هدف را مدنظر بگیرید. در این عبارت، به مخاطبان باید بگویید چه چیزی شما را در این صنعت یا حرفه یا نقش از دیگران متمایز می‌کند. اگر هنوز مطمئن نیستید وجه تمایزتان چیست، کمی وقت بگذارید و درباره‌ی همکارانتان تحقیق کنید. سپس، عبارتی بنویسید که بیانگر اعتقادات و اشتیاق شخصی خودتان است. ازنظر قالب و ساختار، به نکات زیر توجه کنید:

  • هرچه عبارت کوتاه‌تر باشد، بیانیه‌ بهتر است. جمله‌ی واضح و کامل و موجز بهترین حالت برای عبارت تثبیت موقعیت است.
  • در توصیف کارتان، به‌جای اسم‌ها (نام شرکت و نظیر آن) از فعل یا مصدر استفاده کنید تا چگونگی و کیفیت کارتان را نشان دهید.
  • از واژه‌های کلیشه‌ای مانند «انگیزه» و «استراتژیک» و «پرانرژی» اجتناب کنید.
  • از اصطلاحات تخصصی صنعت و همچنین حروف اختصاری اجتناب کنید.

۲. کلمات کلیدی یا کلیدواژه‌ها

پس‌ازاینکه کار خود را به‌وضوح مشخص کردید، باید مطمئن شوید مخاطبان شما را به‌صورت آنلاین پیدا می‌کنند. نوشتن بیانیه‌ی موقعیت هیچ ارزشی ندارد، اگر کسی نتواند آن را بخواند.

به‌همین‌دلیل تحقیق درباره‌ی کلیدواژه‌ها، یکی از اقدامات اولیه‌ی مهم‌ برندسازی شخصی است. در این مرحله، نیز نباید کلماتی انتخاب کنید که خودتان در این حرفه زیاد از آن‌ها استفاده می‌کنید. درعوض، به این موضوع فکر کنید که مخاطبان هدف برای یافتن فردی شبیه به شما چه واژه‌هایی در اینترنت جست‌وجو می‌کنند. البته، شما فقط به یک یا دو کلیدواژه نیز دارید.

پس‌ازاینکه کلیدواژه‌های مطلوب را یافتید، آن‌ها را به پروفایل لینکدین، بیوگرافی توییتر، وبلاگ، رزومه، وب‌سایت و دیگر رسانه‌های آنلاین دراختیارتان وارد کنید. مطمئن شوید این کار را به‌صورت مناسب و طبیعی انجام داده‌اید؛ زیرا عبارتی بی‌معنی که پر از کلیدواژه‌های تکراری است، شما را در رده‌های پایین نتایج موتورهای جست‌وجو قرار می‌دهد.

Ultimate Guide to Personal Branding

۳. تکمیل پروفایل لینکدین

لینکدین یکی از ابزارهای مهم‌ برندسازی شخصی است. مخاطبان هدف پیش از اینکه بخواهند پروژه‌ای به شما محول کنند یا از محصولات و خدماتتان استفاده کنند، نام شما را در این شبکه‌ی اجتماعی جست‌وجو خواهند کرد. به‌همین‌دلیل، نباید به پرکردن مشخصات خود اکتفا کنید؛ بلکه باید پروفایل حرفه‌ای و کامل و جذابی داشته باشید.

مقاله‌ی مرتبط:

۴. وبلاگ

شما به وب‌سایتی نیاز ندارید که هر هفته افکارتان را در قالب چند پست در آن به‌اشتراک بگذارید. پست‌های شما باید برای عموم مفهوم باشند و اقدامات حرفه‌ای شما را توصیف کنند. یکی از بهترین کانال‌ها برای توضیح چگونگی رویکرد در‌مقایسه‌با سایر همکاران یا رقبا، همین پست‌های وبلاگ است. به‌همین‌دلیل، پست‌های خود را به‌صورتی باید بنویسید که همه‌ی مخاطبان بالقوه بتوانند آن را درک کنند. تفکراتتان را در زمینه‌ی روندهای صنعت و توسعه‌ی بازار و دیگر حوزه‌های دلخواه‌ مخاطبان و مرتبط‌با کارتان در لینکدین و بخش وبلاگ وب‌سایت شرکت یا وب‌سایت شخصی می‌توانید پست کنید. در ادامه‌ی مطلب، توضیح می‌دهیم پست‌های وبلاگ نباید جنبه‌ی تبلیغاتی داشته باشند؛ اما همین پست‌ها به ارتقای آگاهی از برند شخصی‌تان کمک می‌کنند.

۵. توصیه‌نامه‌ها

اگر نتایج بسیار خوبی از روشی منحصربه‌فرد کسب کرده باشید و این نتایج را به مخاطبان اطلاع دهید، نکته‌ی مثبتی به کارنامه‌ی خود اضافه کرده‌اید. اگر کسی که از مزایای نتایج مثبت فعالیت‌های شما بهره‌مند شده، تجربه‌ی خود را بااشتیاق بیان کند، امتیاز فوق‌العاده‌ای به‌دست می‌آورید.

برندسازی شخصی عمدتا تجربه‌ای فردی است؛ اما توصیه‌نامه‌های مشتریان و همکاران و مدیران، گواه عینی صحت ادعای شما به‌شمار می‌رود و برند شخصی شما را به‌شدت تقویت می‌کند.

Ultimate Guide to Personal Branding

راه‌های آسان برای ساختن برند شخصی

فرقی نمی‌کند کارمند هستید یا کسب‌وکار خودتان را راه‌اندازی کرده‌اید. موفقیت شما به این موضوع بستگی دارد که با متمایزکردن برند شخصی‌تان از رقبا پیشی بگیرید. حتی اگر به‌عنوان کارآفرین می‌خواهید سرمایه‌گذاران را به استارتاپتان جذب کنید، ابتدا باید برند شخصی شناخته‌شده و معتبری داشته باشید. کارشناسان معتقدند اعتمادبه‌نفس و شجاعت و اشتیاق اساس بازاریابی برند شخصی را تشکیل می‌دهند. باوجوداین در ابتدا، هفت روش ساده را به شما معرفی می‌کنیم که با پیروی از آن‌ها، اولین و مهم‌ترین قدم‌های خود را در راه برندسازی شخصی برمی‌دارید. این روش‌ها عبارت‌اند از:

 در رویدادهای محلی کسب‌و‌کار سخنرانی کنید: این روزها همه‌ی مردم و کسب‌وکارها و مؤسسات آموزشی به‌دنبال افرادی هستند که دانش و تجربه‌ی خود را به‌اشتراک می‌گذارند. بهتر است به‌دنبال شکاف‌هایی باشید که پرکردن آن‌ها حضور شما را پررنگ‌تر نشان می‌دهد. با شرکت و سخنرانی در رویدادهای بومی خودتان را به فعالان صنعت نشان دهید.

رویدادهای شبکه‌سازی و کنفرانس‌ها کانال بسیار خوبی برای ایجاد مشارکت‌های جدید هستند

با سرمایه‌گذاران و اینفلوئنسرها درارتباط باشید: ارتباطات و شبکه‌سازی از عوامل حیاتی‌ بقا و پیشرفت هر کسب‌وکار هستند. حتی اگر شخصیت درون‌گرایی دارید، بازهم پایه‌ی برندتان را به‌کمک رابطه با سرمایه‌گذاران و فعالان پرنفوذ مستحکم‌تر کنید.

در وبلاگ خود اخبار مرتبط با صنعت را منتشر کنید: هرگز اهمیت وبلاگ‌نویسی را دست‌کم نگیرید. اگر تاکنون وبلاگ حرفه‌ای شخصی نداشته‌اید، کار را از همین امروز و با مقالات کوتاه شروع کنید. فراموش نکنید منتشرکردن مقاله‌ نیز مانند صحبت‌کردن در رویداد است و باعث شناخته‌شدن برندتان می‌شود.

با خبرنگاران حوزه‌ی کسب‌و‌کار درارتباط باشید: خبرنگاران همیشه به‌دنبال محتوا هستند؛ به‌همین‌دلیل معمولا ارتباط خود را با شرکت‌کنندگان در رویدادها حفظ می‌کنند. اگر تعامل خوبی با آن‌ها داشته باشید، پس از مدتی در مرکز توجه‌شان قرار می‌گیرید.

متخصصان را به شرکتتان دعوت کنید: تعامل با متخصصان حرکت کاملا هوشمندانه است که کمک می‌کند مهارت‌های لازم برای بازاریابی کسب‌و‌کار خود را به‌دست آورید. به‌علاوه، همین افراد پس از مشاهده‌ی قابلیت‌هایتان، روی همکاری‌های مشترک آینده حساب باز می‌کنند.

در مسابقات شرکت کنید: اغلب کارآفرینان و بنیان‌گذاران استارتاپ، توجهی به مسابقاتی ندارند که در حوزه‌ی کاری آن‌ها برگزار می‌شود. بااین‌حال پیروزی در هر رقابتی، نه‌تنها به بهتر دیده‌شدن شما کمک می‌کند؛ بلکه اعتبار برندتان را نیز افزایش می‌دهد.

ارتباطات خود را در سطح بین‌المللی گسترش دهید: هدف از ساختن برند شخصی این است که دیگران شما و کارتان را در زمینه‌ی فعالیت‌هایتان بشناسند و بپذیرند. توسعه‌ی روابط بین‌المللی، خصوصا در بلندمدت، فرصت‌های فوق‌العاده‌ای پیش روی شما می‌گذارد که شاید پیش از این تصورش را هم نمی‌کردید.

Ultimate Guide to Personal Branding

در یکی دیگر از مقالات زومیت، به این موضوع اشاره کردیم که برند شخصی می‌تواند در آینده فرصت‌های شغلی بسیار بهتری برای شما فراهم کند. درواقع، اگر خودتان را به‌خوبی به اطرافیانتان معرفی کنید و نگرش و تفکر مثبتی در آن‌ها به‌وجود بیاورید، آینده‌ی شغلی شما افق بسیار روشن‌تری خواهد داشت. به‌همین‌دلیل، توصیه می‌کنیم پس از توجه به اجزای برند شخصی، روی این نکات نیز کار کنید:

در حوزه‌ی کاری خود متخصص شوید: تاحدممکن دانش و مهارت‌های خود را در زمینه‌ی تخصصی و حرفه‌ای ارتقا دهید تا مردم شما را به‌عنوان فردی متخصص و مطلع در این حوزه بشناسند.

به روش‌های مختلف اعتبار برند خود را ارتقا دهید: کارفرمایان و سرمایه‌گذاران به‌سادگی به کسی اعتماد نمی‌کنند و پیش از هر پیشنهادی، درباره‌ی او تحقیقات زیادی انجام می‌دهند. به‌همین‌دلیل، اگر می‌خواهید فرصت‌های بالقوه‌ی بهتری برای خود فراهم کنید، از کانال‌های مختلف نظیر سخنرانی و وبلاگ‌نویسی که پیش‌ازاین ذکر کردیم، اعتبار برندتان را ارتقا دهید.

مقاله‌های مرتبط:

در فضای مجازی به‌صورت حرفه‌ای فعالیت کنید: مشخص است فضای مجازی حوزه‌ای وسیع‌تر از وبلاگ را شامل می‌شود. هدف شما این است که خدمات و محصولات خود را به دیگران معرفی کنید. بنابراین، به این نکته باید توجه کنید وقتی مردم نام شما را در موتورهای جست‌وجو یا شبکه‌های اجتماعی بررسی می‌کنند، به چه نتایجی می‌رسند. فعالیت حرفه‌ای به این معنا است که پروفایل کامل و سنجیده‌ای در رسانه‌های اجتماعی، مخصوصا لینکدین داشته باشید. به‌علاوه، تصاویر و ویدئو و محتوایی را منتشر کنید که روی موضوعات دلخواه‌ مردم متمرکز هستند.

