بایگانی برچسب: s

آموزش شکار در شکار در Red Dead Redemption 2


شکار در Red Dead Redemption 2 یکی از اصلی‌ترین رکن‌های گیم‌پلی ای بازی محسوب می‌شود. با شکار حیوانات مختلف می‌توانید غذای آرتور را به دست آورید، از پوست آن‌ها برای ساخت لوازم مختلف استفاده کرده و شکم دیگر اعضای کمپ داچ را سیر کنید.

شکار در Red Dead Redemption 2 کار سختی نیست اما برای شکار حیوانات خاص و به دست آوردن محصول با بیشترین کیفیت ممکن به یک سری مهارت نیاز خواهید داشت که در ادامه آن‌ها را شرح خواهیم داد.

آمادگی اولیه


کلیک کنید



برای آن‌که به یک شکارچی ماهر در بازی تبدیل شوید، در ابتدا نیاز به دانستن چند قانون مهم دارید. اسلحه‌ای که شما در شکار از آن‌ استفاده می‌کنید، تاثیر مستقیمی روی کیفیت پوست حیوان دارد. برای شکار اکثر حیوانات، استفاده از کمان بهترین گزینه محسوب می‌شود.

کمان جدا از آن که آسیب کمتری به حیوان مورد نظر شما می‌زند، کم صدا‌تر از سایر اسلحه‌ها بوده و قدرت کافی برای از بین بردن اکثر شکارها با تنها یک تیر را هم دارد. البته برای کشتن حیوانات با یک تیر، باید آن را به سمت مشخصی از بدن حیوان پرتاب کنید تا بیشترین صدمه به او وارد شود.

بعد از کمی گشت و گذار در بازی و رد کردن تعدادی از مراحل Red Dead Redemption 2، سیستم Dead Eye بازی نقاط ضعف حیوان مورد را هم برای شما به رنگ قرمز مشخص می‌کند که کار شما برای شکار خوب را آسان تر از گذشته خواهد کرد.

به طور کلی ۶ کمان مختلف در Red Dead Redemption 2 وجود دارند که می‌توانید از ۴ موردشان برای شکار استفاده کنید. این اسلحه‌ها شامل کمان سمی، کمان با تیرهای آغشته به سم، کمان پیشرفته و کمان کوچک می‌شوند.

حال و بعد از انتخاب سلاح مناسب برای شکار، باید حیوان مورد نظر خود را با استفاده از رد پاهایی که روی زمین با استفاده از دید عقاب آرتور قابل مشاهده هستند، پیدا کنید. در پلی استیشن ۴ دید عقاب با فشار دادن همزمان R3 و L3 فعال خواهد شد.

بعد از فعال شدن این قابلیت، آرتور می‌تواند رد حیوان مورد نظر را پیدا کند. هنگام دنبال کردن رد حیوان بهتر است حواستان به جلو هم باشد تا از دید او مخفی بمانید. همچنین می‌توانید آیتم‌های خاصی را در فروشگاه خریداری کنید که به دیده نشدن شما یا پیدا کردن شکاری خاص کمک می‌کنند.

ویژگی‌های شکار خوب

در کل برای رسیدن به یک شکار با کیفیت، باید به المان‌های زیر توجه کنید:

  • سطح کیفی حیوان مورد نظر
  • نحوه زدن ضربه نهایی
  • نوع اسلحه
  • نوع تیر یا گلوله استفاده شده در شکار

سطح کیفی حیوانات را با نگه داشت دکمه R1 در پلی استیشن ۴ به هنگام شکار متوجه خواهید شد. انجام این کار به شما نشان می‌دهد که حیوان مورد نظر در چه وضعیتی از سلامتی به سر برده و چه وزنی دارد. همچنین کیفت ارگانی که شما می‌توانید آن را استفاده کنید نیز با انجام این کار قابل مشاهده خواهد بود. درجه کیفیت شکار با استفاده از ستاره تعین می‌شود. یک ستاره به معنای ضعیف، دو ستاره به معنای خوب و در نهایت سه ستاره به معنای یک شکار فوق العاده است.

قبل از این هم گفتیم که حیوانات مختلفی در این عنوان حضور دارند و شکار آن‌ها نیز دستاوردهای متفاوتی را برای شما در پی خواهد داشت. بر اساس سایز و نوع حیوان، می‌توانید از او برای موارد مختلفی استفاده کنید. می‌توان حیوانات را به عنوان یک وعده غذایی خورد، از آن‌ها برای ساخت اجناس مختلف استفاده کرد و بعضی از موارد آن‌ها هم کاربرد درمانی دارند.

بعضی از حیوانات را می‌توانید به کمپ برده یا حتی آن‌ها را در کیف آرتور قرار دهید اما حیوانات زیر به علت جثه بزرگ خود قابل حمل نیستند:

  • تمساح
  • انواع گاوها
  • گوزن‌های بزرگ
  • خرس

البته هنگامی که شما این حیوانات بزرگ را شکار می‌کنید، جدا از آن که می‌توان پوست آن‌ها حمل کرد، آرتور تکه‌ای از گوشت این حیوانات وحشی را هم با خود برمی‌دارد. در مورد کمی حیوانات کوچک‌تر مانند آهو، اسب شما می‌تواند تنها یک حیوان را با خود حمل کند البته شما در مورد حمل پوست محدودیت خاصی ندارید و به جز پوست حیوانات عظیم الجثه که خودشان به اندازه کافی سنگین هستند، پوست دیگر حیوانات را می‌توان روی هم در پشت اسبتان انداخت و آن‌ها را حمل کرد.

اسلحه‌های مورد نیاز برای شکار در Red Dead Redemption 2

بیش از ۴۰ نوع اسلحه در بازی وجود دارند که از همه آن‌ها می‌توان برای کشتن حیوانات استفاده کرد اما بهتر است که برای رسیدن به محصولی با کیفیت از گزینه مناسبی برای شکار استفاده کنید.

کارکرد اسلحه‌های بازی به شرح زیر است:

کمان‌ها:

  • کمان کوچک: وارد کردن ضربه کشنده به حیوانات کوچک
  • کمان معمولی: وارد کردن ضربه کشنده و اساسی به حیوانات متوسط و نسبتا بزرگ
  • کمان سمی وارد کردن ضربه کشنده و اساسی به حیوانات بزرگ
  • کمان پیشرفته: وارد کردن ضربه کشنده و اساسی به حیوانات بزرگ

چاقوی پرتابی: وارد کردن ضربه کشنده و اساسی به حیوانات متوسط، ضربه کشنده و اساسی به حیوانات بزرگ در صورت سمی بودن

رایفل: وارد کردن ضربه اساسی و کشنده به حیوانات متوسط و بزرگ با تمام مدل‌های گلوله

اگر هنوز به بالاترین سطح Dead Eye دسترسی ندارید و حیوان مورد نظر در زاویه خوبی برای شلیک نبود، می‌توانید با صدا زدن او، باعث شوید تا حیوان بخت برگشته سرش را به سمت بالا آورده و آماده شکار توسط شما باشد. در ضمن چالش‌های شکار مختلفی هم وجود دارند که با انجام آن‌ها مهارت شما در شکار افزایش پیدا خواهد کرد.

نحوه ماهیگیری

جدا از امکان شکار حیوانات روی خشکی، شما بعد از طی کردن مرحله A Fisher of Man که احتمالا در همان ساعات اولیه بازی به آن خواهید رسید، می‌توانید به سراغ صید ماهی هم بروید.

تقریبا تمام دریاچه‌های موجود در نقشه Red Dead Redemption 2 پر از ماهی هستند اما مانند حیوانات لجندری، ماهی‌های لجندری هم وجود دارند که برای پیدا کردن آن‌ها می‌توانید به نقشه بازی مراجعه کنید. این نکته را هم نباید فراموش کرد که نژاد‌های ماهی مختلفی در این بازی وجود دارند که همه آن‌ها بر اساس نوع دریاچه در نقاط مختلف جهان بازی پراکنده شده‌اند.

برای آغاز شکار، ابتدا نزدیک به یکی از دریاچه‌ها شوید. این نکته را هم نباید فراموش کنید که در اکثر موارد، ماهی‌های بزرگ‌تر و بهتر در قسمت‌های عمیق دریاچه حضور دارند و برای دسترسی به آن‌ها بهتر است از قایق استفاده کنید.

بعد از رسیدن به محل مورد نظر،‌ با نگه داشتن دکمه L2 در پلی استیشن ۴ قلاب را آماده پرتاب کنید. بعد از آن که قلاب در مکان مناسبی افتاد، باید چندین بار دکمه R2 را فشار دهید تا ماهی مورد نظر فکر کند که با یک طعمه طرف است. بعد از گذشتن مدتی، به احتمال زیاد ماهی در قلاب شما گیر کرده و حال باید او را به سمت خود بکشید. هنگام کشیدن ماهی به سمت خودتان باید به حفظ تعادل آرتور دقت کرده و از پاره شدن نخ ماهیگیری جلوگیری کنید.

برای آن که شانس شما در صید ماهی‌های بهتر بالاتر برود، می‌توانید از طعمه‌ها گوناگون استفاده کنید. برای مثال نان و ذرت و پنیر برای ماهی‌های کوچک، کرم، جیرجیرک و خرچنگ برای ماهی‌های متوسط و طعمه‌های مخصوص ماهیگری که آن‌ها هم شکل‌های گوناگونی در بازی دارن برای به دست آوردن ماهی‌ها با ارزش‌تر کاربرد خواهند داشت.

نکاتی که هنگام شکار در Red Dead Redemption 2 بهتر است آن‌ها را بدانید

شکار در Red Dead Redemption 2

  • همیشه کمان را همراه خود داشته باشید و مطمئن شوید که به اندازه کافی تیر دارد.
  • می‌توان از چاقوهای پرتابی هم برای کشتن حیوانات با یک ضربه استفاده کرد
  • ماهی‌های خوب اکثرا در مرداب‌ها و در نزدیکی آبشارها حضور دارند.
  • گلوله‌ها روی کیفیت لاشه تاثیر منفی می‌گذارند
  • لاشه حیوانات و ماهی ها به سرعت فاسد شده و بهتر است سریع‌تر آن‌ها را بفروشید
  • رسیدن به سطح آخر Dead Eye نقاط ضعف حیوانات را برای شما نمایان خواهد کرد.
  • با کشته شدن آرتور، گوشتی که شکار کرده‌اید از دست خواهد رفت.

از آموزش شکار در Red Dead Redemption 2 راضی بودید؟ در قسمت بعدی به نحوه پیدا کردن بهترین تجهیزات در این بازی خواهیم پرداخت.



Source link

چگونه در Red Dead Redemption 2 کمپ خود را ارتقا دهیم؟


حتی اگر سال ۱۸۹۹ میلادی باشد و شما هم در نقش هفت‎تیرکش یک گروه تبهکار خطرناک قرار بگیرید، همچنان به مکانی برای استراحت و تفریح نیاز دارید. خانه ای که بیشتر شب ها را در آنجا سپری کنید، با خیال راحت سر روی بالشت بگذارید و نفسی تازه کنید. در مورد آرتور مورگان، شخصیت اصلی بازی Red Dead Redemption 2، این خانه همان کمپ گروهی است که آرتور برای آن جانش را نیز فدا می کند.

اما کمپی که شما و دیگر اعضای گروه در آن زندگی می کنید، تنها مکانی برای جمع شدن و دیدن همدیگر نیست. برخی شب ها همگی با ساز و نوشیدنی دور آتش جمع می شوند، پیرسون، آشپز گروه، ظهرها برای آماده کردن ناهار آهویی پوست می کند و افرادی هم که حوصله شان سر رفته، پشت میز می شینند تا با پوکر یا چاقو بازی خود را سرگرم کنند.

فارغ از اتمسفر زنده کمپ و مینی گیم های آن، ارتقای این محیط دوست داشتنی نیز بر عهده شما است که هر کدام از این آپگریدها امکانات جدیدی را نیز آزاد می کند. حتی وظیفه تامین مایحتاج کمپ از جمله مهمات، لوازم پزشکی و غذا نیز تا حدودی بر دوش آرتور است.





اما راه های تامین مایحتاج کمپ و ارتقای کلی آن در نگاه اول به آن آسانی که فکرش را می کنید، نیست. بنابراین در ادامه به صورت جداگانه به توضیح هر بخش و نحوه کار با آن می پردازیم.

چطور مهمات و تجهیزات کمک های اولیه کمپ را تامین کنم؟

وقتی به داخل کمپ قدم می گذارید، در بالای تصویر با سه نماد مختلف رو به رو می شوید که بیانگر همان سه احتیاج اصلی نامبرده در بالا هستند. تامین غذا و خوراکی بسیار آسان است، ساده ترین و ابتدایی ترین روش این است که به دل طبیعت بزنید، حیوانی را شکار کنید و لاشه آن را روی اسب به کمپ ببرید.

آشپز کمپ که پیرسون نام دارد در نقشه با علامت قصابی مشخص شده، به پیش او بروید و با انتخاب گزینه Donate می توانید حیوان شکار کرده و یا هر آیتم خوردنی دیگری چون گوشت و پوست را به او و کمپ اهدا کنید. اما تجهیز کردن کمپ با مهمات و دارو کمی پیچیده تر است.

بازی در چند ساعت اولیه و تا حدود فصل دوم هیچ آموزشی در مورد دو نیاز دیگر کمپ نمی دهد و شما هم نیازی نیست نگران قرمز بودن نماد آن ها باشید، هیچ اتفاقی برای آرتور و یا هم گروهی هایش نمی افتد.

با رسیدن به یکی از مراحل اصلی بازی در همان چپتر، با هر استراوس (Herr Strauss)، مشاور مالی گروه بیشتر آشنا می شوید. او از آرتور می خواهد درست مانند مافیاهای ایتالیایی امروزی، به چند نفر از کسانی که از این گروه تبهکاری پول قرض کرده اند، سری بزند و طلبش را از آن ها بازپس بگیرد.

با تمام کردن این مرحله است که دفترچه ای به پشت چادر داچ، رئیس گروه، اضافه می شود که کنار آن نیز صندوقچه ای قرار دارد. آرتور و دیگر اعضای گروه می توانند از جیب خود مقداری پول یا اشیا قیمتی به کمپ اهدا کنند و حتی همه موظف هستند بخشی از سهم به دست آمده از سرقت ها را نیز در اختیار کمپ قرار دهند.

با استفاده از این پول ها و با باز کردن دفترچه می توانید برای کمپ مهمات و تجهیزات پزشکی بخرید و حتی گزینه ای برای خرید مواد خوراکی نیز وجود دارد که دیگر مجبور نباشید همیشه شکار کنید.

نکته جالب این است که هر چقدر بیشتر پول به کمپ اهدا کنید، بقیه افراد هم بیشتر تشویق می شوند تا کمک کنند و به همین طریق پول بیشتری جمع می شود.

چطور کمپ را ارتقا داده و بهتر کنیم؟

در همان محل ابتدایی کمپ که Horseshoe Overlook نام دارد، هفت گزینه اصلی وجود دارد که می توانید آن ها را ارتقا دهید که همگی نیز با آیکون های مختلف نمایش داده می شوند. علاوه بر چادر آرتور، آشپزخانه آقای پیرسون و مینی گیم هایی چون پوکر و چاقو بازی، نمادهایی دیگری نیز می بینید که عبارتند از:

  • دارو
  • تدارکات یا Provisions
  • مهمات
  • محل اسکان
  • ایستگاهی برای نگهداری اسب ها
  • مرغدانی
  • تجهیزات کار چرمی
  • قایق

همانطور که بالاتر هم اشاره شد، با استفاده از سهم کمپ می توانید دارو، مهمات و مواد خوراکی بخرید و حتی در صورت کم شدن موجودی هر کدام، کافیست با انتخاب Restock آن را دوباره پر کنید.

 

اسکان یا همان Lodging مهم ترین بخشی است که باید بیشتر پول کمپ را به ان اختصاص دهید. اولین گزینه ارتقا مربوط به چادر داچ می شود که با انجام آن، دیگر اعضای گروه از آن پس پول بیشتری به گروه اهدا می کنند. اما ارتقا بعدی، قابلیت کلیدی و واجبی است که احتمالا مدت ها به دنبال آن می گشتید.

این آپگرید مختص چادر آرتور است که با آزاد کردن آن قابلیت Fast Travel بازی آزاد می شود. البته قابلیت فست تراول Red Dead Redemption 2 محدودتر از دیگر عناوین جهان باز است و تنها از همان کمپ و پشت چادر آرتور می توانید مکان هایی را که پیش تر از آن ها دیدن کردید، انتخاب کنید.

ساخت ایستگاهی برای نگهداری اسب ها یا Horse Station، ارتقا مفید دیگری است که می تواند بارها به کارتان آید. اگر اسب خود را گم کرده باشید، با ساخت این ایستگاه می توانید آن ها را به کمپ بازگردانید و حتی اسب های دیگر خود را نیز در آنجا نگهداری کنید. این آپگرید از این جهت حائز اهمیت است که بر خلاف نسخه قبلی، اگر اسب‎تان از شما دور باشد، دیگر نمی تواند صدای سوت شما را بشنود و در کسری از ثانیه ظاهر شود.

آخرین ارتقا کمپ مرغدانی است که بر خلاف تصور احتمالی‎تان، اتفاقا ساخت آن کمک زیادی به شما در بازی خواهد کرد. پیرسون (آشپز گروه) از این مرغدانی برای بهتر کردن غذای کمپ استفاده می کند و با خوردن این خوراک خوش‎مزه‎تر، نوار Dead Eye آرتور بهبود می یابد. البته بدیهتا مزیت دیگر این مرغدانی هم این است که می توانید سری به جوجه هایی بزنید که از این سمت به آن سمت رفته و جیک جیک می کنند.

با پشت سر گذاشتن مراحل داستانی بازی، آپگرید دیگری نیز به دفترچه اضافه می شود که البته با قیمت ۴۵۰ دلاری‎اش، گران قیمت ترین ارتقا کمپ است. با خرید این ارتقا، قایقی به کمپ اضافه می شود که می توانید برای رفتن به دریا و دریاچه ها و ماهیگیری از آن استفاده کنید و دیگر مجبور نیستید در نزدیکی رودخانه ها برای پیدا کردن مکان مناسب واسه ماهیگیری پَرسه بزنید.

آزاد کردن وسایل کار چرمی (Leather Working Tools)

در آخرین صفحه دفترچه و درست بعد از ایستگاه نگهداری اسب ها و مرغدانی، گزینه ای به نام Leather Working Tools وجود دارد که برای آزاد کردن آن نیز باید ۲۲۵ دلار هزینه کنید. با انتخاب این آپگرید، تجهیزات بهتری در اختیار پیرسون قرار می گیرد که با استفاده از آن ها می تواند برای آرتور کیف بزرگتر و بهتری بسازد.

علاوه‎ براین با استفاده از پوست حیواناتی که به کمپ می آورید، پیرسون می تواند وسایل تزیئنی مختلفی درست کند تا ظاهر کمپ به آن شکلی در آید که شما بیشتر می پسندید.

چطور خورجین اسب و کیف آرتور را ارتقا دهیم؟

کیف آرتور و خورجین اسب ها در دنیای Red Dead Redemption 2 شاید کمی جادویی باشد و بتواند آیتم های زیادی از گوشت خرس گرفته تا انواع نوشیدنی ها را در خود جا دهد اما ظرفیت این دو بسیار زودتر از آنچه که انتظارش را داشته باشید، به پایان می رسد و دیگر باید حسرت بی شمار آیتم دیگر را بخورید که نمی توانید نگهشان دارید.

برای دسترسی به کیف آرتور، دی پد را به سمت راست نگه دارید.

بنابراین کاملا ضروری است که بدانید چطور می توان کیف آرتور را ارتقا داد و یا اگر ظرفیت آن پر شد، باید چه کار کنید. برای دسترسی به کیف آرتور، باید D-Pad سمت راست را نگه دارید تا منوی اینونتوری آن باز شود. تمامی آیتم ها خوشبختانه در چندین تب مختلف دسته بندی شدند که تقریبا تمامی آن ها واضح و مشخص هستند. دسترسی به خورجین اسب هم دقیقا به همین شکل صورت می گیرد با این تفاوت که باید در نزدیکی او قرار بگیرید.

در ابتدای بازی Red Dead Redemption 2 تنها تعداد محدودی از انواع آیتم ها را می توانید با خود حمل کنید. تعداد مجاز نیز برای هر آیتم متفاوت است، برای مثال امکان حمل بیش از سه نوشیدنی وجود ندارد. برای همین از آنجایی که انواع نوشیدنی ها به راحتی در دنیای بازی پیدا می شوند، بسیار پیش می آید که با این پیغام مواجه می شوید که دیگر اجازه حمل تعداد بیشتری از این آیتم را ندارید.

برای آنکه بتوانید تعداد بیشتری نگهداری کنید، باید از آقای پیرسون بخواهید تا یک کیف جدید برای آرتور بسازد. هر کدام از این ارتقاها نیاز به سه پوست با کفیت حیوان دارد. برای پیدا کردن حیوان های سطح لجندری، آموزش قسمت بعدی یعنی راهنمای شکار را حتما از دست ندهید.

البته از یاد نبرید برای آنکه پیرسون بتواند تجهیزات شما را ارتقا دهد، ابتدا باید آپگرید مربوط به لوازم کار چرمی را که بالاتر توضیح داده شد، انجام دهید. برخی از ارتقاها در ابتدا قفل هستند و برای آزاد کردن آن ها باید وظایفی را هم انجام دهید.

لیست تمامی کیف های ارتقا یافته بازی و موارد مورد نیاز برای آن عبارتند از:

Tonics Satchel – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گوزن و گوزن قرمز (Elk)

Ingredients Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: ۵ لاشه حیوان به پیرسون اهدا کنید – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گورکن و سنجاب

Kit Satchel – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گوزن قرمز و پلنگ

Provisions Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: واگن Provisions کمپ را دوبار ارتقا دهید – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گاومیش و راکون

Materials Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: با استفاده از آتش کمپ سه رسپی مختلف درست کنید*. مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گراز وحشی و ایگوانا

*در کمپ با زدن دکمه مثلث یا Y کنار آتش بنشینید و گزینه Craft را انتخاب کنید.

Valuables Satchel – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، سگ آبی، خرگوش

Legend of the East Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: تمامی کیف های قبلی را بسازید – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، شیر کوهی و گرگ



Source link

بررسی ویدیویی دیجیاتو؛ بازی Red Dead Redemption 2


همه ما دوست داریم در آن شاخه ای که به آن علاقه داریم بهترین باشیم. برای رسیدن به این هدف خیلی ها از همان اول جا می‌زنند و تعداد کمی هم به هدفشان می‌رسند سازنده‌های Red Dead Redemption 2 از همین دسته‌اند، چون توانسته‌اند بهترین بازی جهان را بسازند، ادعایی که در این ویدیو آن را ثابت می‌کنیم.







Source link

چگونه در Red Dead Redemption 2 پولدار شویم؟


دیکاپریو در فیلم گرگ وال استریت دیالوگ جالبی داشت که می‌گفت: هیچ شرافتی در فقر وجود ندارد. من هم پولدار بودم و هم فقیر اما همیشه پولدار بودن را انتخاب می‌کنم.» دیالوگ واقعا جالبیست اما آن را برای شروع متن انتخاب کردم چون با موضوع مقاله‌ای که در حال خواندنش هستید بی‌ارتباط نیست. بله می‌خواهم برایتان از وسیله بی‌چون و چرای خوشبختی در غرب وحشی Red Dead Redemption 2 بگویم: پول!

فرقی نمی‌کند که یک گاوچران عاقل و سرسخت باشید یا یک یاغی تمام عیار. باید پول نقد در جیبتان باشد تا بتوانید در دنیای خشن بازی موقعیتی برای پیشرفت پیدا کنید. به همین خاطر در ادامه از راه هایی برایتان می‌گویم که می‌‌شود با آن‌ها در Red Dead Redemption 2 کسب درآمد کرد و سریع‌تر به پول رسید.

غارت کردن همه چیز


کلیک کنید



همه چیز در Red Dead Redemption 2 قابلیت غارت شدن را دارد. از جسد انسان‌های بینوا و فروشگاه های پر زرق و برق شهر بگیرید تا دلیجان‌های در حال سفر و قطار‌های فولادی.

البته غارت کردن هر چیزی هم درست نیست و بهتر است با نوار شرافت و افرادی که در غرب وحشی هنوز لقب زنده را با خود به یدک می‌کشند، خیلی شوخی نکنید.