ساخت برند شخصی مستلزم زمان است: موفقیت در برندسازی شخصی مثل هر هدف دیگری به زمان نیاز دارد. توصیه می‌کنیم از همین لحظه برنامه‌ریزی برای ساخت یا توسعه‌ی برند شخصی خود را آغاز کنید؛ ولی انتظار نداشته باشید در مدتی کوتاه، به نتایج شگفت‌انگیزی برسید. مهم این است که هدف مشخصی را با ابزارها و امکانات مناسب و همچنین پرانرژی و مشتاق دنبال کنید. تا لحظه‌ای که به نتایج مطلوبتان دست نیافته‌اید، ناامید نشوید و به تلاشتان ادامه دهید.

Ultimate Guide to Personal Branding

روش‌های کاربردی برای توسعه‌ی برند شخصی کارآمد

اجرای هم‌زمان همه‌ی توصیه‌های ذکرشده در این بخش ضروری نیست. شما می‌توانید برخی از آن‌ها را انتخاب کنید و به‌کار ببندید که با مدل و سبک‌ کاری شما هماهنگی دارند.

روی یکی از کانال‌های بازاریابی بیشتر تمرکز کنید: اغلب اوقات می‌شنویم باید بازاریابی محتوا را در چند کانال مختلف دنبال کنیم. این توصیه اشتباه نیست؛ اما بهتر است پیش از صرف انرژی و زمان، به مخاطبان توجه کنید. بررسی کنید آن‌ها محتوای مطلوب خود را بیشتر از چه کانال‌هایی پیگیری می‌کنند. سپس، سعی کنید در یکی از این کانال‌های ارتباطی مهارت خود را تاحدی افزایش دهید که محتوای واقعا تأثیرگذار و ارزشمندی در آن منتشر کنید.

روی اعتماد‌به‌نفس خود کار کنید: شاید این توصیه تکراری به‌نظر برسد؛ اما چیزی از اهمیت و ضرورت آن کم نمی‌شود. هرچه اعتمادبه‌نفستان بیشتر باشد، به‌همان اندازه به کارهای جدیدی دست می‌زنید که درنهایت، به توسعه و ارتقای برندتان منجر می‌شود.

شوخ‌طبع باشید: فراموش نکنید مردم از روابط انسانی و واقعی بیشتر استقبال می‌کنند. به‌همین‌ترتیب، مخاطبان شما نیز به‌دنبال پیوندهای واقعی هستند نه ارتباطات بیش‌ازحد رسمی. بنابراین، حرفه‌ای رفتار کنید؛ اما درصورت لزوم شوخ‌طبع باشید و کمی خوش بگذرانید و از این طریق نیز نظر مردم را جلب کنید.

محتوای هدفمند ارائه کنید: مخاطبان هدف خود را در شبکه‌های اجتماعی شناسایی کنید و به کمک پست‌هایی که به‌اشتراک گذاشته‌اند، به شخصیت آن‌ها پی ببرید. براین‌اساس، محتوای خود را به‌صورت هدفمند و هوشمندانه تنظیم کنید.

گروه یا انجمن تشکیل دهید: به‌جای اینکه پیرو دیگران باشید و به گروه‌های آن‌ها ملحق شوید، ابتکار را دردست بگیرید. خودتان گروهی با فروم آنلاین راه‌اندازی کنید که در حوزه‌ی کاری یا تخصصی شما فعالیت کند.

درباره‌ی افراد دیگر محتوا تولید کنید: با تولید محتوا درباره‌ی افراد تأثیرگذار، نظر مثبت آن‌ها را جلب می‌کنید. بدین‌ترتیب، فضای همکاری متقابل و پویا بین شما به‌وجود می‌آید.

از دیگران توضیح بخواهید: درمقابل محتوا و صحبت‌ها یا اقدام‌های بی‌معنی و بیهوده‌ی افراد فعال در صنعت خود منفعل نباشید. با مباحثات و انتقادات البته با رعایت شرط ادب، می‌توانید موجی ایجاد کنید که توجه سایر فعالان صنعت را جلب کند.

از اهرم قصه‌گویی استفاده کنید: داستان‌سرایی یکی از بهترین ابزارهای بازاریابی برند است. شما می‌توانید با تعریف داستان‌های خودتان یا دیگران، ارتباط صمیمانه‌تری با مخاطبان برقرار کنید.

محیط AMA ایجاد کنید: محیط AMA یا Ask Me Anything، یعنی فضایی که به دیگران اجازه می‌دهید سؤالات دلخواهشان را از شما بپرسند. سعی کنید از تبدیل این محیط به فضای تبلیغاتی اجتناب کنید و درعوض، پاسخ‌های دقیق و صحیح و مناسبی به سؤالات بدهید.

Ultimate Guide to Personal Branding

اشتباهاتی که به برند شخصی‌تان آسیب می‌زند

گاهی اوقات، برخی از رفتارها و واکنش‌ها بدون اینکه خودتان متوجه پیامدهای آن باشید، به برند شخصی‌تان آسیب می‌زند. اعتبار برند شما فقط با اقدامات غیرقانونی یا محتوای نژادپرستانه و نظیر آن خدشه‌دار نمی‌شود. درواقع، بسیاری از کارآفرینان نوپا بدون اینکه بدانند به برند خود آسیب می‌زنند. شما نباید اجازه بدهید این عادت‌ها فرصت‌‌های موفقیت را از شما بگیرند.

هیچ هدف واضحی ندارید: اگر هدف شما از ساخت برند شخصی تبدیل‌ به اینفلوئنسر است یا اصولا پیش از شروع کار، هدف بلندمدتی برای خود تنظیم نکرده‌اید، به‌احتمال‌ زیاد پس از مدتی در موقعیتی آشفته قرار می‌گیرید.

به‌شکلی بی‌پروا خود را تبلیغ کنید: گرچه بازاریابی عنصر حیاتی برندسازی است، اگر در این کار اغراق کنید و خودتبلیغ‌کننده‌ی مستمر شوید، به‌مرورزمان توجه و احترام مخاطبان را ازدست می‌دهید.

بهترین راه اعتمادسازی این است که از بازخورد مخاطبان در راه بهبود خدمات خود استفاده کنید

هم‌رنگ جماعت می‌شوید: تأکیدکردن بر سابقه‌ها و تجربه‌ها و دستاوردها اگر به‌شیوه‌ی صحیح انجام شود، اعتبار برند را افزایش می‌دهد. باوجوداین در اغلب صنایع، بحث و گفت‌وگوی زیاد درباره‌ی موضوعات باب روز برند شخصی شما را متمایز نمی‌کند.

کانال‌های سنّتی را نادیده می‌گیرید: وبلاگ‌نویسی و حضور در شبکه‌های آنلاین راه‌های مناسبی برای جذب دنبال‌کننده هستند؛ اما هنوزهم ارتباطات حضوری و قدیمی ارزشمند هستند. اگر این ارتباطات را نادیده بگیرید، فرصت‌های ارزشمندی را در راه ساخت برند شخصی خود را ازدست می‌دهید.

خود را از کسب‌وکارتان جدا نمی‌کنید: به‌عنوان کارآفرین باید تفاوت برندینگ استارتاپ و برندسازی شخصی را بدانید. اگر درباره‌ی ساخت برند شخصی خود جدی هستید، باید گام‌هایی بردارید که کسب‌وکارتان را از برند شخصی متمایز کند.

بیش‌ازحد بدقول هستید: وقتی به مخاطبان قول یا وعده‌ای می‌دهید، حتی اگر این قول به‌سادگی انتشار یک پست وبلاگ باشد، باید آن را در موعد مقرر اجرا کنید. بدقولی اعتماد مخاطبان را سلب و برند شخصی شما را با خطر سقوط مواجه می‌کند.

مقاله‌های مرتبط:

عادت‌های ضعیف شبکه‌‌ی اجتماعی: هیچ‌کس نمی‌تواند شبکه‌های اجتماعی در برندسازی شخصی را انکار کند. بااین‌حال اگر به دام بحث‌های جنجالی بیفتید یا به موضوعات سطحی مشغول شوید، اعتبار خود را ازدست می‌دهید. بحث‌های جنجالی یکی از ویژگی‌های همیشگی شبکه‌های اجتماعی هستند.

عملکرد ناپیوسته‌ای دارید: بدون کار پیوسته و مستمر، نه‌تنها هویت و اعتبار برند، بلکه اعتماد مخاطبان را نیز ازدست می‌دهید.

Ultimate Guide to Personal Branding

اشتباه‌های رسانه‌های اجتماعی

همان‌طورکه گفتیم، اگر می‌خواهید برند شخصی تأثیرگذاری داشته باشید، باید به‌طور مؤثر در شبکه‌های اجتماعی آنلاین حضور پیدا کنید. باوجوداین، برخی از اشتباه‌ها در تولید محتوا یا واکنش‌های رفتاری برندسازی شما را با مشکلات جدیدی رو‌به‌رو می‌کنند. برخی از این اشتباه‌ها عبارت‌اند از: انتشار مطالب غیرمرتبط، انتشار عکس‌ها و تصاویر بی‌کیفیت، اظهارنظر درباره‌ی همه‌ی اتفاقات و وقایع، غلط‌های نگارشی و املایی، محتوای خشک و بی‌روح، استفاده‌ی زیاد از هشتگ و حجم زیاد مطالب فرعی.

مقاله‌های مرتبط:

اعتمادسازی در دنیای اخبار جعلی

همه‌ی مردم می‌دانند اینترنت پر از اخبار جعلی و تیترهای اغراق‌آمیز است که به‌منظور افزایش کاربران منتشر می‌شوند. برندهای مشهور مشتریان واقعی خود را در طول سال‌ها جذب کرده‌اند. در این شرایط، چگونه می‌توانید اعتماد مخاطبان هدف را به‌دست آورید؟

همکاری با میکرواینفلوئنسرها: میکرواینفلوئنسرها افرادی هستند که درمقایسه‌با شخصیت‌های سرشناس بخش‌های مختلف کمتر شناخته‌ شده‌اند و معمولا تعداد دنبال‌کنندگانشان کمتر از دَه‌هزار نفر است. دنبال‌کنندگان این افراد مانند دوستان واقعی آن‌ها هستند و معمولا به حرفه‌ی این افراد اعتماد می‌کنند. طبق آمار، همکاری با میکرواینفلوئنسرها مخاطبان را ۶۰درصد بیشتر با برند درگیر می‌کند؛ زیرا این افراد شخصا روی مهارت‌هایشان سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

شفافیت عملکرد: به‌یاد داشته باشید مردم انتظار ندارند محصول یا سرویس از همه‌نظر کامل باشد. همچنین، می‌خواهند آنچه می‌بینند باور کنند و با اطمینان‌خاطر به شخص ارائه‌دهنده‌ی خدمات مراجعه کنند. صداقت شما به افزایش محبوبیت و اعتبار برند شخصی شما منجر می‌شود.

تقویت حسن‌نیت مشتری: در قالب سؤالات چهارگزینه‌ای، می‌توانید دیدگاه مشتریان را درباره‌ی خدمات خود جویا شوید و پاسخ آن‌ها را با سایر کاربران به‌اشتراک بگذارید. به‌علاوه، بهتر است دیدگاه‌های آن‌ها را براساس موضوع دسته‌بندی کنید تا مخاطبان به‌راحتی در هر زمینه‌ای که می‌خواهند، از تجربه‌ی سایر مشتریان استفاده کنند.