چراکه اگر صفت یک گاوچران بد روی پیشانیتان داغ شود آن وقت مسائلی گریبانتان را می‌گیرند که مسلما آمادگی رو به رو شدن با آن‌ها را ندارید. با این حال اگر دوست دارید زودتر پول دار شوید، تبدیل شدن به دشمن عمومی مردم بهایی است که باید در این راه بپردازید.

اما در هر صورت زمانی که کارتان بالاخره با مرده‌ها یا زنده‌ها تمام شود، آن وقت در کنار پول نقد آیتم‌هایی در دست خواهید داشت که هر کدام برای خود قیمتی دارند.

این آیتم‌ها به جز اینکه به راحتی می‌توان نقدشان کرد، کاربرد دیگری ندارند و فقط کافیست به فروشگاه‌ها بروید و به قول معروف با آب کردنشان پول خوبی به جیب بزنید.

فروش دلیجان و اسب

چیزی که در جهان بزرگ و پهناور Red Dead Redemption 2 به وفور پیدا می‌شود اسب است. اصلا غرب وحشی بازی با اسب‌هایش تعریف می‌شود که اگر در بازی ذره‌ای در طراحی منحصر به فردشان کم کاری می‌شد ساخته راک استار حتی برای یک ثانیه هم قابل تحمل نبود.

با اسب‌های بازی زیاد وقت می‌گذرانیم و تقریبا در هر ثانیه مانند یک دوست خوب همراهمان هستند. اما در بسیاری از مواقع با آن‌ها نیز می‌شود کسب درآمد کرد. البته درآمدی که در موردش صحبت می‌کنم آنقدرها که شاید فکرش را بکنید لقمه دندان گیری نیست و فقط می‌توان با پول حاصل از این راه به برخی نیازهای ساده پاسخ داد.

اما به هر حال دارم در مورد راه‌‌های کسب درآمد صحبت می‌کنم و این قطعا باید جزو مواردی باشد که باید بدانید. پس هر موقع در طول بازی کف‌گیرتان به ته دیگ خورد شاید بد نباشد به رام کردن یک اسب و فروش آن به استبل‌ها نیز فکر کنید.

علاوه بر این، در طول مدتی که سخت مشغول بازی هستید به دلایل مختلف گهگدار پیش می‌آید که یک دلیجان سالم و قابل استفاده نیز به دستتان برسد. خوشبختانه آن‌ها نیز قابل فروش هستند و با فروختنشان می‌توانید درآمد نسبتا قابل قبولی داشته باشید.

شکار حیوانات

از طرفی شکار حیوانات نیز چیزی است که مدام در بازی برای نیازهای مختلف دست به دامنش می‌شویم. در طول بازی شکار برای پاسخ به نیازهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد که قطعا یکی از این نیازها کسب درآمد است.

به طور کلی اگر به اندازه کافی برای خود و کمپتان پوست و مواد غذایی جمع آوری کرده‌اید، بد نیست که از مابقی شکار خود پول شیرینی به جیب بزنید. از طرفی خوشبختانه با شکار حیوانات می‌شود پول خوبی هم درآورد اما باید صبر و حوصله داشته باشید و در این راه به سراغ حیوانات کم یاب که به تبع پوست گران‌تری هم دارند بروید.

البته نحوه شکار کردن نیز در این جا برای خودش مسئله مهمی است. نباید بی‌گدار بزنید و با هفت‌تیر حیوانات زبان بسته را قلع و قمع کنید. بلکه در Red Dead Redemption 2 نحوه شکار هر حیوان منحصر به فرد است و به مرور یاد می‌گیرید که هر حیوان را چطور باید شکار کنید. آن وقت اگر فرآیند شکار را درست به پایان برسانید در ازای فروش پوست‌های سالم‌تر پول بیشتری هم از آنتان می‌شود.

تبدیل شدن به یک جایزه بگیر

تبدیل شدن به یک جایزه بگیر زبده چیزیست که از یک مرد در غرب وحشی، فردی پولدار می‌سازد. جایزه بگیرها جزو جدایی ناپذیر غرب وحشی هستند و جهان وسترن Red Dead Redemption 2 نیز از این قضیه مستثنی نیست. در طول بازی مدام با پوسترهایی رو به رو می‌شوید که متن و تصویر آن‌ها به جایزه بزرگی که روی سر یک یاغی گذاشته‌ شده اشاره دارند.

اگر هم خوب دقت کنید می‌بینید که جایزه گذاشته شده روی سر یاغی‌ها به هیچ وجه کوچک نیست و می‌توان با درآمد حاصل از این راه کارهای بسیاری انجام داد. پس چرا که نه، به قلب غرب وحشی بزنید و تا جایی که می‌توانید از مزایایی که یک جایزه بگیر در چنین دنیایی دارد استفاده کنید.

بازی کردن مینی گیم‌ها

همانند نسخه قبلی بازی کردن مینی گیم‌ها و نشستن پای میزهای قمار در Red Dead Redemption 2 نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. خواه‌ ناخواه بازی کردن مینی گیم‌هایی چون پوکر، بلک جک، چاقو در مقابل انگشت و دومینو جذاب است. آنقدر جذاب که یک دفعه متوجه می‌شوید ساعت‌ها وقت خود را پای آن‌ها گذرانده‌اید و اصلا بیخیال مراحل اصلی شده‌اید.

اما اگر سعی کنید در چنین بازی‌هایی هم مهارت پیدا کنید و صد البته سر میز قمار بخت و اقبال هم با شما یار باشد، آن وقت می‌توانید با دست پر از جایتان بلند شوید و با پول کلانی که به جیب زدید یک آبجوی خنک هم خودتان را مهمان کنید.

کمک به دیگران

کمک به دیگران نیز همیشه منافع خوبی برایتان دارد. البته همیشه با نجات جان یک فرد یا کمک به یک فروشنده، مستقیما پول نقد به دستتان نمی‌رسد اما اگر کمی صبر داشته باشید بعدا همین افراد شما را پیدا می‌کنند و در ازای لطفی که به آن‌ها کردید روی اجناس فروشیشان تخفیف خوبی می‌دهند. به لطف این موضوع کمی می‌توانید در مخارج مختلف صرف جویی کنید و کمی پس انداز برای خود نگه دارید.

پیدا کردن شمش‌های طلا و گنج‌های کهنه

در نکته یکی مانده به آخر بگذارید از روشی برایتان بگویم که در اصل بهترین روش برای پول دار شدن است. در طول بازی نقشه‌های گنج به روش‌های مختلفی به دستتان می‌رسد که با دقت به آن‌ها و در نهایت رسیدن به گنج‌هایی که سال‌ها دست نخورده باقی‌مانده‌اند، می‌توانید به آیتم‌های گران بها و همچنین دسته‌های دلار خوش رنگ دست پیدا کنید.

علاوه بر این در مناطق مختلف بازی شمش‌های طلایی رنگی هم مخفی شده‌اند که با پیدا کردن هر یک از آن‌ها می‌توانید نزدیک به ۵۰۰ دلار ناقابل به جیب بزنید. البته پیدا کردن شمش‌های طلا به خاطر قیمت بالایی که دارند مسلما کار آسانی نیست اما در این جا به شما می‌گوییم که تقریبا هر کدام از آن‌ها را می‌توانید در کجا پیدا کنید.

  • یک شمش طلا در روستای با خاک یکسان شده Limpany مخفی شده و برای پیدا کردن آن باید ساختمان کلانتری شهر را زیر و رو کنید.
  • دو شمش طلا نیز جایزه‌ای است که در ازای پیدا کردن گنج Jack Hall Gang به دستتان می‌رسد.
  • با پیدا کردن گنج The Poisonous Trail نیز می‌توانید به ۴ شمش طلای دیگر دست پیدا کنید که با فروش آن‌ها درآمدی دو هزار دلاری نصیبتان می‌شود.

پیش بردن داستان

همه این‌ها را گفتیم اما شاید راحت ترین راه برای به دست آوردن یک مشت دلار بیشتر در Red Dead Redemption 2 چیزی جز پیش بردن مراحل داستانی نباشد. البته همه مراحل داستانی پول ساز نیستند. حتی با به پایان رساندن هر کدام از آن‌ها چیز خاصی عایدتان نمی‌شود. اما در عوض برخی از مراحل هم هستند که واقعا پاداش دندان گیری دارند.

پس به جای اینکه مدام سعی کنید از محیط پویا و گسترده بازی پول بیرون بکشید، کمی هم برای مراحل اصلی وقت بگذارید. چراکه با آن‌ها هم می‌شود پول قابل قبولی دریافت کرد و در بازی کمی جلو افتاد.



Source link

۱۰ نکته‎ای که بهتر است قبل از تجربه Red Dead Redemption 2 یاد بگیرید


هنوز تقریبا دو ماه تا پایان سال جاری میلادی باقی مانده اما بدون کمترین تردیدی از همین حالا می‌توانیم Red Dead Redemption 2 را بهترین عنوان سال خطاب کنیم. بازی به اندازه‌ای کم نقص بود که در بررسی دیجیاتو نمره کامل یا ۱۰۰ را بگیرد و در مطلبی دیگر از داستان‌ها و تجربه‌هایی شخصی گفتیم که نمونه‎اش را تنها می‌توانید در آخرین ساخته راکستار پیدا کنید.

اما غرب وحشی در Red Dead Redemption 2 بسیار وسیع و گسترده است و مکانیزم‌های فراوانی نیز برای اولین بار به این نسخه اضافه شده‎اند. نکات ریز و درشت بی شماری نیز در گیم پلی نهفته است و تقریبا می‌توان گفت که بازی هیچ کدام از آن‌ها را به طور کامل و دقیق به شما آموزش نمی‌دهد.

البته که این ویژگی ایراد به حساب نمی‌آید، در واقع راکستار تصمیم گرفته تا با الگو گرفتن از عنوان موفقی چون زلدا، کشف بیشتر این ویژگی‌ها و شگفتی‌های دنیای تحسین برانگیزش را به مخاطب واگذار کند. بنابراین باید بدانید که در Redemption 2 خبری از آموزش‌های کامل و تصویری عناوین دیگری چون اساسین کرید نیست و ممکن است ساعت‌ها طول بکشد تا با برخی از المان‌های اصلی گیم پلی به طور کامل آشنا شوید.





اما اگر وقت یا حوصله‌ای برای اکتشاف ندارید و ترجیح می‌دهید تا پیش از قدم گذاشتن به جنگل‌های سرسبز یا بیابان‌های بی آب و علف آمریکای شمالی، با نکات مهم Red Dead Redemption 2 بیشتر آشنا شوید، ۱۵ نکته زیر به طور اختصاصی برای شما نوشته شده است. البته به زودی در چند مطلب جداگانه دیگر ذره بینی درشت‌تر برداشته و به آموزش بخش‌های مختلف بازی هم می‌پردازیم.

مکانیزم نوارهای سلامتی، انرژی و Dead Eye یا چرا خواب کافی و تغذیه مناسب اهمیت دارد؟

تقریبا تمامی بازی‌ها از جمله حتی ساخته‌های قبلی خود راکستار مکانیزم ساده و سر راستی برای نوار سلامتی دارند. GTA V را در نظر بگیرید، نواری سبز رنگ در گوشه تصویر وضعیت سلامتی کاراکتر شما را نشان می‌دهد، خطی آب نمایانگر میزان استامینا یا همان انرژی است و نوار نارنجی رنگ انتهایی مربوط به قدرت ویژه فرانلکین، مایکل یا تروور می‌شود.

اتفاقا Red Dead Redemption 2 نیز سه المان مشابه دارد که نواری به دور نماد هر کدام کشیده شده. اما خود این نمادها نیز پر و خالی شده و روی حلقه یا همان نوار دور خودشان نیز تاثیر می‌گذارند. برای درک بهتر اجازه دهید از همان نام‌هایی استفاده کنیم که طراحان بازی این دو را می‌نامند، حلقه (Ring) و هسته (Core).

مکانیزم عملکرد حلقه بسیار ساده و آشناست. اگر آسیب ببینید، حلقه سلامتی خالی شده و هنگام دویدن نیز حلقه استامینا شروع به کم شدن می‌کند. برای پر شدن دوباره این حلقه‌ها می‌توانید کمی منتظر بمانید و یا از آیتم‌های مختلفی چون تونیک‌ها استفاده کنید.

هسته‌های سلامتی، استامینا و Dead Eye را  نیز می‌توان به سطل‌هایی سوراخ تشبیه کرد که حتی اگر کامل هم پر باشند، با گذشت زمان خالی می‌شوند. اینکه چه مقدار طول می‌کشد تا هر نوار تخلیه شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد، برای مثال آرتور مورگان شما چاق است یا لاغر؟ در کوهستان‌های برفی و صفر درجه لباس تابستانی پوشیدید یا چند روز است که چشم روی هم نگذاشتید؟

اما مکانیزم و هدف این هسته‌ها یا Core‌ها چیست؟ در وهله اول این هسته‌ها نقش منبع ذخیره را دارند، به عنوان مثال اگر برای مدتی طولانی بدوید و حلقه استامینا خالی شود حالا دیگر با برداشتن هر قدم اضافه، هسته استقامت نیز با سرعت بیشتری خالی می‌شود تا در نهایت به پایان برسد. اما مهم‌تر از این، وضعیت این هسته‌ها روی سرعت خالی یا پر شدن حلقه‌ها نیز تاثیر می‌گذارد.

حالا احتمالا می‌پرسید که چطور می‌توان وضعیت این هسته‌ها را بهبود بخشید؟ خوردن غذا، داشتن خواب کافی و آیتم‌های متنوع دیگر چون نوشیدنی‌ها همگی می توانند عملکرد هسته‌ها را تحت تاثیر قرار دهند. همین موضوع سبب می‌شود که هیچ کدام از المان‌های رئالیسم Red Dead Redemption 2 بی هدف و عبث نباشند.

دیگر تنها کافیست تا قبل از خوردن غذا یا استفاده از آیتمی، به مشخصات آن توجه کنید تا متوجه اثر آن روی هر یک از هسته‌ها شوید. برای همین است که شاید کشیدن یک نخ سیگار لذت زیادی داشته باشد اما باید مراقب اثر آن روی هسته استقامت یا همان Stamina باشید.

مراقب از دست دادن ماموریت‌های فرعی بازی باشید

اگر خط داستانی بیش از ۶۰ ساعته و ماموریت‌های اصلی بازی برایتان کافی نیست، اصلا نگران نباشید چرا که جهان بزرگ Red Dead Redemption 2 مملو است از اتفاقات و غالفگیری‌های مختلف. تمامی این ماموریت‌ها، اتفاقات و شخصیت‌های فرعی با رنگ سفید مشخص شدند در حالی که آیکون‌های زرد رنگ نشان دهنده ماموریت‌های اصلی است.

اما موضوع حائز اهمیت این است که بسیاری از این ماموریت‌های فرعی با پیشروی در بازی و پشت سر گذاشتن ماموریت‌های اصلی از بین می‌روند و دیگر امکان تجربه آن‌ها وجود ندارد. بنابراین توصیه می‌کنم همزمان و موازی با جلو بردن خط داستانی، این ماموریت‌های فرعی به خصوص آن‌هایی را که مربوط به اعضای کمپ می‌شوند، از دست ندهید.

همه اسب‌ها نجیب نیستند

خجالت نکشید، هیچ کدام از ما سوارکارهایی که فکر می‌کردیم نیستیم. کنترل اسب‌ها در Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای واقع گرایانه و دقیق است که اصابت با درخت یا هر مانع دیگری می‌تواند به راحتی شما و اسب بیچاره را کله پا کند.

اما حتی زمانی که به کنترل اسب خود عادت کرده و سوارکاری ماهر شدید، همچنان باید مراقب اسب‌های وحشی و رام نشده دیگر باشید. اسب‌هایی که در طبیعت پیدا می‌کنید و یا اسبی که به تازگی خریدید، به آرامی و مهربانی یار دوست داشتنی قبلی شما نیستند. کافیست از پشت نزدیک یکی از آن‌ها شوید تا با یک جفتک آرتور را در کسری از ثانیه آن دنیا بفرستند. فکر کنم نیازی به گفتن آن نباشد که مشت زدن به اسب هم بدترین تصمیمی است که می‎توانید در زندگیتان بگیرید.

نگران نباشید، سرتان بی کلاه نمی‌ماند

هر شغل و حرفه‌ای لباس و تجهیزات مخصوص به خودش را دارد. دانشمندان روپوش‌های سفید رنگ به تن می‌کنند و مدیرهای میانسال را هم احتمالا با کت و شلوارهای شیک‎شان می‌شناسید. اگر هفت‎تیرکشی و گاوچرانی را هم شغل حساب کنیم، تصور یکی از آن‌ها بدون کلاه کابویی و چکمه‌های بزرگ کمی دشوار است.

اما اگر کمی دنبال دردسر باشید، آن کلاه زودتر از آنچه که فکرش را بکنید از روی سرتان خواهد افتاد. پرتاب یک مشت به سمت صورت یا اصابت یک گلوله در نبردها کلاه آرتور را به باد می‌دهد و دیگر پیدا کردن آن بعد از کشتن ده‌ها نفر کار آسانی نیست.

ولی اگر فکر می‌کردید که با از دست دادن هر کلاه مجبور هستید بار دیگر آن را خریداری کنید، نشان می‌دهد که چندان در منوهای اینونتوری بازی کند و کاو نکردید. مهم نیست چند تا از کلاه‌هایتان را از دست دهید، همه آن‌ها در خورجین اسب موجود هستند و کافیست با نگه داشتن دکمه L1 به تب Horse بروید و کلاهی را که می‌خواهید، انتخاب کنید.

اسب خودتان را روی حالت پرواز خودکار قرار دهید ولی افسار آن را محکم بگیرید

دنیای Red Dead Redemption 2 به حدی بزرگ است که چه سوار بر اسب بتازید و یا قطار را برای حمل و نقل انتخاب کنید، همچنان مدت‌ها طول خواهد کشید که از نقطه ای به نقطه دیگر آن بروید. البته که واقعا در بازی خود مسیر لذت بخش و مهم تر از مقصد است و آنقدر اتفاقات مختلفی در این سفرهای کوتاه می‌افتد که خستگی راه را فراموش می‌کنید اما به هر حال اگر حوصله سوارکاری ندارید، کافیست نقطه‌ای را در نقشه انتخاب کرده و دوربین بازی را در حالت سینمایی قرار دهید تا اسب‎تان به طور خودکار شما را به آنجا ببرد.

البته استفاده از این قابلیت ریسک‌ها و مشکلاتی نیز دارد. اول از همه اسب شما در این حالت با سرعتی متوسط حرکت می‌کند و مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا به مقصد برسید. اما مهم‌تر از آن، با قرار دادن دوربین در حالت سینماتیک ممکن است در مسیر اسب شما با سوارکارهای دیگر برخورد کند و یا راهزن‌ها چند گلوله مهمانتان کنند.

پس چرا نمی‌توانم با دو هفت تیر به دل دشمن بزنم؟

اگر تریلرهای بازی را پیش از عرضه دنبال کرده باشید، تقریبا در بیشتر آن‌ها دیدید که آرتور مورگان با دو هفت تیر در دست‌هایش درست مانند مکس پین، بی وقفه دشمنانش را به گلوله می‌بندد. اما در کاتالوگ مغازه‌های سلاح فروشی به دنبال آن نباشید چرا که در چند ساعت اولیه بازی خبری از این ویژگی نیست.

برای آزاد کردن این قابلیت باید یکی از مراحل اصلی بازی را پشت سر بگذارید که در فصل دوم و همراه با مایکا (Micah) روایت می‌شود. پس از به پایان رساندن این مرحله است که مایکا غلاف دیگری به آرتور می‌دهد و از این پس او می‌تواند از دو هفت تیر یا یک هفت تیر و یک شاتگان کوچک استفاده کند.

قبل از شروع مرحله، سلاح‌هایتان را فراموش نکنید

آخرین ساخته راکستار بدون شک واقع گرایانه‌ترین عنوانی است که این کمپانی چیره دست ساخته و المان‌های رئالیسم در نقطه به نقطه گیم پلی بازی به چشم می‌خورد. یکی از محدودیت‌های Red Dead Redemption 2 این است که بر خلاف GTA V و دیگر بازی‌های قبلی اجازه نمی‌دهد تا چندین سلاح مختلف را همزمان به همراه داشته باشید.

درست خواندید، آرتور دیگر نمی‌تواند مانند CJ یا مایکل، در میان درگیری از جیب شلوارهایش سلاح بزرگی چون تک تیرانداز در آورد. تمامی تجهیزات شما از سلاح‌ها گرفته تا تونیک‌ها در خورجین اسب نگهداری می‌شوند، بنابراین احتمالا اوایل تجربه بازی بارها اتفاق خواهد افتاد که بدون برداشتن هیچ سلاحی و تنها با همان هفت تیر خود ماموریت را آغاز خواهید کرد.

راه حل ساده است؛ به خاطر بسپارید که قبل از صحبت کردن با یکی از کاراکترها و یا شروع مرحله، حتما به کنار اسب خود بروید و با نگه داشتن دکمه L1 (در پلی استیشن ۴) سلاح‌هایی را که می‌خواهید، انتخاب کنید.

همیشه یک کیت نجات اسب به همراه داشته باشید

در دنیای Red Dead Redemption 2، اسب‌ها بهترین یار و همراهتان هستند. این حیوان دوست داشتنی که حتی خودتان نامش را انتخاب می‌کنید؛ نه تنها شما را کیلومترها از شرق تا غرب یا جنوب تا شمال بازی جا به جا می‌کند، بلکه تمامی تجهیزات و سلاح‌های شما را نیز به دوش می‌کشد.

بنابراین تعجبی ندارد مردن اسبی که ساعت‌ها مراقبش بودید، یکی از دردناک‌ترین لحظاتی است که در بازی با آن مواجه خواهید شد، به خصوص اگر خود مجبور شوید حیوان بیچاره را از درد نجات دهید.

بهترین راه این است که تا حد امکان جان اسب خود را در خطر قرار ندهید و در هنگام درگیری‌ها فراری اش دهید اما اگر هم آسیب دید، به همراه داشتن یک کیت نجات اسب یا همان Revive Kit می‌تواند جان یار همیشگی‎تان را نجات دهد. این کیت‌ها را نیز می‌توانید در فروشگاه اصلی بازی (General Store) پیدا کنید.

سلاح‌ها را حتما تمیز کنید

سلاح‌ها شما به راحتی کثیف می‌شوند و این آلودگی عملکرد آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای همین هر از چند گاهی آن‌ها را تمیز کنید و چند روغن مخصوص نیز به همراه داشته باشید چرا که فرآیند تمیز کردن را سریع‌تر و بهتر می‌کند.

سلاح‌های آرتور هیچ وقت خراب نمی‌شوند اما در اثر استفاده زیاد و کثیف شدن، دقت و قدرت آن‌ها کاهش می‌یابد. برای تمیز کردن سلاح‌ها و دیدن وضعیت کلی آن‌ها کافیست در منوی انتخاب سلاح، روی هر کدام دکمه R3 (یا RS در ایکس باکس) را فشار دهید.

لازم نیست برای دویدن پشت سر هم دکمه فشار دهید

این نکته آخر شاید تا حدودی سلیقه‌ای باشد اما بسیاری از فشار دادن پیوسته دکمه X یا A برای دویدن چندان دل خوشی ندارند. اگر شما هم یکی از آن افرادی هستید که از فشار دادن پشت سر هم یک دکمه زود خسته می‌شوید، جایی برای نگرانی نیست. به بخش تنظیمات بازی بروید و با تغییر دادن گزینه Toggle Run، دیگر تنها کافیست یک بار دکمه اشاره شده را فشار دهید تا آرتور شروع به دویدن کند.

دنیای Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای بزرگ و وسیع است که ۱۰ نکته بالا بیشتر نقش پیش غذا را دارند. به یاد داشتن این نکات باعث می‌شود تا در چند ساعت اولیه بازی کمتر گیج شوید اما اگر به دنبال آموزش‌های تخصصی‌تر و با جزییاتی بیشتر هستید، قسمت‌های بعدی این سری مطلب آموزشی را از دست ندهید.