اهمیت‌دادن به بازخورد مشتریان: تمام لایک‌ها و کامنت‌های گذاشته‌شده در شبکه‌های اجتماعی، در حکم بازخورد مشتری عمل می‌کنند. اگر می‌خواهید اعتماد مخاطبان را جلب کنید، باید نشان دهید به دیدگاه‌های آن‌ها اهمیت می‌دهید.



Source link

سال ۲۰۱۸ و آن‌چه بر داده‌های شخصی کاربران گذشت


۲۰۱۸ نیز مانند سال‌های دیگر، پر بود از تغییرات و تحولات در دنیای فناوری؛ اما یکی از ناخوشایندترین تحولات این سال، رشد چشمگیر رسوایی‌های مرتبط با داده‌های شخصی کاربران بود.

سال ۲۰۱۸ سالی بود که به کاربران ثابت کرد نمی‌توانند با اطمینان کامل داده‌های شخصی‌شان را در اختیار دیگران قرار دهند. در این سال از غول‌های بزرگ فناوری گرفته تا دولت‌ها و حتی رستوران‌های زنجیره‌ای درگیر رسوایی‌های مرتبط با داده‌های شخصی کاربران بودند. در بهترین حالت، این شرکت‌ها برای حفظ امنیت داده‌های کاربران از آمادگی کامل برخوردار نبودند؛ در بدترین حالت نیز سازمان‌ها اجازه دادند تا داده‌های کاربران برای اثرگذاری در رویه‌های سیاسی و دموکراتیک استفاده شوند.

وقتی بحث رسوایی‌ها و انتشار داده‌های کاربران می‌شود، تنها نقطه‌ی امید در این سال به «قانون حفاظت از داده‌های عمومی»، که به‌اختصار GDPR نام دارد، مربوط می‌شود. این قانون که می‌توان آن را قانونی پیشرو برشمرد، مورد تصویب اتحادیه‌ی اروپا قرار گرفته و برای آن دسته از کاربرانی که تحت‌تاثیر انتشار غیرقانونی داده‌ها قرار گرفته‌اند حفاظت‌هایی را فراهم می‌کند.

hack keyboard

به‌لطف GDPR، شرکت‌ها اکنون ملزم هستند تا انتشار ناخواسته‌ی داده‌های کاربران را اعلام کنند؛ در غیر این‌صورت، با جریمه‌های سنگینی مواجه خواهندشد. در عین حال، چنین قوانینی برای آمریکایی‌ها وجود ندارد و این در حالی است که میزان حملات در فضای مجازی رو به افزایش است.

آن‌چه بیشتر مایه‌ی نگرانی می‌شود این است که رسوایی‌های اطلاعاتی که در مقالات از آن‌ها یاد شده و مورد توجه قرار می‌گیرند صرفا به‌مثابه قطره‌ای از دریا هستند و گستره‌ی سوءاستفاده‌های انجام‌شده از داده‌های کاربران طی سال جاری را به‌تصویر نمی‌کشند. به‌گزارش وبسایت DarkReading که در زمینه‌ی اخبار حملات سایبری فعالیت می‌کند، تنها در ۹ ماه ابتدایی سال ۲۰۱۸، به‌طور تخمینی ۳٫۶۷۶ مورد تعرض به داده‌های کاربران صورت گرفته است. همین آمار هم ۲۰۱۸ را به رتبه‌ی دوم در رده‌بندی سال‌های پرخطر برای تعرض به داده‌های کاربران می‌رساند؛ در عین حال، آماری که برای انتهای سال گزارش می‌شوند یا علائمی از بهبود را نشان خواهند داد، یا اینکه از آمارهای ۹ ماهه نیز دردناک‌تر خواهند بود.

فیسبوک و کمبریج آنالیتیکا / Facebook and Cambridge Analytica

مشکلات مرتبط با فیسبوک

بدون شک رسوایی اطلاعاتی فیسبوک و کمبریج آنالیتیکا، بزرگ‌ترین رسوایی اطلاعاتی سال ۲۰۱۸ بود؛ هرچند ریشه‌ی این مشکل به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. روز هفدهم مارس ۲۰۱۸ (۲۶ اسفند ۱۳۹۶)، دو نشریه‌ی گاردین و نیویورک تایمز خبر جمع‌آوری داده‌های کاربران فیسبوک توسط شرکت مشاوره‌ی سیاسی کمبریج آنالیتیکا را منتشر کرد. داده‌های دست‌کم ۸۷ میلیون نفر از کاربران فیسبوک بدون اطلاع آن‌ها در اختیار کمبریج آنالیتیکا قرارگرفته بود. این داده‌ها که به‌واسطه‌ی استفاده از یک اپلیکیشن پرسش و پاسخ به‌دست آمده بود، توسط کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ مورد استفاده قرار گرفته‌بود تا تبلیغات فیسبوکی خود را به‌گونه‌ای هدفمند در معرض دید گروه خاصی از کاربران قرار دهند.

مقاله‌های مرتبط:

مشکل اصلی این اپلیکیشن پرسش و پاسخ این بود که تعداد زیادی از این جمعیت ۸۷ میلیون نفری از آن استفاده نکرده بودند؛ درواقع در بهترین حالت حداکثر چندصدهزار نفر از این اپلیکیشن استفاده کرده‌بودند. این اپلیکیشن پرسش و پاسخ از روزنه‌ای در رابط برنامه‌نویسی فیسبوک استفاد کرده‌بود که به سازندگانش اجازه می‌داد نه‌تنها داده‌های افراد استفاده کننده از این اپلیکیشن، بلکه داده‌های دوستان آن‌ها را هم جمع‌آوری کنند؛ یعنی افرادی که هیچ ارتباطی با این اپلیکیشن نداشته‌اند. جالب‌تر اینکه یکی از محققان درگیر در ساخت این اپلیکیشن در سال ۲۰۱۵ به استخدام فیسبوک درآمده‌بود. این شخص در سپتامبر ۲۰۱۸ از فیسبوک اخراج‌شد؛ اما اهالی منلوپارک هیچ‌وقت به این سؤال پاسخ نداده‌اند که آیا پیش از این از نقش وی در ساخت این اپلیکیشن اطلاع داشته‌اند یا خیر.

cambridge analytica

اگرچه شواهد چندانی مبنی بر تاثیر داده‌های به‌دست آمده توسط کمبریج آنالیتیکا بر نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ ایالات‌متحده وجود ندارد؛ اما این مسئله به کاربران نشان‌داد که قوانین فیسبوک در رابطه با «حفاظت از حریم‌خصوصی کاربران» تا چه حد سهل‌انگارانه هستند. هم‌اکنون نیز مشخص نیست که چه اتفاقی برای این داده‌ها رخ داده است. کمبریج آنالیتیکا ادعا می‌کند که فایل‌های مربوطه را حذف کرده‌اند؛ اما مشخص نیست که چند نسخه از آن همچنان وجود دارند. مهم‌تر از همه، از این رسوایی به‌عنوان یک نقطه‌ی عطف یاد می‌شود؛ نقطه‌ای که قدرت داده‌های شخصی را به عموم کاربران نشان داد، داده‌هایی که به‌طور بالقوه می‌توانند برای اثرگذاری بر کاربران و حتی نظام‌های دموکراتیک مورد استفاده قرار گیرند.

البته این تنها بدشانسی فیسبوک نبود؛ در سپتامبر ۲۰۱۸، خبری مبنی بر به‌سرقت رفتن داده‌های دست‌کم ۳۰ میلیون نفر از کاربران فیسبوک منتشر شد. محل زندگی، محل تولد، وضعیت تاهل و در برخی موارد تاریخچه‌ی جستجوها از جمله داده‌های به‌سرقت رفته بودند.

پولار / Polar

انتشار اطلاعات کارکنان امنیتی و نظامی آمریکا ازطریق اپلیکیشن Polar

۲۰۱۸ سال چندان روشنی برای اپلیکیشن‌ها هم نبود. Polar اپلیکیشنی در زمینه‌ی تناسب‌اندام است که توسط اعضای ارتش، سازمان امنیت ملی و سرویس امنیتی ایالات‌متحده مورد استفاده قرار می‌گیرند. قوانین Polar برای محافظت از داده‌های کاربران تاحدی احمال‌کارانه بود که محققان توانسته‌بودند کاربران ارتش و سازمان‌های امنیتی را حین ورزش در نزدیکی پایگاه‌های‌شان ردیابی کنند. همین قوانین سهل‌انگارانه در عمل به هرکسی اجازه می‌دادند تا به نام مقامات نظامی و امنیتی، نرخ ضربان‌قلب و حتی آدرس محل زندگی آن‌ها دست پیدا کنند.

به گزارش واشنگتن پست، در زمانی‌که محققین یافته‌های خود را در این زمینه منتشر کردند، توانسته بودند داده‌های شخصی ۶٫۴۶۰ پرسنل نظامی و امنیتی را به‌دست آورند. این داده‌ها شامل پرسنل حاضر در پایگاه‌های نظامی خارج از آمریکا نیز می‌شد؛ برای مثال داده‌های پرسنل حاضر در پایگاه دریایی گوانتانامو و پایگاه لمونیِر در جیبوتی، که به‌عنوان مرکز فرماندهی عملیات‌های آمریکا در شاخ آفریقا شناخته می‌شود.

سرقت داده‌های اگزکتیس / Exactis Data Breach

Exactis و انتشار داده‌های ۲۳۰ میلیون شهروند آمریکایی

افشای اطلاعاتِ بخش کوچکی از پرسنل نظامی ممکن است ناراحت‌کننده باشد؛ اما افشای اطلاعات ۲۳۰ میلیون شهروند آمریکایی و ۱۱۰ میلیون کسب‌وکار فعال در این کشور تا چه اندازه نگران‌کننده است؟ این اتفاقی است که در ماه ژوئن سال ۲۰۱۸ رخ داد. در این رخداد، شرکت بازاریابی Exactis که مقر آن در فلوریدا واقع‌شده است، اطلاعات ۳۴۰ میلیون شخص و کسب‌وکار را روی سروری قرارداده بود که عموم افراد می‌توانستند به آن دسترسی پیدا کنند.

حجم داده‌های موجود روی این سرور به ۲ ترابایت می‌رسید؛ جالب‌تر اینکه این داده‌ها صرفا شامل آدرس پست‌الکترونیک و نام افراد نبودند. علاوه‌بر نام و آدرس پست‌الکترونیک، مواردی همچون مصرف یا عدم مصرف دخانیات، مالکیت حیوانات خانگی، دین،‌ داشتن فرزند و علائق فردی از جمله اطلاعاتی بودند که در اثر سهل‌انگاری Exactis در اختیار سارقان اطلاعاتی قرار گرفته‌بود.

آدهار / Aadhaar

افشای داده‌های تمامی شهروندان هندی ازطریق سیستم شناسایی ملی

آیا Exactis را به‌خاطر افشای داده‌های ۲۳۰ میلیون شهروند سزاوار محاکمه می‌دانید؟ پس نظر شما درباره‌ی افشای داده‌های ۱.۱ میلیارد شهروند هندی چیست؟ Aadhaar یک سیستم تشخیص‌هویت ازطریق نشانه‌های بیومتریک است که توسط دولت هند اداره می‌شود. این سیستم که به‌عنوان بزرگ‌ترین مجموعه‌ی بیومتریک در جهان شناخته می‌شود، در عمل اطلاعات تمامی شهروندان هندی را در خود جای داده‌است. این اطلاعات شامل مواردی همچون عکس، اثرانگشت، آدرس منزل و دیگر اطلاعات شخصی است.

افشای اطلاعات موجود در Aadhaar توسط یک روزنامه‌نگار کشف‌شد. وی دریافت که برخی افراد نام کاربری و رمز ورود خود به این مجموعه را در پیام‌رسان واتساپ (WhatsApp) به‌فروش می‌رسانند و از این نام‌های کاربری و رموز ورود می‌توان برای دستیابی به تمام داده‌های موجود در این سیستم استفاده کرد. برخی از فروشندگان برای فروش نام‌کاربری و رمز ورود خود صرفا مبلغی معادل ۷ دلار از مشتریان دریافت می‌کردند.

اما مقامات هندی بیشتر از این مسئله خشمگین بودند که چرا این روزنامه‌نگار از این مشکل پرده برداشته است؛ در این راستا، مقامات دولتی ضمن طرح شکایت علیه این روزنامه‌نگار، وی را به ارائه‌ی گزارش‌های نادرست متهم کردند. وقتی در ماه مارچ یک محقق امنیتی آسیب‌پذیری Aadhaar را به وبسایت ZDNet نشان‌داد، دولت مجدد این مشکل را کتمان کرد.

رسوایی مرییات استاروود / Merriot's Starwood Scandal

انتشار اطلاعات ۵۰۰ میلیون مشتری هتل‌های ماریوت

روز ۹ آذر (۳۰‌ نوامبر) خبر افشای داده‌های ۵۰۰ میلیون نفر از مشتریان هتل‌های زنجیره‌ای مارییات (Marriott) منتشر شد؛ هرچند که این انتشار لحظه‌ای نبوده و شروع آن به‌سال ۲۰۱۴ بازمی‌گردد. این داده‌ها به افرادی مربوط می‌شوند که در شاخه‌ای از اقامتگاه‌های مرییات، موسوم به Marriot’s Startwood اقامت داشته‌اند.

هکرهایی که احتمال می‌رود با پکن در ارتباط بوده‌اند، در عمل به تمامی داده‌های ۳۲۷ میلیون نفر از این مجموعه‌ی ۵۰۰ میلیونی دست پیدا کرده‌بودند. نام، آدرس پستی، شماره تلفن، آدرس پست الکترونیک، شناسه‌ی شخصی مهمانان ویژه‌ی Starwood، تاریخ تولد، جنسیت، اطلاعات ورود و خروج، تاریخ رزرواسیون، گزینه‌های ارتباطی، شماره‌ی کارت‌های بانکی و تاریخ انقضای کارت‌ها از جمله اطلاعات به‌سرقت‌رفته بودند. درباره‌ی ۱۷۳ میلیون نفر باقی‌ماند، تنها بخشی از اطلاعات، نظیر نام و در برخی موارد آدرس پستی، آدرس پست الکترونیک و «برخی اطلاعات دیگر» به‌سرقت رفته‌بودند.

پانرا برد / Panera Bread

Panera Bread؛ خوراک مرغ با سالاد اطلاعات شخصی!

شاید باورش سخت باشد؛ اما رستوران‌ها هم درگیر رسوایی‌های اطلاعاتی بوده‌اند. Panera Bread، مجموعه‌ای از رستوران‌ها و کافه‌های زنجیره‌ای در ایالات‌متحده و کانادا است. در ماه آوریل، محققان امنیتی از انتشار داده‌های مشتریان این مجموعه ازطریق وبسایت Panera Bread پرده برداشتند. داده‌های منتشر شده در قالب متن ساده بودند و شامل نام، آدرس ایمیل، آدرس محل سکونت، تاریخ تولد و چهار رقم آخر شماره‌ی کارت‌اعتباری افراد می‌شدند.

نکته‌ی نگران‌کننده این است که محققان امنیتی به‌مدت هشت ماه برای رفع این مشکل با Panera Bread در ارتباط بودند. یک هفته پس از تماس اولیه‌ی محققان، این شرکت اعلام می‌کند که مشکل را حل کرده است؛ اما پژوهشگران تا هشت ماه بعد همچنان می‌توانستند به این داده‌ها دست پیدا کنند. پس از این هشت ماه درنهایت این مسئله به اطلاع عموم رسید و در نتیجه Panera Bread وبسایت خود را از دسترس خارج کرد تا به حل این مشکل بپردازد. هرچند تعداد قربانیان این سهل‌انگاری مشخص نیست؛ اما به‌گفته‌ی پژوهشگران، آمار قربانیان می‌تواند به ۳۷ میلیون نفر برسد.

نشر اطلاعات گوگل پلاس / Google Plus Data Leak

نشر داده‌های میلیون‌ها نفر در گوگل پلاس

آخرین مورد فهرست ما به غول دنیای جست‌وجو مربوط می‌شود. در ماه اکتبر، نشریه‌ی وال‌استریت ژورنال خبر داد که گوگل حفره‌ای امنیتی را در شبکه‌ی گوگل پلاس کشف کرده است؛ این حفره به‌طور بالقوه از سال ۲۰۱۵ زمینه‌ی افشای اطلاعات ۵۰۰ هزار کاربر را فراهم کرده‌بود. پس از انتشار این مقاله، ساکنان مانتن‌ویو اعتراف کردند که این مشکل در شبکه‌ی اجتماعی نه‌چندان موفق آن‌ها وجود داشته است. داده‌های منتشر شده نیز شامل نام، آدرس پست الکترونیک، سن، جنسیت و شغل کاربران گوگل‌پلاس می‌شود.

رویه‌ی اتخاذ شده توسط شرکت‌هایی همچون گوگل و Panera Bread نگران‌کننده است

نکته‌ی قابل‌تأمل این است که همانند Panera Bread، گوگل نیز تا هفت ماه پس از کشف این حفره‌ی امنیتی، از اعلام آن سرباز زده‌بود؛ دلیل این مسئله ترس از خدشه‌دار شدن وجهه‌ی عمومی این شرکت و افزایش نظارت‌های قانونی بود. بدتر از این، در ماه دسامبر ۲۰۱۸، این شرکت روزنه‌ی دیگری را در رابط برنامه‌نویسی گوگل پلاس کشف کرد که نام، آدرس پست الکترونیک، شغل و سن ۵۲.۵ میلیون نفر از کاربران این شبکه‌ی اجتماعی را به‌مدت شش روز در دسترس عموم قرار داده‌بود. این بار نیز گوگل پس از یک‌ماه سکوت، کاربران را از بروز این مشکل آگاه کرد.

رویه‌ی اتخاذ شده توسط شرکت‌هایی همچون گوگل و Panera Bread نگران‌کننده است. آن‌ها مدت‌ها منتظر مانده‌بودند و تنها پس از اینکه همه‌چیز برملا شده‌بود در رابطه با انتشار داده‌های کاربران اطلاع‌رسانی کرده‌بودند. همین مسئله نشان می‌دهد که در ایالات‌متحده، وجود قوانین محکم در زمینه‌ی حفاظت از داده‌های شخصی کاربران امری لازم است؛ درست مانند GDPR که به تصویب اتحادیه‌ی اروپا رسیده است.

در سال ۲۰۱۸ داده‌های فراوانی به یغما رفتند؛ اما درسی که می‌توان آموخت این است: وقتی حرف از داده‌های شخصی می‌شود، به هیچ کس اعتماد نکنید.



Source link

با ۷ راه خلاقانه برای شخصی سازی هوم اسکرین آیفون آشنا شوید


همین حالا موبایلتان را بردارید و به دنبال اپلیکیشن نوت گوشی بگردید. اگر این فرآیند بیشتر از ۳۰ ثانیه طول کشید، نیاز دارید که فکری به حال دسته بندی و شخصی سازی هوم اسکرین گوشی خود کنید.

با وجود هزاران اپلیکیشن و استفاده‌ی مداوم ما از نرم افزار‌های مختلف، کاملا طبیعی به نظر می‌رسد که برخی از آن‌ها از دیدگانمان گم شوند و مجبور باشیم برای یافتن آیکن یکی از آن‌ها وقت زیادی را صرف کنیم.

حل این مشکل شاید حداکثر ۱۵ دقیقه از وقتمان را بگیرد اما با انجام دادنش برای یک عمر می‌توانیم به راحتی اپلیکیشن‌های مد نظرمان را پیدا کنیم. در این مطلب قصد داریم ۷ راه خلاقانه برای شخصی سازی هوم اسکرین آیفون را معرفی کنیم که با استفاده از آن‌ها می‌توانید به راحتی اپلیکیشن‌های خود را پیدا کرده و از مرتب و منظم بودن آیکن‌ها در آیفون خود لذت ببرید. با ما همراه باشید.





۱. نام گذاری فولدر‌ها با استفاده از افعال کلیدی

شخصی سازی هوم اسکرین

ممکن است شما هم جزو افرادی باشید که استفاده از برخی نام‌ها مثل Productivity، Reference یا Utilities برایتان گمراه کننده باشد. بنابراین اولین توصیه‌ی ما استفاده از افعالی است که با آن‌ها بیشتر آشنا هستید. این افعال می‌توانند برای موضوعات مختلف متفاوت باشند. بهتر است فولدر‌ها را با افعالی مثل چت کردن، شنیدن، بازی کردن یا یادگرفتن -به زبان انگلیسی- نام گذاری کنید.

اگر هم با زبان فارسی راحت‌تر هستید، بهتر است از واژه‌های کلیدی فارسی مثل چت یا گفت و گو، کار، موسیقی، یادگیری، شنیدن، بازی و … استفاده نمایید.

۲. استفاده از رنگ‌ها

شخصی سازی هوم اسکرین

استفاده از رنگ‌ها تنها برای دسته بندی لباس‌ها، نوشته‌ها و یا ایمیل‌ها نیست. آیکن یک اپلیکیشن دارای رنگ‌های خاصی است که می‌توانید با استفاده از آن‌ راحت‌تر اپ مورد نظر خود را بیابید. از طرفی ذهن انسان رنگ‌ها را بهتر به خاطر می‌سپارد.

برای دسته‌بندی به این روش، کافیست اپلیکیشن‌های هم رنگ را کنار هم قرار دهید. مثلا اپلیکیشن‌هایی که دارای رنگ زرد هستند کنار هم، سبز‌ها کنار هم و الی آخر. با استفاده از این روش شاید همچنان برای پیدا کردن برخی از اپلیکیشن‌ها دچار مشکل شوید، اما به صورت حدودی همیشه به یاد خواهید داشت که یک اپلیکیشن با آیکن زرد رنگ در کجای هوم اسکرین قرار گرفته است.

۳. دسته‌بندی بر اساس حروف الفبا

شخصی سازی هوم اسکرین

یکی از روش‌های متداول دسته بندی، کمک گرفتن از حروف الفباست. عموما همه حروف الفبا را بلدیم و به راحتی می‌توانیم به طور تقریبی جایگاه اپلیکیشنی که با یکی از حروف الفبا شروع می‌شود را بیابیم. البته اگر می‌خواهید این دسته بندی را با استفاده از آیفون انجام دهید بهتر است از روش زیر استفاده کنید:

  • به تنظیمات بروید.
  • روی General بزنید.
  • به پایین اسکرول کنید تا به Reset برسید. آن را انتخاب کنید.
  • گزینه‌ی Reset Home Screen Layout را بزنید.