Source link

دانلود فیلم River Runs Red 2018


دانلود فیلم River Runs Red 2018 »» کیفیت Web-DL 720p – ۱۰۸۰p – ۴۸۰p – تریلر رسمی فیلم «« ژانر فیلم : هیجان انگیز امتیاز فیلم : ۸٫۹/۱۰ – ۵۷۹ رای رده سنی : R کارگردان : Wes Miller نویسنده : Wes Miller بازیگران : Taye Diggs, John Cusack, George Lopez محصول کشور : آمریکا تاریخ اکران : […]

نوشته دانلود فیلم River Runs Red 2018 در وب سایت سلام دانلود , منتشر شد.



Source link

بازی Red Dead Redemption 2 رکورد ۸ ساله نسخه قبلی را در ۸ روز شکست


تیک تو اینتراکتیو، شرکت مادر راک استار گیمز، چند روز قبل گزارش مالی خود برای سه ماهه‌ی دوم سال مالی ۲۰۱۸ را در اختیار عموم قرار داد. این گزارش، شامل آمار و ارقام‌ مختلفی از عملکرد کلی این شرکت می‌شد که در بخشی از آن به بازی Red Dead Redemption 2 اشاره شده بود.

با توجه به گزارشی که منتشر شده، بازی Red Dead Redemption 2 توانسته است تا بدین لحظه ۱۷ میلیون نسخه در سراسر جهان فروش داشته باشد. برای درک بهتر این رقم، این بازی توانسته تا رکورد فروش این سری را تنها در ۸ روز بشکند که پیش از این در اختیار Red Dead Redemption بوده است. البته در حدود یک هفته‌ی قبل نیز رقمی از عملکرد مالی فوق‌ العاده‌ی این بازی منتشر شد که با توجه به آن، این بازی توانسته بود تنها در ۳ روز نخست عرضه، ۷۲۵ میلیون دلار درآمد زایی کند.

بازی Red Dead Redemption 2





این‌طور که به نظر می‌رسد، عملکرد بازی Red Dead Redemption 2 در فروش حتی از انتظارات سازندگانش نیز بالاتر بوده است. به همین دلیل شرکت تیک تو اینتراکتیو چشم انداز مالی خود برای ماه‌های باقی مانده از سال مالی را افزایش داده است. استروس زلنیک، مدیر عامل این شرکت، در بیانیه‌ای با محوریت این موضوع گفت:

در نتیجه‌ی عملکرد قوی در دومین سه ماهه‌ی سال و همچنین فروش بالاتر از انتظارات بازی Red Dead Redemption 2، پیش بینی‌هایمان برای چشم انداز مالی‌ سال مالی ۲۰۱۹ افزایش می‌دهیم. همچنین آماده هستیم تا در این سال رکورد تازه‌ای را در زمینه سود و جریان مالی عملیاتی تعدیل شده به ثبت برسانیم. علاوه بر این‌ها، خط تولیدی بسیاری قوی‌ برای کار روی عناوین‌مان داریم که آمادگی سود آوری در بلند مدت را داراست.

بسیاری از کارشناسان اعتقاد داشتند که دو بازی Red Dead Redemption 2 و Call of Duty: Black Ops 4 رقیب یکدیگر در زمینه‌ی فروش خواهند بود. هر چند تاکنون آمار دقیقی از فروش Black Ops 4‌ منتشر نشده است اما به نظر نمی‌رسد جدیدترین نسخه از سری بازی‌های کال او دیوتی حرفی برای گفتن در برابر شاهکار راک استار داشته باشد. در پایان، توصیه می‌کنیم برای خواندن نقد بازی، به این لینک مراجعه کنید.



Source link

بررسی بازی Red Dead Redemption 2


Red Dead Redemption 2 اوج هنر بازی‌سازی راک‌استار و یکی از بهترین بازی‌های جهان‌باز تاریخ است. همراه بررسی زومجی باشید. 

راک‌استار گیمز همیشه هنرش را در شگفت‌زده کردن مخاطبان نشان داده است؛ چه وقتی که با نسخه‌های اول GTA یک تجربه جهان‌باز بی‌مانند تا آن زمان را ارائه کرد و چه زمانی که با سه‌بعدی کردن این سری، تعریف جدیدی در این سبک داشت. راک‌استار در نسخه قبلی Red Dead Redemption ثابت کرد که هنرش فقط محدود به ساخت GTA نیست و می‌تواند در بازی‌هایی با حس و حال متفاوت هم حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. اما همه این‌ها را که کنار بگذاریم، این بار نوبت به Red Dead Redemption 2 رسیده است؛ تجربه‌ای که نه فقط بهترین بازی راک‌استار تا به امروز است، بلکه یکی از بهترین بازی‌های نسل هشتم هم به‌شمار می‌رود. پیش از هر چیز، در ادامه دعوت می‌کنیم تا بررسی ویدیویی بازی را تماشا کنید تا در ادامه به تفصیل راجع به بازی توضیح بدهیم:

دانلود ویدیو از آپارات | تماشا در یوتیوب

در تبدیل کردن Red Dead Redemption 2 به یک تجربه فوق‌العاده، عوامل بسیار زیادی تاثیرگذار هستند اما آنچه که بیش از همه در مورد این بازی به‌چشم می‌آید، هماهنگی و هارمونی بی‌نقصی است که سازندگان بین المان‌های آن ایجاد کرده‌اند؛ به این صورت که پس از تمام کردن بازی، اگر نگاهی به تجربه طولانی خودتان داشته باشید سخت قادر خواهید بود المان یا ویژگی خاصی از آن را به عنوان نقطه قوت اصلی‌اش معرفی کنید و همه‌چیز از گرافیک فوق‌العاده بازی گرفته تا گیم‌پلی، داستان و حتی موسیقی در یک سطح عالی قرار دارند و از آن مهم‌تر، آنقدر عالی با یکدیگر پیوند خورده‌اند و هماهنگ هستند که نبود یکی از آن‌ها یا ضعف‌شان، می‌توانست ضربه زیادی به تجربه کلی بازی بزند ولی خب این اتفاق هرگز رخ نمی‌دهد و به همین دلیل هم بازی، به اجرای زنده موسیقی‌ای می‌ماند که در آن همه اعضای گروه از ابتدا تا انتها کارشان را به بی‌نقص‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهند. 

دنیای Red Dead Redemption 2 بدون شک یکی از بهترین و پویا‌ترین جهان‌های خلق‌شده در بازی‌های جهان‌باز است

داستان Red Dead Redemption 2 از جایی آغاز می‌شود که گروه داچ، پس از یک سرقت ناموفق مجبور به فرار شده‌اند و کارشان به منطقه‌ای کوهستانی و پوشیده از برف رسیده است. بازی شروعی طوفانی دارد و با اینکه شاید ماموریت‌های اولیه هیجان خیلی بالایی نداشته باشند، اما Red Dead Redemption 2 کارش را حداقل از حیث روایت داستان قوی و نفس‌گیر شروع می‌کند. این وسط چیزی که بیش‌تر از همه مخاطب را شوکه می‌کند، شخصیت‌پردازی قوی کاراکتر‌ها و در راس همه آن‌ها داچ ون در لیند است. اگر نسخه قبلی بازی را تجربه کرده باشید، احتمالا دیدی که از داچ ون در لیند دارید یک شخصیت منفی، دیوانه و بی‌اعصاب است که هیچ‌چیز جز کشت و کشتار او را راضی نمی‌کند. اما خب در Red Dead Redemption 2 از آنجایی که با یک پیش درآمد طرف هستیم، داچ به شکل دیگری به‌تصویر کشیده می‌شود؛ شکلی عالی و بسیار پیچیده که از قضا این شخصیت‌پردازی داچ، یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت Red Dead Redemption 2 هم به‌شمار می‌رود. داچ در این نسخه شخصیتی چند لایه است که ایدئولوژی و فلسفه‌هایش واقعا دوست‌داشتنی هستند و از آن جذاب‌تر، قوس شخصیتی خاص این کاراکتر است؛ قوسی که تبدیل شدن داچ از کاراکتر فعلی‌اش به آنچه که در نسخه قبلی دیده بودیم به تصویر می‌کشد و در این بین آنقدر اتفاقات قابل‌باور و جالبی برایش رخ می‌دهند که شاید اگر پس از تمام کردن Red Dead Redemption 2 به‌سراغ Red Dead Redemption برویم، بتوانیم به شکل عجیبی با داچ حتی بیش‌تر از شخصیتی مثل جان مارستون همذات‌پنداری کنیم. 

 

این شخصیت‌پردازی عالی در رابطه با سایر کاراکتر‌ها هم صدق می‌کند؛ از هوسه که به‌نوعی شخصیت منطقی گروه است و پیچش داستانی مربوط به وی واقعا یکی از بهترین قسمت‌های بازی است گرفته تا کاراکتر‌های دیگری مثل جان مارستون یا حتی مایکا که شاید نچسب‌ترین عضو گروه باشد اما هنوز هم هویت منحصر‌به‌فرد و خاص خودش را دارد و راک‌استار، توانسته در طول داستان طولانی‌اش به شکل قابل‌قبولی به همه شخصیت‌های بازی اهمیت قائل شود و از این طریق مخاطب را با پیچش‌های داستانی مختلف پیرامون این شخصیت‌ها سرگرم نگه دارد. اما خب از همه شخصیت‌ها صحبت کردیم و نوبتی هم که باشد، نوبت آرتور مورگان است؛ کاراکتر اصلی که پیش از تجربه بازی، برای همه ما سوال بود که چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود که باعث می‌شود در Red Dead Redemption خبری از وی نباشد. چیزی که بیش‌تر از همه در رابطه با آرتور دوست داشتم، خاکستری بودن شخصیت وی است. آرتور نه یک قهرمان تمام‌عیار است که بتوانیم همه رفتار‌هایش را تحسین کنیم و نه یک یاغی که حس‌مان نسبت به او بیش‌تر به نفرت متمایل شود. آرتور در نقطه‌ای برای گرفتن چند مشت دلار کشاورز بدبختی را زیر مشت و لگد می‌گیرد و در نقطه‌ای دیگر، برای آرام کردن مادری نگران فرزندش را به ماهیگیری می‌برد. درست است که گیمر هم نقش زیادی در تعیین شخصیت آرتور دارد و می‌تواند از او یک قهرمان یا یک کاراکتر بی‌رحم بسازد، اما در نهایت آنچه که اهمیت دارد این است که ارتباط برقرار کردن با آرتور مورگان واقعا ساده است و پس از تمام کردن بازی، این تصمیم راک‌استار را که چرا مثلا به‌جای استفاده دوباره از جان مارستون به‌سراغ آرتور رفته است، درک خواهید کرد. 

راستش را بخواهید، پیش از انتشار Red Dead Redemption 2 یکی از نگرانی‌هایی که در مورد بازی داشتم به داستان آن مربوط می‌شد. چرا که به عنوان یک پیش‌درآمد،‌ با اثری طرف بودیم که خیلی‌هایمان می‌دانستیم داستان بازی در نهایت به چه نقطه‌ای خواهد رسید اما خب اتفاق مثبتی که رخ داده این است که راک‌استار همین داستان قابل پیش‌بینی را هم با ظرافت‌هایی همراه کرده که دنبال کردن آن را لذت‌بخش می‌کنند. برای مثال همه ما می‌دانیم که جان مارستون، شخصیت اصلی نسخه قبلی، قرار است تا پایان بازی زنده بماند ولی حتی با وجود دانستن این نکته هم سازندگان ماموریت‌هایی را با محوریت نجات دادن جان از مخمصه‌های مختلف در بازی قرار داده‌اند که علی‌رغم مشخص بودن پایان‌شان، هیجان‌انگیز هستند و حس تعلیق خاصی دارند. جدا از این، نوع روایت این داستان هم اهمیت بالایی دارد و سازندگان از آن به‌عنوان پُلی برای مرتبط کردن داستان و گیم‌پلی استفاده کرده‌اند. 

بررسی بازی Red Dead Redemption 2

در کنار صحنه‌های سینمایی و دیالوگ‌های رد‌و‌بدل شده بین شخصیت‌ها که قسمتی از بار روایت داستان را به‌دوش می‌کشند، یکی دیگر از مهم‌ترین روش‌های داستان‌گویی بازی به قسمت‌هایی مربوط می‌شود که در جریان آن‌ها با شخصیت‌های مختلف عازم ماموریت‌ها می‌شویم و از بین صحبت‌های که این بین رخ می‌دهند، می‌توانیم به خیلی چیز‌ها از گذشته گروه داچ و اعضایش گرفته تا دیدی که هرکدام از اعضای گروه نسبت به وضعیت فعلی آن دارند، مطلع شویم. در واقع شاید اگر اهمیتی به این دیالوگ‌ها ندهیم، پس از مدتی چنین حس کنیم که کار‌هایی مثل دنبال کردن شخصیت‌های دیگر در بازی بیش از حد تکرار می‌شوند اما خب اگر به این بخش‌های بازی به‌عنوان قسمتی از روایت داستان آن نگاه کنیم، طبیعتا حتی از این بخش‌های به‌ظاهر کسل‌کننده هم لذت خواهیم برد. 