حالا همه‌ی آیکن‌ها در هوم اسکرین آیفون شما بر اساس حروف الفبا دسته بندی شده‌اند. علاوه بر راه حل مذکور، اگر علاقه و حوصله‌اش را داشتید می‌توانید به ایجاد فولدر‌هایی مجزا بپردازید که هرکدام با حرف اول یکی از حروف الفبا باشد. مثل «فولدر A»، «فولدر B» و …

۴. با توجه به نیازتان به دسته بندی اپلیکیشن‌ها بپردازید

شخصی سازی هوم اسکرین

همیشه به این فکر کنید که چگونه می‌توانید تلفن را در دست خود نگه دارید. اگر از اپلیکیشن‌هایی خاص به طور مکرر استفاده می‌کنید، بهتر است آن‌ها را گلچین کرده و دم دست قرار دهید تا از بقیه‌ی اپلیکیشن‌ها مجزا باشند.

البته اگر علاقمند به دسته بندی اپلیکیشن‌ها در فولدر‌ها هستید شاید این راه حل خیلی ایده آل تلقی نشود.

۵. الگوبندی ردیف‌ها

شخصی سازی هوم اسکرین

اگر استفاده از فولدر‌ها یکی از علاقمندی‌هایتان نیست، می‌توانید از الگوبندی ردیف‌ها استفاده کنید تا اپلیکیشن‌هایی که از لحاظ کارکرد مشابه هم هستند در یک ردیف قرار بگیرند.

به هرکدام از ردیف‌های هوم اسکرین خود یک الگو اختصاص دهید و اپلیکیشن‌ها را در ردیف‌های مربوطه قرار دهید.

به عنوان مثال یک ردیف را به اپلیکیشن‌هایی برای گفتگو‌های آنلاین اختصاص دهید و پیام‌رسان‌های خود را به آن ردیف منتقل نمایید.

۶. دسته بندی اپلیکیشن‌ها بر اساس میزان استفاده از آن‌ها

شخصی سازی هوم اسکرین

از چند صفحه‌ی هوم اسکرین استفاده کنید و هرکدام از صفحات را به اپلیکیشن‌های مختلف اختصاص دهید. مثلا صفحه‌ی اول برای اپلیکیشن‌هایی که به شدت زیاد از آن‌ها استفاده می‌کنید و صفحات بعدی برای نرم افزار‌هایی که کارکرد پایین‌تری در گوشی‌تان دارند.

۷. استفاده از ایموجی‌ برای نام گذاری فولدر‌ها

شخصی سازی هوم اسکرین

یکی دیگر از روش‌های بسیار مناسب برای دسته بندی، استفاده از ایموجی‌ها برای دسته بندی فولدرهاست. بعد از فولدر بندی اپلیکیشن‌ها، به هرکدام از فولدر‌ها با توجه به اپلیکیشن‌هایی که در آن‌ها قرار دارد یک ایموجی اختصاص دهید.

مثلا به فولدری که پلیر صوتی، اسپاتیفای یا پاندورا در آن قرار گرفته‌ یک ایموجی نوت موسیقی اختصاص دهید تا همیشه بدانید وقتی باید وارد این فولدر شوید که می‌خواهید به موسیقی گوش کنید.



Source link

صدر نشینی فیسبوک در بین غیر قابل اعتمادترین شرکت‌ها در حفظ حریم شخصی


در یک نظرسنجی جدید که توسط Toluna انجام شد، از کاربران سوال جالبی مطرح شد تا غیر قابل اعتمادترین شرکت در زمینه حفظ اطلاعات کاربران را انتخاب کنند. این نظرسنجی که از ۱۸ آذرماه آغاز شد و ۲۴ ام همان ماه به اتمام رسید، هزاران شرکت کننده داشت و در این بین به دور از هرگونه غافلگیری، غیر قابل اعتماد‌ترین شرکت فیسبوک شناخته شد.

فیسبوک به خاطر جنجال‌های چند ماه اخیرش از نگاه کاربران غیرقابل اعتمادترین شرکت شناخته می‌شود. در نظر سنجی یاد شده ۴۰ درصد افراد عدم اعتماد خود به این شرکت را اعلام کردند. توییتر با ۸ درصد در جایگاه دوم قرار گرفت.

شرکت‌های آمازون، اوبر، گوگل، لیفت و اسنپ چت هم در رده‌های بعدی قرار گرفتند که به ترتیب با ۸ درصد، ۷ درصد، ۶ درصد، ۶ درصد و ۴ درصد حضور دارند.





موضوع جالب این نظرسنجی البته حضور اپل بود که ۴ درصد آرا را به خود اختصاص داده بود. غول بزرگ آمریکایی با اینکه مدعی حفظ اطلاعات شخصی کاربران است، اما به نظر می‌رسد نتوانسته آنطور که انتظار دارد نظر کاربرانش را جلب کند و به هر ترتیب در لیست غیر قابل اعتماد‌ترین شرکت‌ها حضور دارد.

سه رتبه‌ی نهایی در این رده بندی مختص به مایکروسافت، نتفلیکس و تسلا است. غول نرم افزاری دنیا یعنی مایکروسافت در سال‌های گذشته موفق شده تا از جنجال‌های مشابه رقبا در امان بماند و فعلا خبری از درز اطلاعات شخصی کاربران توسط این شرکت وجود ندارد.

در نظرسنجی‌های مشابهی که در گذشته انجام شده بود، فیسبوک بیش از این‌ها عدم اعتماد کاربران را به خود جلب کرده بود. به عنوان مثال در یکی از نظرسنجی‌ها ۷۰ درصد کاربران اعلام کردند که هیچ اعتمادی به شرکت تحت امر «مارک زاکربرگ» ندارند.



Source link

داستان برند: دل، بازمانده سختکوش عصر کامپیوترهای شخصی


دل (Dell) یک شرکت آمریکایی با بازار بین‌المللی مستقر در راند راک تگزاس است. این شرکت درحال حاضر در زمینه‌های توسعه، فروش، تعمیر و پشتیبانی سیستم‌های کامپیوتری و خدمات مشابه آن‌ها فعالیت می‌کند. برند دل از نام بنیان‌گذار آن یعنی مایکل دل الهام گرفته شده است و امروز، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیای فناوری شناخته می‌شود.

شرکت دل محصولات متنوعی از جمله کامپیوترهای شخصی، سرور، تجهیزات سخت‌افزاری، سوئیچ‌های شبکه، نر‌م‌افزار، لوازم جانبی کامپیوتر، تلویزیون‌های HD، دوربین، پرینتر، پخش‌کننده‌ی موسیقی و بسیاری محصولات الکترونیکی متنوع ساخته‌شده توسط شرکت‌های دیگر را به‌فروش می‌رساند. درواقع دل، بیش از طراحی و تولید محصولات، به‌خاطر نوآوری در سیستم‌های مدیریت زنجیره‌ی تأمین شهرت دارد و یکی از نام‌های ماندگار در تجارت الکترونیک محسوب می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

یکی از نقاط قابل‌توجه در تاریخ نوآوری‌های Dell در فروش کامپیوترهای شخصی، آماده‌سازی آن‌ها طبق سفارش مشتری است. این سبک از فروش، تا سال‌ها دل را به‌عنوان بهترین فروشنده‌ی PC در جهان شناساند. آن‌ها تا سال ۲۰۰۹ تنها به فروش سخت‌افزار می‌پرداختند تا اینکه با خرید Perot Systems به عرضه‌ی خدمات IT نیز وارد شدند. بزرگ‌ترین فرایند خرید و ادغام دل نیز در سال ۲۰۱۶ و با خرید غول دنیای فناوری یعنی EMC انجام شد. هولدینگ جدید شامل این دو شرکت بزرگ است و Dell Technologies نام دارد.

دل / Dell

مرکز مدیریت دل در راند راک تگزاس

تاریخچه‌ی تأسیس

مایکل دل، دانشجوی دانشگاه آستین در تگزاس بود. او در دوران دانشجویی در دهه‌ی ۱۹۸۰، قطعات سخت‌افزاری کامپیوتر را از عمده‌فروشی‌ها خریداری می‌کرد و کامپیوترهای شخصی مشابه IBM مونتاژ می‌کرد. روند فروش کامپیوترهای مایکل، به‌صورت فروش پستی و مستقیم به خریداران بود. مشتریان او نیز از قیمت پایین‌تر محصولات نسبت به فروشگاه‌های کامپیوتری عادی، راضی بودند. سرمایه‌ی اولیه‌ی مایکل برای شروع کسب‌وکارش، حدود هزار دلار بود.

کسب‌وکار شخصی مایکل دل که از اتاقش در خوابگاه دانشگاه اداره می‌شد، درآمدی مناسب را برای او به‌همراه داشت. او در سال ۱۹۸۴ و زمانی‌ که درآمد ماهانه‌ی ۸۰ هزار دلار در ماه داشت، از دانشگاه انصراف داد. دل، ابتدا شرکت خود را با نام PC’s Limited ثبت کرد که بعدا به Dell Computer Corporation تغییر نام داد.

دل کار خود را با مونتاژ کامپیوترهای شخصی کلون شده IBM شروع کرد

در دهه‌‌های پایانی قرن بیستم، بازار کامپیوتر تحت سلطه‌ی غول‌هایی همچون IBM بود. در‌ این‌ میان شرکت‌های کوچک، کامپیوترهایی مشابه آی‌بی‌ام تولید می‌کردند و با تخفیف، به‌صورت پستی می‌فروختند. دل، بااستفاده از بازاریابی مستقیم، مشتریان خود را پیدا می‌کرد و کامپیوترهای باکیفیت را ارزان‌تر از رقبای بزرگ خود می‌فروخت. او در مجله‌های کامپیوتری تبلیغ می‌کرد و مشتریان راضی‌اش نیز بخش دیگری از تبلیغات بودند. خریداران با تماس با یک شماره‌ی رایگان، کامپیوتر موردنظر خود را از دل سفارش می‌دادند. این اقدامات، به‌سرعت شرکت مایکل دل را به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی مستقیم کامپیوتر شخصی در بازار تبدیل کرد.

دل / Dell

تبلیغات اولیه‌ی PC’s Limited

درآمد دل در سال اول فعالیت رسمی، رقم خارق‌العاده‌ی ۶ میلیون دلار بود. او در سال بعد به رکورد ۴۰ میلیون دلار رسید و برای مدیریت شرکت رو‌به‌رشدش، یک سرمایه‌گذار و بانکدار باسابقه به‌ نام ای. لی واکر (E. Lee Walker) استخدام کرد. اگرچه در آن سال‌ها، شرکت آن‌ها سلطه‌ی کاملی بر فروش پستی و مستقیم کامپیوتر داشت؛ اما تغییر و توسعه‌ی حوزه‌ی فعالیت مسیر برای افزایش رشد، اجتناب‌ناپذیر بود.

دل برای گسترش کسب‌وکار خود، نیاز به تغییرات اساسی در بخش مدیریت داشت. او گروهی از مدیران باسابقه‌ی بازاریابی را از یکی از شرکت‌های فروشنده‌ی کامپیوتر شخصی ارزان به‌ نام Tandy استخدام کرد. گروه جدید توانست مأموران فروشی حرفه‌ای برای مذاکره با شرکت‌های بزرگ تربیت کند. به‌علاوه، آن‌ها شبکه‌ای از واسطه‌های فروش ایجاد کردند که کامپیوترها را برای مقاصد و بازارهای خاص، مونتاژ می‌کردند.

رشد سریع سال‌های ابتدایی دل، منجر به تغییر سیاست‌های قیمت‌گذاری توسط آن‌ها نیز شد. پس از پیوستن تیم جدید مدیریت به شرکت، سود خالص از ۲۳ درصد به ۳۱ درصد رسید. از آن زمان، قیمت محصولات نه‌براساس رقابت قیمتی با دیگر شرکت‌ها بلکه براساس هزینه‌های دل تنظیم می‌شد.

دل / Dell

تبلیغات اولیه‌ی مایکل دل برای شرکت

مشکلات داخلی در بخش مدیریت بازاریابی و فروش دل، بسیار زود خود را نشان داد. تیم شرکت تندی با مایکل دل بر سر استراتژی‌های بازاریابی و فروش اختلاف نظر پیدا کردند. دل اعتقاد داشت که این گروه درکی از سیاست فروش مستقیم نداشته و قصد دارد استراتژی سنتی را در این شرکت هم پیاده کند. از طرفی، تیم تندی هم دل را متهم به عجول بودن می‌کرد که صبر لازم برای نتیجه‌گیری از نیروهای فروش جدید را ندارد. درنهایت تا سال ۱۹۸۸ اکثر تیم بازاریابی تندی یا از شرکت استعفا دادند یا اخراج شدند.

فروش مستقیم و پستی، استراتژی موفق سال‌های ابتدایی بود

باوجود مشکلات پیش‌آمده در بخش بازاریابی، رشد دل ادامه داشت. آن‌ها در سال ۱۹۸۸ دفتری در لندن تأسیس کردند که تنها در عرض یک ماه، نزدیک به ۴‌ میلیون دلار فروش داشت. دفتر خارجی بعدی، در کانادا تأسیس شد. در همان ماه‌های ابتدایی سال ۱۹۸۸، بخش‌های متعددی در شرکت ایجاد شدند که با تمرکز روی مشتریان شرکتی، دولتی و آموزشی کار می‌کردند. در ماه ژوئن سال ۱۹۸۸ و پس از گزارش درآمدی ۱۵۹ میلیون دلاری، سهام دل به‌صورت عمومی عرضه شد. این IPO با عرضه‌ی ۳.۵ میلیون سهم هرکدام به ارزش ۸.۵ دلار به‌پایان رسید.

دل / Dell

مایکل دل در اولین دفتر شرکت Dell

افزایش رقابت و حضور جدی در بازار

سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۹۸۰ با چالش‌های متعددی برای شرکت دل همراه بود. آن‌ها ابتدا کپی یکی از کامپیوترهای IBM با نام PS/2 را پیش از آماده شدن محصول نهایی رونمایی کردند. این کار، باعث عدم توانایی در اجرای همه‌ی جنبه‌های کامپیوتر IBM شد و درنهایت، دل محصول خود را با تأخیر عرضه کرد.

یکی از چالش‌های مهم دل در سال‌های پایانی ۱۹۸۰، رقابت از سوی ژاپنی‌ها بود. تولیدکنندگان این کشور، کامپیوترهای IBM را با قیمت‌های پایین‌تر عرضه می‌کردند. شرکت آمریکایی مجبور شد تا سرمایه‌ی زیادی را برای افزایش ظرفیت و انبارداری خود هزینه کند که نقدینگی را به‌مقدر قابل‌توجهی کاهش داد. مشکل بزرگ، در زمان تخمین اشتباه خرید در سال ۱۹۸۸ ایجاد شد که نقدینگی شرکت را تقریبا صفر و انبارها را پر از محصولات فروش‌نرفته کرد.

به‌هرحال شرکت دل از رقابت ایجادشده از سوی آسیایی‌ها سرخورده نشد. آن‌ها بهبود فنی محصولات را در اولویت کاری خود قرار دادند و به‌این‌ترتیب، کامپیوترهایی با قوی‌ترین پردازنده‌ی آن زمان بازار یعنی Intel 80386 عرضه کردند. کامپیوترهای سرور نیز با سیستم‌عامل جدید و تکامل‌یافته‌ی یونیکس عرضه شدند.

دل / Dell

مایکل دل در تیلبغات اولین کامپیوتر شخصی PC’s Limited

گلن هنری یکی از متخصصانی بود که پیوستنش به دل، نقطه‌ی عطفی را در تاریخ شرکت ایجاد کرد. او ابتدا برای ساخت کامپیوترهای PS/2 آی‌بی‌ام از همین شرکت به استخدام دل درآمد. در اقدام بعدی، برنامه‌های او برای ایجاد تیم تحقیق و توسعه به استخدام نهایی ۱۵۰ مهندس انجامید. یکی از برنامه‌های اصلی تیم تحقیق و توسعه دل، ترکیب کارایی چندین تراشه در یک تراشه‌ی متمرکز بود.

اینتل در سال ۱۹۸۹ زیرپردازنده‌ی مشهور خود یعنی ۴۸۶ را معرفی کرد. دل به‌سرعت کامیوترهایی را به بازار عرضه کرد که قابلیت استفاده از این پردازنده را داشتند. یکی دیگر از اهداف مایکل، گرافیک بالاتر در کامپیوترها بود که نیاز به نمایشگرهای قوی‌تر و بوردهایی با مدارهای خاص داشت. به‌هرحال تلاش‌های اولیه‌ی دل در بازار گرافیک جواب داد و نمونه‌هایی از محصولات آن‌ها با هدف کامپیوترهای حرفه‌ای عرضه شدند.

بودجه‌ی تحقیق و توسعه نسبت به غول‌های بازار بسیار کمتر بود

دل باوجود پیشرفت‌های متعدد در بازار و خصوصا بخش تحقیق و توسعه، هنوز بودجه‌ی کمی در حدود ۷ میلیون دلار به آن اختصاص می‌داد. این بودجه در مقایسه با بودجه‌های چندصد میلیون‌دلاری رقبایی همچون IBM، یک شوخی به‌نظر می‌رسید. سهم آن‌ها در بازار نیز تنها ۱.۸ درصد بود که البته با رشد سریعی افزایش می‌یافت. تا پایان سال ۱۹۸۹ فروش شرکت در آمریکا به ۲۵۷.۸ میلیون دلار رسید. فروش واحد بریتانیا از مرز ۴۰ میلیون دلار گذشت و واحد آلمان غربی نیز سوددهی اولیه را تجربه کرد.

دل / Dell

کیبورد قدیمی دل

شرکت دل همیشه خود را شرکتی بازاریابی و سخت‌افزاری دانسته است. نیروهای فروش این شرکت نقش مهمی در موفقیت آن داشته‌اند. آن‌ها پیش از عضویت نهایی در دل، ۶ هفته دوره‌ی آموزشی می‌گذارندند. نیروهای فروش در کنار مدیران ارشد در جلسات شرکت می‌کردند و انتقادها و شکایت‌های مشتریان را به گوش آن‌ها می‌رساندند.

نیروهای فروش شرکت دل علاوه‌بر فروش محصولات و نظرسنجی از مشتریان، وظیفه‌ی تبلیغ محصولات دیگر شرکت را نیز برعهده داشتند. آن‌ها به مشتریان کمک می‌کردند تا سفارش‌های خود را به‌صورت شخصی‌سازی‌شده‌تری انجام دهند. به‌عنوان مثال در آن سال‌ها پیشنهاد مودم داخلی یا حافظه‌‌ی رم بیشتر به مشتریان، همیشه کارساز بود.

دل / Dell

اولین لوگوی شرکت دل

سفارش مشتریان دل از سمت مأموران فروش به کارخانه‌های مونتاژ ارسال شده و محصول نهایی، ظرف ۵ روز آماده می‌شد. بازاریابی تلفنی و مستقیم شرکت دل، علاوه‌بر کسب موفقیت در فروش، مجموعه‌ای از اطلاعات مشتریان را نیز در اختیار آن‌ها قرار می‌داد. اطلاعات جمع‌آوری‌شده، تشخیص فرصت‌ها و چالش‌های فعالیت را برای دل، آسان‌تر و سریع‌تر می‌کرد.

گسترش فعالیت‌های بین‌المللی دل در دهه‌ی پایانی قرن ۲۰ با قدرت ادامه پیدا کرد. آن‌ها زیرمجموعه‌هایی را در کشورهای ایتالیا و فرانسه و همچنین یک مرکز تولیدی را در لیمریک ایرلند تأسیس کردند. هدف از این اقدامات، تسهیل خدمت‌رسانی و فروش به مشتریان در اروپا، غرب آسیا و آفریقا بود. به‌علاوه، بخشی از محصولات دل نیز در فروشگاه‌های بزرگ کامپیوتری عرضه شد. فروشگاه‌هایی که با حجم فروش بالا و حاشیه‌ی سود پایین، با فعالیت‌های دل هم‌خوانی داشتند.

هدف‌گذاری بازارهای تجاری توسط دل، در دهه‌ی ۱۹۹۰ با جدیت دنبال شد. آن‌ها سیستم‌های پردازش کلاینت/سرور را با همکاری بزرگانی همچون Andersen Consulting توسعه می‌دادند و در سرورهای خود نیز همچنان از سیستم‌عامل قوی یونیکس استفاده می‌کردند. درنتیجه‌ی این اقدامات، ۴۰درصد از درآمد ۵۴۶میلیون دلاری دل در سال ۱۹۹۰، از بخش تجاری و شرکتی کسب شد. این آمار در سال ۱۹۸۷، نزدیک به ۱۵ درصد بود.

دل / Dell

امضای مایکل دل روی یکی از اولین محصولات شرکت

آمارهای رشد دل در دهه‌ی ۱۹۹۰، نوید ظهور یک شرکت بزرگ و موفق دیگر کامپیوتری را در آمریکا می‌داد. آن‌ها ششمین تولیدکننده‌ی کامپیوتر در آمریکا بودند که پیشرفت قابل‌توجهی نسبت به رتبه‌ی ۲۲ سال ۱۹۸۹ کسب کردند. به‌علاوه، تعداد کارمندان به ۲۱۰۰ نفر رسیده بود و بررسی رضایت مشتری‌ها هم خبرهای خوبی را برای شرکت به‌همراه داشت. البته باوجود افزایش فروش، به‌خاطر خرید حجم زیادی حافظ‌ی کامپیوتری و توقف یکی از خط‌ها برای تولید ورک‌استیشن، سود شرکت افت ۶۵ درصدی را در سال ۱۹۹۰ تجربه کرد.

شرکت دل در سال ۱۹۹۲ وارد فهرست ۵۰۰ شرکت برتر فورچن شد. مایکل دل با این موفقیت به‌عنوان جوان‌ترین مدیرعامل فهرست شناخته می‌شد.

چالش‌های جدید و جنگ قیمت‌ها

بازار سنتی کامپیوترهای شخصی در دهه‌ی ۱۹۹۰ افت فروش محسوسی را تجربه کرد. تولیدکنندگان نیز برای کسب سهم هرچه بیشتر، وارد جنگ قیمتی شدند که سود خالص را در کل بازار کاهش داد. شرکت‌های Compaq، IBM و اپل همگی کاهش سود را تجربه کردند یا مجبور به تعدیل نیرو شدند. شرکت کامپک نیز در آن زمان شکایتی علیه تبلیغات دل تنظیم کرد که درنهایت برنده شد.

دل در جنگ قیمت‌گذاری PC، توانست بازار را از رقبا بگیرد

به‌هرحال، رکود اقتصادی در آن زمان، به سود دل تمام شد. کاربران پول کمتری داشتند اما هنوز کامپیوتری شخصی جزو نیازهایشان بود. به‌همین دلیل، آن‌ها محصولات باکیفیت اما ارزان‌قیمت دل را می‌خریدند. به‌خاطر همین افزایش فروش در سال‌های بحران دیگر شرکت‌ها، آمار فروش دل به یک میلیارد دلار رسید.