شخصیت داچ شخصیت‌پردازی فوق‌العاده‌ای دارد و کاملا یک رهبر واقعی برای گروهی یاغی است که هدفش،‌ چیزی جز کنار هم نگه داشتن اعضای خانواده‌اش نیست

به اینکه بخش‌های مختلف Red Dead Redemption 2 در هارمونی فوق‌العاده‌ای با یکدیگر هستند اشاره کردیم و حتی از چگونگی پیوند دادن داستان بازی به گیم‌پلی آن هم صحبت کردیم. اما عنصر دیگری که می‌تواند قسمت‌های به‌ظاهر خسته‌کننده را جذاب‌تر کند، طراحی بی‌نقص دنیای بازی است. کاری که راک‌استار گیمز آن را در ایده‌آل‌ترین شکل ممکن انجام داده است و وقتی که برای اولین بار پس از سپری کردن دقایقی در محیط‌های برفی وارد جهان اصلی بازی می‌شوید و وسعت دید فوق‌العاده آن را می‌بینید، به این نتیجه خواهید رسید که جهان Red Dead Redemption 2 با تمام جهان‌هایی که در بازی‌های هم‌سبک مشاهده کرده‌اید متفاوت است. تا به امروز کم نبوده‌اند بازی‌هایی که جهانی وسیع را به شکلی زیبا به‌تصویر کشیده باشند اما بی‌هیچ اغراقی دنیای Red Dead Redemption 2 یک سر و گردن بالاتر از تمام تجربیات قبلی‌مان قرار می‌گیرد. چرا که دنیای بازی، هم وسعت زیادی دارد، هم متنوع است، هم زیبایی بی‌نظیری دارد و از همه این‌ها مهم‌تر اینکه پویا و پرجزییات است. 

طبیعتا اگر در بازی با جهانی بزرگ روبه‌رو بودیم که در آن کار خاصی برای انجام دادن نداشتیم، این بزرگ بودن دنیای بازی هم پس از مدتی جذابیتش را از دست می‌داد. با این حال جهان Red Dead Redemption 2، در هر لحظه پتانسیل شگفت‌زده کردن مخاطبش را دارد و این، موردی است که باعث می‌شود جهان بازی را بی‌نقص خطاب کنیم. تصور کنید که هدف‌تان رسیدن به نقطه‌ای است که در آن بتوانید ماموریت جدیدی دریافت کنید. برای این منظور سوار اسب‌تان می‌شوید و پس از تعیین کردن مسیری مشخص برای خودتان سفر را آغاز می‌کنید. در طول این سفر، ممکن است اتفاقات مختلفی برای‌تان رخ بدهند که شاید از قبل حتی تصورشان را هم نمی‌کردید؛ برای مثال ممکن است مورد حمله گرگ‌ها قرار بگیرید یا ناگهان چند جایزه‌بگیر از نقطه‌ای ظاهر شوند و به سمت‌تان شیلک کنند. جدا از این حتی ممکن است اسب‌تان به دلیل دیدن یک مار یا هر حیوان وحشی دیگری دچار وحشت شود و شما را به زمین پرت کند. اصلا جدا از همه این‌ها، ممکن است در طول مسیر به غریبه‌ای برخورد کنید که دچار مشکل شده است و پس از کمک کردن به وی، یک ماموریت فرعی جذاب برای‌تان فعال شود که کلا بی‌خیال ماموریت اصلی خودتان شوید و به سراغ آن بروید!

دنیای Red Dead Redemption 2 مملو از شگفتی‌های اینچنینی است و به همین دلیل هم هر سفر و ماجراجویی در آن، می‌تواند به تجربه‌ای سورپرایز‌کننده و فراموش‌نشدنی تبدیل شود و این دقیقا همان حس زنده و پویا بودن دنیای بازی است که راک‌استار از قبل هم وعده‌های زیادی برای محقق کردن آن داده بود و کاملا هم در این کار موفق ظاهر شده است. این مساله همچنین یک تاثیر مهم دیگر هم روی بازی دارد و ارزش تکرار بسیار بالایی به آن می‌بخشد. چون اولا همیشه اتفاقات غیر‌منتظره‌ای در دنیای بازی هستند که حتی در دومین تجربه‌تان از بازی هم می‌توانند شما را شگفت‌زده کنند و هم اینکه راک‌استار،‌ آزادی‌عمل زیادی به‌تان داده است تا خودتان سبک و سیاقی را برای بازی کردن دوست دارید انتخاب کنید. 

بررسی بازی Red Dead Redemption 2

راستش را بخواهید، معرفی کردن Red Dead Redemption 2 به عنوان یک بازی با آزادی‌عمل بی‌نهایت شاید حرف درستی نباشد؛ چرا که راک‌استار برای اینکه بتواند داستان غنی مدنظرش را روایت کند، گاهی بازی را به شکلی پیش می‌برد که خودش می‌خواهد و خب این کار اصلا هم اشتباه نیست. اما جدا از این دقایق، بازی در کار‌های مختلف دیگری دنیایی از آزادی را پیش‌روی مخاطبش قرار می‌دهد. برای مثال شما ممکن است در حین رو‌به‌رو شدن با یک فرد در دنیای بازی که پایش در تله گیر کرده، او را نجات بدهید و این کار شما را بیش از پیش تبدیل به یک قهرمان کند اما خب هیچ اجباری به این کار نیست و شما می‌توانید اصلا به شکلی بی‌خیال از کنار این فرد بگذرید یا اینکه نه پا را حتی فراتر بگذارید و اسبش را هم بدزدید! جدا از اینکه این کار‌ها به خودی خود جذابیت خاصی دارند، روی سرنوشت شما در بازی هم تاثیر می‌گذارند و کار مثبتی که راک‌استار در این زمینه انجام داده، این است که کاربر را هرگز به خوب بودن تشویق نمی‌کند و به وی اجازه می‌دهد تا خودش راهی را که دوست دارد انتخاب کند و درست مثل دنیای واقعی خودمان، برای هر راهی که انتخاب کنید یک سری اتفاق مثبت و یک سری اتفاق منفی انتظار شما را می‌کشند. 

دقت بالای بازی به جزییات ریز و درشت، باعث شده است تا حتی ساده‌ترین کار‌ها هم جذاب و درگیر‌کننده باشند

جدا از این دست آزادی‌عمل‌ها، بازی در زمینه شخصی‌سازی هم آزادی زیادی به مخاطبش می‌دهد. برای مثال شما کنترل زیادی روی ظاهر آرتور دارید و می‌توانید مواردی مثل چاق یا لاغر بودن وی را با خوردن غذا تنظیم کنید یا اجازه بدهید ریش‌ها و موهایش بلند شوند تا به هر حالتی که دوست دارید آن‌ها را حالت بدهید. جدا از آرتور، این شخصی‌سازی در جنبه‌های دیگری مثل سلاح و اسب هم وجود دارند و می‌توانید موهای اسب‌تان را ببافید یا انواع و اقسام زین را برایش خریداری کنید و با رفتن به فروشگاه‌های اسلحه، سلاح‌تان را شخصی‌سازی کنید و ویژگی‌های جدید آن را به‌دست بیاورید. این مسائل شاید خیلی مهم نباشند، اما کمک شایانی به این امر می‌کنند که هر فردی، تجربه شخصی خودش را از بازی داشته باشد. 

 

 

در مورد سلاح‌ها صحبت کردیم و خب بد نیست کمی هم به گان‌پلی بازی بپردازیم؛ وقتی اولین بار در همان دقایق اولیه بازی یک صحنه تیراندازی را تجربه می‌کنید، شاید از دیدن اینکه تیرهایتان گاهی به هدف نمی‌خورند یا اسلحه‌ها، سنگینی خاصی در حین استفاده دارند کمی تو ذوق‌تان بخورد. با این حال این، یک ایراد برای گان‌پلی بازی نیست و بیش‌تر به دلیل شبیه‌سازی دقیق اسلحه‌های آن زمان رخ داده است؛ از قضا پس از گذشت مدتی از بازی که کمی به اسلحه‌ها عادت کنید، متوجه خواهید شد که گان‌پلی بازی واقعا نرم و روان است و از همه‌چیز مهم‌تر، حس برخورد تیر به شکلی واقع‌گرایانه به دشمنان شبیه‌سازی شده است. برای مثال زمانی که شما دشمنی را که سوار بر اسب است مورد هدف قرار می‌دهید، ممکن است سناریو‌های متنوعی رخ بدهند و فرضا شخص از روی اسب به زمین بیوفتد یا حتی در هنگام سقوط پایش به زین اسب گیر کند و روی زمین کشیده شود! چنین دقتی به جزییات در بازی واقعا مثال‌زدنی است و کاملا حس و حال یک تیراندازی خونین را القا می‌کند. 

یکی از مشکلاتی که معمولا در بازی‌های جهان‌باز دیده می‌شود، تکراری شدن ماموریت‌ها پس از گذشت مدت زمانی از بازی است و خب راستش را بخواهید، Red Dead Redemption 2 هم از این قاعده مستثنی نیست. برخی ماموریت‌ها کمک کردن به اعتراضات گروهی از زنان یا چند ماموریت دیگر بازی آنطور که باید و شاید جذابیت خاصی ندارند و خب حتی از حیث داستانی هم کمک چندانی به بازی نمی‌کنند ولی وقتی پس از تمام کردن بازی به کلیت ماموریت‌ها نگاه کنیم، می‌توان گفت که در مجموع بازی در این زمینه هم عملکرد بسیار موفقی داشته است و حتی برخی ماموریت‌هایش بدون هیچ اغراقی، جزو بهترین مراحلی هستند که تا به امروز در بازی‌های جهان‌باز آن‌ها را تجربه کرده‌ایم. 

بررسی بازی Red Dead Redemption 2

در واقع Red Dead Redemption 2 چند مرحله دارد که کارگردانی آن‌ها واقعا بی‌نظیر است؛ شاید استفاده از لفظ کارگردانی برای بازی‌ها به‌سبب آزادی‌عملی که مخاطب در زمینه‌هایی مثل حرکت کردن دارد معنی نداشته باشد اما خب راک‌استار موفق شده است در دقایقی از ساخته جدیدش به معنی واقعی کلمه کارگردانی صحنه‌های اکشن را نه فقط به بهترین شکل اجرا که حتی تدریس کند. برای مثال یکی از مراحل پایانی فصل سوم بازی،‌ با نمایی بسیار زیبا از اعضای گروه که در حال حرکت به سمت یک مقصد خاص هستند شروع می‌شود و در این بین دیالوگ‌های عالی شخصیت‌ها و در راس همه آن‌ها داچ، اتمسفر بی‌بدیلی پدید می‌آورد و پس از آن هم همه‌چیز به صحنه‌های اکشنی عالی و در نهایت یک پایان‌بندی فراموش‌نشدنی ختم می‌شود و البته تا یادم نرفته، از این بگویم که در جریان همه این صحنه‌ها موسیقی هم فضایی به واقع رویایی خلق می‌کند که باعث می‌شود بتوانید از تک تک ثانیه‌های این ماموریت و مرحله نهایت لذت را ببرید و حتی پس از تمام کردن آن هم به افتخار راک‌استار که موفق شده است چنین تجربه سینمایی فوق‌العاده‌ای در بازی‌اش خلق کند، کلاه از سر بدارید. 