دل / Dell

نمونه‌ای از اولین کامپیوترهای شخصی Dell

لپ‌تاپ‌ها در دهه‌ی ۱۹۹۰ به‌مرور به محصول اصلی بازار کامپیوتر تبدیل شدند. دل که ظرفیت‌های این بازار را به‌سرعت درک کرده بود، اولین محصول خود را در این بخش در سال ۱۹۹۱ به بازار عرضه کرد. در سال بعد، اولین لپ‌تاپ کاملا رنگی دل به بازار عرضه شد و در کنار آن، بازاریابی برای فروش محصولات با پردازنده‌ی ۴۸۶ اینتل نیز قوت گرفت.

با افزایش نبرد تولیدکنندگان کامپیوتر شخصی، کامپک تصمیم گرفت تا به بازار هدف دل یعنی کامپیوترهای ارزان‌قیمت وارد شود. آن‌ها کامپیوتری پایین‌رده با قیمت ۸۹۹ دلار عرضه کرده و بخش پشتیبانی فروش خود را نیز تقویت کردند. رقابت جدید، دل را مجبور به کاهش سود محصولات کرد. آن‌ها قیمت کامپیوترهای خود را تا حداکثر ۱۴۰۰ دلار کاهش دادند تا سهم خود را از بازار حفظ کنند. دل توانایی چنین کاهش قیمتی را داشت؛ چرا که هزینه‌ی فرایندهای آن تنها ۱۸درصد از قیمت محصول بود و در مقابل، ۳۶درصد از قیمت محصولات کامپک، هزینه‌های عملیاتی بود.

رقابت بر سر قیمت در دهه‌ی ۱۹۹۰، دل را مجبور کرد تا تمرکز کمتری روی بخش مهندسی خود داشته باشد. مدیران شرکت در آن زمان به کامپیوترها به چشم لوازم خانگی نگاه می‌کردند  واهمیت تکنولوژی را کمتر از قبل ار تصمیم‌های خود لحاظ می‌کردند. به‌هرحال، تمرکز روی بازاریابی و فروش باعث شد تا دل علاوه‌بر کامیپوترهای شخصی و لپ‌تاپ، به فروش لوازم جانبی و نرم‌افزارهای تولیدشده توسط دیگر شرکت‌ها نیز روی بیاورد.

دل / Dell

کامپیوتر شخصی قدیمی دل

ورود دل به بازار نرم‌افزار و لوازم جانبی، به‌خاطر دیتابیس غنی آن‌ها متشکل از ۷۵۰ هزار مشتری، موفقیت‌آمیز بود. محصولاتی همچون دیسک‌های فشرده و دستگاه فکس نیز به‌سرعت به سبد دل اضافه شدند.

چالش‌های فنی، دل را نیز مانند اکثر شرکت‌های دنیای فناوری تحت تأثیر قرار داده است. آن‌ها در سال ۱۹۹۲ چند مشکل فنی را در محصولات خود خصوصا در بخش رایانه‌های همراه تجربه کردند. مشکلات پیش‌آمده باعث تأخیر در عرضه یا لغو تعدادی از محصولات شرکت شد که درنهایت، خسارت ۲۰ میلیون دلاری را به بخش فروش وارد کرد.

برند Dimension با تمرکز بر بازار کامپیوترهای ارزان‌قیمت معرفی شد

چشم‌انداز دل برای بازار کامپیوترهای شخصی، حفظ ۳.۵ درصد از سهم آن بود. منتهی رقیبی قدرتمند به‌ نام Digital Equipment Corporation در بازار حضور داشت که با تمرکز روی مینی‌کامپیوترها، سهم قابل‌توجهی را به‌خود اختصاص داده بود. درواقع DEC به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی کامپیوتر ازطریق سرویس پست تبدیل شده بود. از طرف دیگر نیز کامپیوترهای ارزان‌قیمت کامپک، دل را تهدید می‌کرد. شرکت برای پاسخ به رقابت‌های مذکور، خط تولید کامپیوترهای ارزان خود را با نام Dimensions راه‌اندازی کرد. تا پایان سال ۱۹۹۳، رکورد فروش شرکت به ۲ میلیارد دلار رسید.

دل / Dell

لوگوی دل تا سال ۲۰۱۰

بازار خرده‌فروشی، مقصد بعدی دل بود که در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۹۰ برای آن برنامه‌ریزی کرد. آن‌ها در سال ۱۹۹۰ محصولات خود را در فروشگاه‌های Soft Warehouse Superstores عرضه کرده و در سال ۱۹۹۱ با فروشگاه‌های تخفیفی Staples همکاری کردند. دل با فروشگاه‌ها توافق کرد تا محصولات را با قیمت فروش پستی به مشتریان عرضه کنند.

ورود به بازار خرده‌فروشی، عاقبت آن‌چنان خوشی برای دل نداشت. باعرضه‌ی محصولات جدید توسط شرکت، ارزش کامپیوترهای موجود در فروشگاه‌ها کاهش پیدا کرده و آن‌ها باید خسارت فروشگاه‌داران را جبران می‌کردند. استراتژی قبلی به‌خاطر تولید دستگاه بسته به نیاز مشتری، هیچ‌گاه محصولات فروخته‌نشده را در انبار دل بر جای نمی‌گذاشت. به‌همین دلیل مدیران تصمیم گرفتند تا در سال ۱۹۹۳، استراتژی خرده‌فروشی مستقیم را متوقف کنند.

نبرد قیمت‌ها، مشکلات فنی و چالش‌های متعدد، در سال ۱۹۹۳ خسارت‌های بزرگی به دل زد. بدین‌ترتیب آن‌ها در این سال برای اولین‌بار ضرر را در گزارش‌های مالی خود ثبت کردند. اولین خسارت مالی سه‌ماهه‌ای دل با رقم ۷۵میلیون دلار ثبت شد. مدیران شرکت، مشکلات و زیرساخت داخلی را یکی از دلایل اصلی شکست‌های پیش‌آمده می‌دانستند و به‌همین دلیل، استراتژی خود را به‌سمت لپ‌تاپ و زیرمجموعه‌های عملیاتی اروپا، تغییر دادند.

دل / Dell

اولین لپتاپ برند Dell

به‌هرحال، ثبات بازار در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۹۰، همه‌ی شرکت‌های کامپیوتری را تحت تأثیر قرار داد. دل هم از این قائده مستثنی نبود اما برنامه‌های جدی برای کسب سهم بازار شرکت‌هایی داشت که از رقابت خارج شدند. به‌علاوه آن‌ها بازارهای جدید همچون آمریکای جنوبی (با همکاری زیراکس) و آسیا و اقیانوسیه را نیز هدف قرار دادند.

توسعه در سال‌های پایانی قرن بیستم

سال ۱۹۹۴، با ضرردهی مجدد دل همراه بود. آن‌ها گزارش ضرر ۳۶ میلیون دلاری را در این سال ثبت کردند اما در سال بعد، با سوددهی ۱۴۹ میلیون دلاری، با قدرت به بازار بازگشتند. در آن سال، لپ‌تاپ‌های مشهور این شرکت مجهز به پردازنده‌های پنتیوم و همچنین کامپیوترهایی با پردازنده‌‌ی دوهسته‌ای، معرفی شدند. آن سال با رشد ۵۰ درصدی دل، افزایش سهم بازار به ۴درصد و تبدیل شدن به یکی از ۵ شرکت برتر فروشنده‌ی کامپیوتر در دنیا، به پایان رسید.

با ظهور لپتاپ‌ها، دل نیز با قدرت به این بازار وارد شد

توسعه‌ی فعالیت‌ها در سال ۱۹۹۶ در زمینه‌های متعددی انجام شد. دل مجموعه‌ای از سرورهای شبکه را به بازار معرفی کرد و خود را به‌عنوان سریع‌ترین شرکت از لحاظ رشد و توسعه به بازار نشان داد. به‌علاوه، یک مرکز تولیدی در پنانگ مالزی در تأسیس شد. البته، بزرگ‌ترین پیشرفت دل در آن سال، عرضه‌ی مستقیم محصولات ازطریق اینترنت به مشتریان بود.

در مدت ۳ سال پس از شروع عرضه‌ی محصولات دل در اینترنت، شرکت به آمار فروش ۳۰ میلیون دلار در روز رسیده بود که ۴۰ درصد از سهم درآمد شرکت را به خود اختصاص داد. وب‌سایت دل در آن زمان علاوه‌بر فروش محصولات طبق نیاز مشتری،‌ پشتیبانی فنی را نیز به آن‌ها ارائه می‌کرد تا سفارش‌های خود را در تمامی مراحل تولید تا تحویل، پیگیری کنند.

دل / Dell

رشدنمایی دل در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ ادامه داشت. تا پایان سال ۱۹۹۸، سود عملیاتی شرکت به ۹۴۴ میلیون دلار رسید. محصولات جدیدی در این سال‌ها شامل چند نوع ورک‌استیشن، سبک جدیدی از فروش به مصرف‌کننده‌‌ی نهایی و محصولات ذخیره‌سازی تحت برند PowerVault عرضه شدند. مراکز تولیدی نیز در آمریکا و اروپا توسعه یافتند.

در سال ۱۹۹۸، با افتتاح مرکز تولید و خدمات مشتریان در ژیامن چین، مراکز تولیدی دل به ۳ عدد رسید. در سال ۱۹۹۷ دل با فاصله‌ای نزدیک پس از آی‌بی‌ام، اچ‌پی و کامپک در صنعت کامپیوتر قرار داشت. یک سال بعد، این شرکت به ۹ درصد از سهم بازار دست‌یافت و تا رتبه‌ی دوم، پیش رفت.

دل یکی از اولین فروشگاه‌های آنلاین محصولات الکترونیکی را راه‌اندازی کرد

برند دل از اولین تجربه‌ی فروش آنلاین کامپیوتر درس‌های زیادی آموخت و موفقیت‌های آن باعث شد تا فروشگاهی بزرگ‌تر و جامع‌تر تأسیس کندو دامنه‌ی Gigabuys.com در سال ۱۹۹۹ به‌ نام این شرکت ثبت شد تا سخت‌افزار، نرم‌افزار و لوازم جانبی کامپیوتری شرکت‌های دیگر را با قیمت پایین‌تر به کاربران عرضه کند. البته، فروش محصولات اختصاصی شرکت در همان دامنه‌ی dell.com به‌فروش می‌رسید.

فعالیت‌های برند دل در دنیای آنلاین در زمینه‌های مختلفی گسترش یافت. علاوه‌بر فروش محصولات، خدمات مشتریان نیز در سرویس Dellnet به خریداران محصولات شرکت عرضه می‌شد.

دل / Dell

انبار Dell در هند

قرن ۲۱ و رکود بازار کامپیوترهای شخصی

شرکت دل در ماه‌های پایانی منتهی به سال ۲۰۰۰ چند مرکز تولیدی جدید را به مجموعه‌ی خود اضافه کرد و در تا ژانویه‌ی سال ۲۰۰۰، درآمد خالص شرکت به ۱.۸۶ میلیارد دلار رسید که مجموع درآمدهای کل سال‌های فعالیت دل را به ۲۵.۲۶ میلیارد دلار رساند.

با شروع رکود در بازار کامپیوترهای شخصی در سال ۲۰۰۰، دل رقابتی شدید را بر سر قیمت شروع کرد که رقبا، سرعت لازم برای رسیدن به آن را نداشتند. درنهایت، در سال ۲۰۰۱ برای اولین‌بار در تاریخ، دل به رتبه‌ی اول فروش کامپیوتر در جهان رسید. در آن سال، سهم شرکت آمریکایی از کل بازار جهان به ۱۳ درصد رسیده بود.

رکود ایجادشده در بازار کامپیوترهای شخصی، منجر به فرایندهای خرید و ادغام متعدد در این بازار نیز شد. در نمونه‌ای از این ادغام‌ها، اچ‌پی شرکت بزرگ کامپک را به زیرمجموعه‌ی خود اضافه کرد. ازطرفی، دل برای جبرات کاهش فروش PC، به بازار پرسود سرورهای اینترنتی وارد شد. دل در بازار جدید نیز با رقابت قیمتی وارد شد و باوجود از دست دادن بخشی از سود، سهم مناسبی را از بازار کسب کرد.

دل / Dell

کارخانه‌ی مونتاژ محصولات دل در هند

بخش سرورهای حرفه‌ای اینترنتی نیز با شروع قرن ۲۱ شاهد حضور شرکت Dell بود. آن‌ها برای عرضه‌ی هرچه بهتر خدمات ذخیره‌ساز در سرورها نیز با EMC وارد همکاری شدند. حوزه‌ی دیگری که دل به آن وارد شد، تجهیزات ارزان‌قیمت شبکه برای کسب‌وکارهای کوچک بود که با رونمایی از برند PowerConnect سوئیچ‌های شبکه، اجرایی شد.

در سال ۲۰۰۲ یکی از بزرگ‌ترین تعدیل نیروهای تاریخ دل رخ داد. آن‌ها ۵۷۰۰ را اخراج کرده و به‌عنوان جریمه‌ی اقدامات تغییر زیرساختی، هزینه‌ی ۶۰۰ میلیون دلاری متحمل شدند. هرچند جریمه‌ها سود شرکت را کاهش داد اما در سال ۲۰۰۲، سود ۱.۷۸ میلیارد دلاری از ۳۱.۱۷ میلیارد دلار فروش، برای برند آمریکایی ثبت شد.

رکود بازار کامپیوترهای شخصی و ظهور دستگاه‌های قابل حمل، دل را تهدید کرد

مایکل دل، درطول تاریخ شرکتش همیشه نقش مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره را برعهده داشته است. البته، شخص دیگری در وظایف مدیریتی به‌عنوان مشاور و نیروی اجرایی در این شرکت فعالیت می‌کند که نقش مهمی در انسجام و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت آن‌ها داشت. کوین بی. رولینز ابتدا به‌عنوان مشاور شرکت پیمانکاری Bain & Company با دل همکاری می‌کرد و در سال ۱۹۹۶ به‌عنوان معاون در آنجا استخدام شد.

دل / Dell

کوین رولینز در کنار مایکل دل

رولینز در سال‌های فعالیت نقشی اساسی در پیروزی‌های دل بر رقبا داشت. او در سال ۱۹۹۷ به مقام معاونت رئیس هیئت مدیره رسید و در سال ۲۰۰۱، مدیر ارشد عملیات دل شد. انجام عملیات اجرایی توسط رولینز، این فرصت را به مایکل دل داد تا سیاست‌های بلندمدت خود را با آسودگی بیشتری برنامه‌ریزی کند.

دل در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۲۰۰۰ برنامه‌ای برای سال ۲۰۰۷ خود تدوین کرد تا درآمد شرکت به ۶۰ میلیارد دلار برسد. برای رسیدن به این اهداف و در جهت پیشرفت‌های همیشگی، آن‌ها زمینه‌های جدیدی را در بازار کامپیوتر امتحان کردند. یکی از این زمینه‌ها، کامپیوترهای جیبی یا PDA بود که در سال ۲۰۰۲ و باعرضه‌ی برند Axim شاهد حضور دل شد.

برند آمریکایی دل با هدف نفوذ به بازارهای پردرآمد و پرکاربرد دنیای کامپیوتر، انواع محصولات و تجهیزات این حوزه را به سبد خود اضافه می‌کرد. آن‌ها در سال ۲۰۰۳ خط اختصاصی پرینترهای خود را با هدف‌گیری مشتری‌های سازمانی و شخصی معرفی کردند. کمی بعد، تلویزیون‌های تخت LCD نیز به سبد دل اضافه شد. پخش‌کننده‌ی موسیقی دیجیتال و سرویس موسیقی آنلاین هم در همان سال‌ها توسط دل معرفی شدند. 

دل / Dell

کامپیوتر جیبی PDA شرکت دل

دل در سال‌های ابتدایی قرن ۲۱، هنوز تمرکز خود را بر بازار کامپیوترهای شخصی حفظ می‌کرد. با وجود آنکه خرید این محصولات از سمت کسب‌وکارها کاهش پیدا کرده بود، آن‌ها تمرکز بالایی روی مصرف‌کننده‌های نهایی معطوف کردند. یکی از برنامه‌ها جهت حفظ این بازار، ارائه‌ی کیوسک‌ها تست و بررسی کامپیوتر دل در فروشگاه‌ها بود. مشتریان در این مکان‌های مخصوص، پیش از سفارش دادن محصولات شرکت، آن‌ها را بررسی می‌کردند.

مایکل دل در سال ۲۰۰۴ به‌صورت رسمی سمت مدیرعاملی را به رولینز منتقل کرد. دل پس از آن به‌عنوان رئیس هیئت مدیره و به‌نوعی همکار مدیرعامل به کار خود ادامه داد. تحت مدیریت رولینز، یکی از مهم‌ترین خرید‌های دل یعنی شرکت Alienware انجام شد که تولیدکننده‌ی کامپیوترهای شخصی باکیفیت و با تمرکز روی بازار گیمینگ بود.

ایلین ور ام 15 / Alienware m15

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند دل

مقاله‌های مرتبط:

دل با وجود کسب موفقیت در سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۲۰۰۰، در میانه‌ی این دهه با مشکلات متعددی مواجه شد. برنامه‌ریزی پایین در بخش تحقیق و توسعه و افت خدمات‌رسانی به مشتریان، از دلایلی بودند که برند دل را به‌مرور به سمت زیان‌دهی سوق می‌دادند. به‌علاوه، تمرکز آن‌ها روی فروش مستقیم و اینترنتی، باعث حضور پررنگ‌تر رقبا در بازارهای خرده‌فروشی و فیزیکی شد.

ضعف‌های خدمات مشتریان دل از سال ۲۰۰۲ هدف انتقادات شدیدی در سرتاسر وب قرار گرفت. شرکت تا پیش از قرن ۲۱ کامپیوترها را با قیمت‌های چند هزار دلاری به فروش می‌رساند و طبیعتا پشتیبانی مناسبی هم داشت. در این دهه و با کاهش قیمت کامپیوتر، خدمات مشتریان آن‌ها نیز ضعیف‌تر شد. تعدادی تغییرات مدیریتی برای بهبود این وضعیت انجام شد اما به‌هرحال آینده‌ی خوبی در انتظار دل نبود.

دل / Dell

کیوسک بررسی محصولات دل

مایکل دل در سال‌های پایانی دهه‌ی ۲۰۰۰ بار دیگر به سمت مدیرعاملی بازگشت و تغییراتی اساسی را با نام Dell 2.0 در شرکت ایجاد کرد. هدف اصلی از این برنامه، کاهش نسبی نیروی انسانی، کاهش لایه‌های مدیریتی و همچنین به حداقل رساندن بروکراسی اداری بود. تعدادی از مراکز تولیدی و مونتاژ شرکت نیز در آن سال‌ها به‌خاطر کاهش سفارش از سمت مشتری‌ها تعطیل شدند.

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰ و تمرکز مشتریان روی محصولات همراه دنیای کامپیوتر، کسب‌وکار و دل و بسیاری از تولیدکنندگان دیگر کامپیوترهای شخصی با خطرهای جدی مواجه شد. عرضه‌ی آیپد اپل ضربه‌ی محکم‌تری به این شرکت وارد کرد و تلاش‌ها برای ورود به این بازار جدید نیز موفقیت‌آمیز نبود. دل محصولات معدودی در حوزه‌ی گوشی هوشمند و تبلت عرضه کرد اما هیچ‌کدام نتوانستند موفقیت سال‌های اوج کامیپوترهای شخصی را تکرار کنند.

Dell Venue 8 7000 Series

از نمونه‌های ناموفق گوشی هوشمند دل

کاهش سودآوری و بازار رو به سقوط اپل، یکی از دلایلی بود که آن‌ها را در سال ۲۰۱۳ به بازخرید سهام و تبدیل شدن به شرکت خصوصی مجبور کرد. این فرایند باهزینه‌ی ۲۴.۴ میلیارد دلاری از سمت مدیران انجام گرفت که رکورد گران‌قیمت‌ترین بازخرید سهام از زمان بحران سال ۲۰۰۷ را به خود اختصاص داد. خرید سهام دل از سهام‌داران عمومی توسط مایکل دل و شرکت خصوصی silver Lake انجام شد.

در سال ۲۰۱۵، دل اعلام کرد که قصد خرید شرکت EMC فعال در بازار ذخیره‌سازی را دارد. این پیشنهاد ۶۷ میلیارد دلاری برای خرید یک شرکت، بزرگ‌ترین خرید تاریخ فناوری نام‌ گرفت. به‌هرحال در ۷ سپتامبر سال ۲۰۱۶، خرید EMC نهایی شده و پس از خرید، شرکت مادری با نام Dell Technologies تأسیس شد. در حال‌ حاضر این شرکت سه زیرمجموعه‌ی عملیاتی اصلی با نام‌های Dell Cielnt Solutions، Dell EMC و vmware دارد که بخش آخر، پیش از خرید EMC زیرمجموعه‌ی آن شرکت بود.

دل / Dell

تجهیزات ذخیره‌سازی سرور برند Dell EMC

برندهای محصولات

دل در تاریخ فعالیت خود، دسته‌بندی‌های متنوع محصولات را با برندهای مختلف عرضه کرده است. برخی از برندهای محصولات دل را در بخش‌های قبلی مقاله معرفی کردیم و در این بخش، توضیحاتی درباره‌ی دیگر برندها خواهیم داشت:

  • OptiPlex: کامپیوترهای دسکتاپ اداری
  • Vostro: لپ‌تاپ و کامپیوترهای اداری و عموما سبک
  • n Series: لپ‌تاپ و کامپیوترهای مجهز به سیستم‌عامل لینوکس یا فری‌داس
  • Latitude: لپ‌تاپ‌های با کلاس تجاری
  • Precision: ورک‌استیشن‌ها و لپ‌تاپ‌های حرفه‌ای
  • PowerEdge: سرورهای تجاری
  • PowerVault: سیستم‌های ذخیره‌سازی سرور
  • Force10: سوئیچ شبکه
  • Dell Compellent: شبکه‌های ذخیره‌سازی
  • Dell EMR: پرونده الکترونیک برای بیماران
  • برندهای Inspiron و XPS به‌ترتیب شامل کامپیوترهای اقتصادی و حرفه‌ای و همچنین لپ‌تاپ‌ها
  • Venue: تبلت‌های ویندوزی و اندرویدی

دل / Dell

لوگوی هولدینگ Dell Technologies

در آخرین آمار ارائه‌شده در ارتباط با هولدینگ دل، درآمد آن‌ها در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۷۸ میلیارد دلار اعلام شد که البته ضرر ۳.۷ میلیارد دلاری را به‌همراه داشت. تعداد کارمندان این شرکت هم‌اکنون نزدیک به ۱۳۸ هزار نفر عنوان می‌شود. مایکل دل اکنون به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره مشغول به کار است و برند Dell در رتبه‌ی ۹۹ باارزش‌ترین برندهای رسانه‌ی فوربز قرار دارد. فهرست فورچن ۵۰۰ از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی از لحاظ درآمد نیز دل را در رتبه‌ی ۳۵ قرار می‌دهد.



Source link