با اینکه بازی برخی مشکلات جزئی دارد، اما آنقدر حس کلی آن عالی است که نمی‌توان واقعا ایراد خاصی از ساخته راک‌استار گرفت

از این دست مراحل در طول بازی کم نیستند و اصلا جدا از ماموریت‌های اصلی، شامل حال ماموریت‌های فرعی هم می‌شوند و مراحل فرعی که در بازی پیش روی‌تان قرار می‌گیرند، گاهی از حیث جذابیت هیچ از مراحل اصلی بازی کم ندارند و حتی جذاب‌تر از آن‌ها هم ظاهر می‌شوند! در کنار ماموریت‌ها، کار‌های فرعی دیگر بازی هم واقعا با نهایت دقت طراحی شده‌اند و اقداماتی مثل شکار کردن، رام کردن اسب‌ها یا حتی ارتباط برقرار کردن با اسب خودتان و حتی مواردی مثل صرفا تماشای یک تئاتر یا دزدی کردن از یک مغازه کوچک در گوشه شهر، همه و همه سرگرم‌کننده هستند و این حجم از تنوع در بازی، باعث می‌شود تا Red Dead Redemption 2 با وجود داشتن گیم‌پلی بسیار طولانی، اصلا و ابدا خسته‌کننده نشود و هر لحظه‌اش چیزی برای شگفت‌زده کردن مخاطب داشته باشد. 

بررسی بازی Red Dead Redemption 2

به این‌ها، باید حجم بالای واقع‌گرایی بازی را هم اضافه کنیم. جدا از تمام جزییاتی که مفصل در مورد آن‌ها صحبت کردیم، Red Dead Redemption 2 المان‌هایی دارد که قبلا مشابه آن‌ها را بیش‌تر در بازی‌های سبک تلاش برای بقا مشاهده کرده‌ایم؛ کار‌هایی از قبیل اینکه آرتور نیاز‌هایی مثل غذا، تشنگی یا حتی خواب دارد و عدم توجه به هرکدام از آن‌ها می‌تواند عواقب خاصی را در پی داشته باشد یا حتی طبیعی بودن رفتار‌های اسب شما که اگر نتوانید ارتباط خوبی با وی برقرار کنید قطعا دچار مشکل خواهید شد. جدا از این در طول بازی تعاملاتی خواهید داشت که به شکل عجیبی طبیعی به‌نظر می‌رسند و برای دقایقی هم که شده، اینطور به نظر می‌رسند که Red Dead Redemption 2 بیش‌تر از اینکه یک بازی باشد، یک دنیای واقعی با آدم‌های واقعی است که برخلاف بازی‌های دیگر که می‌توانستید کار‌های عجیب و غریب رایج در بازی‌ها را انجام بدهید، در این بازی خبری از این‌ها نیست و NPC‌های بازی درست مثل انسان‌های واقعی، بسته به رفتار‌های شما عکس‌العمل‌های منحصر‌به‌فردی نشان می‌دهند. فرضا اگر در حین گشت و گذار در شهر با اسب‌تان به یک شخص برخورد داشته باشید، وی مثل یک انسان واقعی عصبانی می‌شود و حتی ممکن است باعث شود مامورین دولت به سراغ‌تان بیایند و همین کار به ظاهر کوچک در نهایت به آشوبی بزرگ ختم شود. 

بررسی بازی Red Dead Redemption 2

با این حال بیایید به یک سوال هم جواب بدهیم؛ اینکه واقع‌گرایی در یک بازی ویدیویی واقعا تا چه حد لازم است؟ مگر غیر از این است که هدف ما از بازی کردن چیزی جز سرگرم شدن است؟ پس باید موانعی که در راه این سرگرمی بودن بازی وجود دارند به حداقل برسند تا بتوانیم نهایت لذت را از بازی ببریم. با اینکه حجم بالای واقع‌گرایی در Red Dead Redemption 2 واقعا قابل تحسین و ستایش است، اما گاهی هم تبدیل به مانعی می‌شود که می‌تواند مانعی برای لذت بردن شما از بازی باشد. به عنوان مثال در یکی از مراحل بازی، باید کالسکه‌ای را به نقطه‌ای خاص حرکت بدهیم که خب دو نفر از اعضای تیم هم در کناره‌های این کالسکه ایستاده‌اند. شاید باورتان نشود اما بارها در لابه‌لای هیجان بالایی که این مرحله القا می‌کرد، به‌سبب تصادف کالسکه با اجسام موجود در محیط یا حتی سقوط عجیب دو عضو مذکور از روی کالسکه روی زمین، مجبور شدم تا مرحله را از ابتدا تکرار کنم و خب این چیزی نیست که خیلی بتوان از آن تعریف کرد. با این حال وقتی به صورت کلی به بازی نگاه می‌کنیم، این ایراد‌ها آنقدر ناچیز هستند که نتواند خللی در عظمت Red Dead Redemption 2 ایجاد کنند ولی خب باید این را هم به‌یاد داشته باشیم که چنین صحنه‌هایی در بازی اتفاق می‌افتند و به‌نوعی هزینه‌ای هستند که برای لذت بردن از واقع‌گرایی بالای بازی باید پرداخت کنیم. 

در مجموع، اجازه بدهید باز هم همان حرف اولم راجع به بازی را تکرار کنم؛ Red Dead Redemption 2 اصلا و ابدا فقط یک بازی نیست و بیش‌تر شبیه به یک دنیای مجازی ولی در واقعی‌ترین حالتی است که تا به امروز در یک بازی ویدیویی مشاهده کرده‌ایم. Red Dead Redemption 2 آنقدر دنیای پویا و جذابی دارد که تجربه کردنش مثل بازی‌های دیگر صرفا برای تمام کردن ماموریت‌ها و رسیدن به پایان داستانش، باعث می‌شود تا نتوانیم آن لذتی را که باید از بازی ببریم. برای لذت بردن از Red Dead Redemption 2، باید به معنای واقعی کلمه جهانش را در نقش آرتور مورگان زندگی کرد، به سراغ ماموریت‌های فرعی رفت، کار‌هایی مثل شکار کردن و استفاده از منابع به‌دست آمده برای ارتقا را فراموش نکرد و از همه این‌ها مهم‌تر، پای صحبت شخصیت‌های مختلفش نشست و از ماجرا‌هایی جذاب و شخصیت‌پردازی فوق‌العاده آن‌ها نهایت لذت را برد. 

بررسی بازی Red Dead Redemption 2

جدا از این‌ها صحبت کردن از گرافیک و مواردی مثل جلوه‌های بصری یا صوتی بازی هم واقعا راحت است؛ چرا که در یک کلام می‌توان گفت که Red Dead Redemption 2، یکی از بهترین گرافیک‌ها در بین بازی‌های نسل هشتم را دارد و همه‌چیز در آن در زیبا‌ترین حالت ممکن قرار دارد. موسیقی هم مثل هر عنصر دیگری، کاملا در هارمونی عالی با سایر المان‌ها و سطحی ایده‌آل قرار دارد و کمک خیلی زیادی به غوطه‌ور کردن هرچه بیش‌تر بازیکن در بازی می‌کند و باعث می‌شود تا تاثیر دقایق خوش‌ساخت بازی، بیش از پیش شود. پس در یک کلام، اگر دل‌تان اثری را می‌خواهد که به‌معنی واقعی کلمه ارزشش چندین برابر ۶۰ دلاری است که بابتش پرداخت می‌کنید، بهترین ساخته کمپانی راک‌استار گیمز تا به امروز یا همان Red Dead Redemption 2 را از دست ندهید. 



Source link

۷ داستان باورنکردنی از دنیای Red Dead Redemption 2


دور همدیگر نشسته‌اید، نور میلیون‌ها ستاره نقره ای بالای سرتان منظره ای خیره کننده می‌سازد و شعله‌های سرخ آتش فضا را گرم و روشن‌تر می‌کنند. یکی از دوستانتان دست به گیتار می‌برد، همگی همراهش همخوانی می‌کنید و بطری‌های نوشیدنی به نشانه خوشحالی به یکدیگر می‌خورد. بعد از نواخته شدن آخرین نوت و تشویق حضار، حالا به نوبت هر کس می‌رسد تا داستانی تعریف می‌کند.

نزدیک به یک هفته از عرضه جاه طلبانه‌ترین بازی سال و شاید البته نسل هشتم یعنی می‌گذرد Red Dead Redemption 2 و در حالی که دو روز از انتشار بررسی اختصاصی دیجیاتو گذشته، تقریبا همه ما همچنان اوقات فراغت خود را به تجربه این شاهکار اختصاص داده‌ایم.

هر چند پاراگراف اول یکی از صدها لحظه شیرین بازی را توصیف می‌کند، ولی ما نیز تصمیم گرفتیم دور هم جمع شده و داستان‌هایمان از ده‌ها ساعت غرق شدن در غرب وحشی را برای یکدیگر تعریف کنیم، البته با این تفاوت که در این دورهمی خبری از آتش و موسیقی زنده نبود.

خلاصه کلام، در ادامه قرار است گلچینی از باورنکردنی ترین داستان‌هایم از نسخه دوم را برایتان تعریف کنم. اکثر این داستان‌های کوتاه و تجربه‌ها، درباره دنیای گسترده بازی است و برخی از آن‌ها ماموریت‌های فرعی را نیز شامل می‌شود اما هیچ کدام از آن‌ها ذره ای از داستان را بر ملا نمی‌کنند.

با این وجود اگر از آن دسته افرادی هستید که می‌خواهید تا قبل از خرید،Red Dead Redemption 2  چون جعبه شکلاتی در بسته و دست نخورده باقی بماند، توصیه می‌کنم به خواندن ادامه ندهید. البته اگر خودتان هم داستانی برای گفتن دارید، مشتاقانه منتظر خواندنش در قسمت نظرات هستیم.

چابک مَست مرده

بی‌شمار ویژگی مثبت در بازی وجود دارد که به خاطر آن‌ها باید کلاهمان را به افتخار راکستار برداریم اما اتفاقات از پیش تعیین شده‌ای که راکستار آن‌ها را Encounter می‌نامد، یکی از جذابیت‌های اصلی این دنیای وسترن است که البته بعد از ۵۰ ساعت، به نظر می‌رسد هیچگاه تکراری نیز نمی‌شوند.

دوست داشتنی‌ترین این تجربه‌ها برای من هم زمانی بود که در هنگام وارد شدن به بار یا همان سالن شهر با یکی از کابوی‌ها سپر به سپر شدیم. تلاشم برای آرام کردن کابوی مست نتیجه‌ای نداشت اما خوشبختانه همچنان به اندازه‌ای منصف و هوشیار بود تا به جای کشیدن هفت تیرش، من را به دوئلی در خیابان اصلی شهر دعوت کند.

البته که در این مورد خاص عکس ارتباطی به متن ندارد.

این اولین باری بود که در بازی دوئل می‌کردم و می‌ترسیدم احتمالا آخرین بار هم باشد. خیابان اصلی شهر ولنتاین خالی شد و مردم به کنار رفتند، داشتم به روزنامه‌های فردای شهر فکر می‌کردم که تیتر اولشان خورده بود «آرتور مورگان به خاطر یک برخورد ساده در دوئل کشته شد» آماده شدم تا با نهایت سرعت هفت تیرم را از غلاف در آورم که حریف عزیز از شدت مستی بیهوش شد.

البته به عنوان یک دوست توصیه می‌کنم که اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، مثل من جیب‌های کابوی عزیزمان را نگردید چون کلانتری ولنتاین حتی بالا کشیدن اموال شخص مرحوم را جرم می‌داند.

نوازنده‌های پیانو اعصاب ندارند

جدیدترین ساخته راکستار از طریق چند دکمه محدود چون Greet،Antagonize  و Defuse به شما اجازه می‌دهد تا با هر انسانی در دنیای بزرگ بازی تعامل داشته باشید. باید اعتراف کنم درست بر خلاف انتظارم، این سیستم پیچیده‌تر و بسیار هیجان انگیزتر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم. دیالوگ‌ها و عکس العمل‌های آرتور و مردم شهر بی‌نهایت طبیعی و واقع گرایانه است و البته نوازنده‌های پیانو سالن‌ها هم از این قضیه مستثنی نیستند.

در یکی از ظهرهای آفتابی و گرم شهری در جنوب، تصمیم گرفتم تا سری به بار زده و خودم را چند شیشه نوشیدنی مهمان کنم. خوشبختانه کافه‌های بازی هر بار و بسته به وقت روز، اتمسفری متفاوت دارند و این بار هم تک نوازی یکی از دوستان عزیز در پشت پیانو فضا را دلنشین‌تر می‌کرد. موسیقی زیبای نوازنده باعث شد احساس کنم باید مهارتش را تحسین کنم.

بنابراین به نزدیکش رفتم و با زدن دکمه Greet سلام گرمی کردم، صدایی از او بر نیامد. با خود گفتم شاید در این شلوغی صدایم را نشنیده، دوباره مربع را فشردم و آرتور بار دیگر ذهنم را خواند و گفت «قربان چقدر خوب می‌نوازید». پیانیست باز هم لب به سخون نگشود و لحظه ای از بازی ناامید شدم که شاید NPC‌ها هنگام انجام کار نمی‌توانند صحبت کنند.

برای بار آخر شانسم را امتحان و این بار گزینه دشمنی یا Antagonize را انتخاب کردم و همین کافی بود تا Red Dead Redemption 2 بار دیگر شگفتی اش را به رخ بکشد. آرتور با به یاد داشتن دیالوگ قبلی اش گفت: «دروغ گفتم، کارت افتضاحه» و تازه متوجه شدم که نوازنده ما لال نیست چون جوابی کاملا دندان شکن نثارم کرد. اما شگفتی اصلی فرد دیگری بود که پشت میز کناری نشسته بود و با شنیدن مکالمه ما گفت: «آقا لطفا بی ادب نباش.»

بدون شک کاراکترهای دنیای Red Dead از هر بازی دیگری زنده و طبیعی تر هستند اما به نظر می‌رسد در بین آن‌ها، نوازنده‌های پیانو چندان خوش مشرب نیستند.

لباس‌ها را باید شست، آرتور را جور دیگر باید دید

همانطور که احتمالا از تریلرهای منتشر شده از بازی می‌دانید، مردم و دیگر کاراکترها نسبت به وضعیت ظاهری آرتور عکس العمل نشان می‌دهند و اگر اعتقاد چندانی به ظاهر آراسته و بهداشت فردی نداشته باشید، تقریبا همه از شما دوری می‌کنند. اما این سیستم تغییرات ظاهری بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسید.

فرو کردن چاقو در سینه یکی از گاوچران‌های بیچاره کافیست تا تمام چهره و لباس‌های آرتور غرق در خون شود و حتی اگر از یک سمت به روی گل و لجن بیافتید، درست همان قسمت از لباس کثیف خواهد شد. برای شستن این کثیفی‌ها و تمیز کردن آرتور همیشه هم لازم نیست حمام گرمی در هتل شهر کرایه کنید اما امیدوارم شما هم مثل من این ویژگی از Red Dead Redemption 2 را بعد از مچ اندازی با خرس گریزلی کشف نکنید.

جنگل‌های کوهستانی آمریکای شمالی در فصل تابستان مملو از خرس‌های غول آسای وحشی است که متاسفانه چه در واقعیت و چه در دنیای بازی نمی‌توان با آن‌ها صحبت منطقی کرد. در یکی از همین ماجراجویی‌هایم در جنگل، قبل از آنکه بخواهم متوجه غرش‌های خرس عصبانی بشوم، جک – اسب عزیزم – از شدت ترس و استرس با یک تک چرخ آرتور را نقش زمین کرد تا ما دو تا را با این پستاندار چند صد کیلویی تنها بگذارد.

در دنیای رد دد، خرس جزء وحشی ترین و قدرتمندترین حیوان‌ها است و کمتر پیش می‌آید که قبل از شکست دادنش، چند دنده‌ای جا به جا نشود و جای پنجه‌هایش روی بدنتان باقی نماند. این نبرد ناعادلانه هم دومین تقابل من با این حیوان بود و برای همین آرتور پساخرسی تفاوت چندانی با زامبی‌های واکینگ دد نداشت.

کمی با همین ظاهر وحشتناک به سوارکاری ادامه دادم، در مسیر چند نفری وحشت کردند و سوارکار دیگری هم با لحنی از تعجب و طنز گفت: «چی داشتی سلاخی می‌کردی؟». همان لحظه به رودخانه ای کم عمق رسیده و بار دیگر وسوسه شدم بازی را به چالش بکشم. از اسب پایین آمدم، تنی به آب زدم و لباس‌های آرتور تا حد زیادی تمیز شد. باور نمی‌کنید؟ ویدیو بالا را تماشا کنید.

قطار ۳:۱۰ به یوما نرسید

طناب جان مارستون در نسخه اول بازی یکی از آن ابزارهایی بود که استفاده کامل از پتانسیل‌های آن به فکر و ایده‌های غالبا شیطانی خودمان بستگی داشت و منظورم از شیطانی، به خاک کشاندن دیگران هنگام تاختن روی اسب نیست. ایده جذاب تر این است که دست و پای بدبخت دیگری را با طناب ببندید و به صورت عمود روی ریل قطار قرار دهید. حالا می‌توانید همان کنار منتظر شنیدن سوت قطار بمانید. تجدید دیدار با این نوستالژی در Red Dead Redemption 2  یکی از اولین کارهایی بود که به سراغش رفتم.

یک مزرعه دار بیچاره قربانی این نقشه شوم شد تا جنازه اش را پشت اسب انداخته و تا ریل قطار ببرم. پیکر بی جان را روی ریل قرار داده و در فاصله ای تقریبا دور منتظر قطار ماندم اما قبل از آنکه خبری از قطار شود، یکی از آن رهگذرهای کنجکاو متوجه جنازه شد و به سرعت شتافت تا کلانتر نزدیک ترین شهر را خبر کند.

حالا که مقتول پیدا شده بود، عقل سالم می‌گفت تا هر چه زودتر از محل جرم کیلومترها دور شوم اما این فرصت خوبی بود تا برای اولین بار ببینم رفتار دقیق ماموران قانون بازی به چه شکل است. برای همین تصمیم گرفتم فرار را به قرار ترجیح ندهم، برای همین تنها چند صد متری دور شده و با دوربین دوچشمی آرتور به تماشا نشستم.

کلانتر و دو مامور دیگر به نزدیک ریل قطار رسیدند، از اسب‌هایشان پایین آمده و با دقت جنازه را مورد بررسی قرار دادند. مدتی بعد هر سه شروع به جستجوی اطراف کردند و آرام آرام به من نزدیک شدند. خودم را کاملا برای یک درگیری ناگهانی آماده کرده بودم، از آن موقعیت‌هایی که دشمن‌ها و پلیس‌های دیگر بازی‌ها بی دلیل و بی درنگ انگشت به ماشه می‌برند.

اما بعد از آنکه کلانتر متوجه حضور من شد، تنها پرسید «تو چیزی در مورد این قضیه (قتل) میدونی؟» امیدی نداشتم که جوابم قانعش کند اما گزینه Defuse را انتخاب کردم و آرتور نیز با دستور من همه چیز را انکار کرد. در کمال تعجب، کلانتر حرفم را باور کرد و با همراهانش به سمت اسب‌هایشان بازگشتند. اما بر سر راهش جنازه را هم از روی زمین بلند کرد و بار دیگر کنجکاو شدم تا بفهمم با جنازه چه کار می‌کنند.

اما متاسفانه در آن لحظه اصلا به ذهنم خطور نکرد تعقیب ماموران آن هم درست چند ثانیه بعد از آن که از قتلی مشکوک تبرئه شدم، احتمالا احمقانه ترین تصمیم ممکن است. فکر کنم سرنوشت چنین قاتل آماتوری مشخص باشد اما در هر صورت فکر کنم ویدیو گذاشته در بالا تصویر دقیق‌تری بدهد.

نابیناها واقعا کور هستند

شدت واقع‎گرایی در Red Dead Redemption 2 به قدری است که بازی ناخواسته همواره شما را تشویق می‌کند تا آن را به چالش بکشانید. اشتباه هم نکنید، راکستار چنان سطحی از توقع ایجاد کرده که احتمالا بارها هم از نتیجه ناامید خواهید شد. اما بگذارید خیالتان را راحت کنم، فقیرهای نابینا واقعا کور هستند.

در یکی از سفرهایم آن هم درست در میان دشتی وسیع و در تاریکی شب که فکر نمی‌کردم تا مدت‌ها چشمم به موجود زنده ای بیافتد، شخصی در کنار جاده ایستاده بود و با شنیدن صدای اسب، صدایم زد. نابینا بود و نیاز به پول داشت اما نمی‌توانستم اطمینان کنم که راست می‌گوید یا خیر، چون به هر حال سال‌ها پیش برخی از مردم لوس سانتوس در GTA V با همین ترفندها گولم زده بودند.

چه روشی بهتر از سلاح کشیدن روی افراد نابینا تا بفهمیم تظاهر می‌کنند یا نه؟ البته که مرد بیچاره هیچ عکس العملی از خود نشان نداد انگار که واقعا کور باشد و همین کافی بود تا با یک اسکناس سبز رنگ خوشحالش کنم. اما درست بعد از آنکه کمکش کردم، فکر دیگری به ذهنم رسید. شاید همان عکس العمل نشان ندادن هم بخشی از برنامه ریزی اش بوده و حالا دارد در اعماق وجودش به من نیشخند می‌زند؟

با همین تفکر بار دیگر دست به غلاف بردم تا یک گلوله در جلوی پایش شلیک کنم و بیشتر در ذهنم انتظار یک باگ قابل پیش بینی را داشتم. اینکه مرد نابینا درست مانند هر کاراکتر دیگری به صورت پیش فرض پا به فرار بگذارد و از شدت ترشح آدرنالین بینایی اش بازگردد.

شاید باورش سخت باشد اما گویا طراح‌های راکستار چنین پیامدی را هم پیش بینی کرده بودند چون فقیر نابینای عزیز تنها روی زمین نشست، دست‌هایش را بالا سرش گرفت و فریاد زد. فکر کنم من هم بیشتر دنبال بهانه ای بودم تا یک دلار از دست رفته را پس بگیرم.

رقصنده با گاوها

به جرات می‌توانم بگویم قبول کردن یکی از ماموریت‌های فرعی نه چندان مهم بازی یکی از بهترین تصمیم‌های زندگیم در چند هفته اخیر بوده است. از اکشن و داستان جالب ماموریت که نمی‌خواهم لوث شود بگذریم، این ماموریت فرعی شما را بخش جنوب شرقی دنیای رد دد می‌برد، باتلاق‌ها و مرداب‌هایی زیبا که البته میزبان ده‌ها تمساح گرسنه هم هست.

بعد از اتمام مرحله برای اولین بار با تمساح‌های بازی مواجه شدم که فارغ از طراحی زیبا و کم نقص، از لحاظ ترسناک بودن چیزی کم از خرس گریزلی ندارند. حدس می‌زدم پوست تمساح باید قیمت بالایی داشته باشد، برای همین یکی از آن‌ها را شکار کرده و سوار بر اسب به سمت نزدیک‌ترین شهر حرکت کردم.

اگر تمساح‌های وحشی، درخت‌های غول پیکر و جنگل سوت و کور کافی نبود، جنازه حلق آویز شده یک بنده خدایی از درخت دیگر علناً این مرداب‌ها را به مخوف‌ترین منطقه از بازی برایم تبدیل کرد. بعید می‌دانم در هیچ سیاره ای با شلیک به طناب و آزاد کردن جنازه ای که ساعت‌ها به دار آویخته شده، بتوان آن را زنده کرد اما امتحان آن ضرری نداشت.

مطمئن نیستم آن چند مرد بومی که در میان جنگل انبوه پنهان شده بودند، از آنکه دکور ترسناکشان را خراب کردم کینه به دل گرفتند یا صدای گلوله من برایشان به منزله خطر بود اما به هر حال اهمیتی ندارد چون یکی از آن‌ها تنها با یک ضربه چاقو آرتور را به دیار باقی فرستاد.

شما را نمی‌دانم اما من کشف کردم بهترین راه برای فراموش کردن چنین تراژدی ای این است که درست بعد از بارگذاری دوباره، به درون مزرعه یک دامدار بپرم تا با تجاوز به حریم خصوصی اش عصبانی اش کنم. حالا مزرعه دار و دوستش را دارم که به سمت من شلیک می‌کنند و گاوهای ترسیده نیز دور تا دور مزرعه می‌رقصند تا کشت و کشتار ما بدون چالش هم نباشد.

خوب، بد، زشت

متاسفانه یا خوشبختانه کلانترها و ماموران قانون تنها کسانی نیستند که باید از چنگ آن‌ها فرار کنید. کافیست در هر کدام از مناطق بازی جرم و جنایت کنید تا پاداشی برای دستگیری یا کشتن آرتور مشخص شود و اگر رقم آن بسیار بالا باشد، هر لحظه باید انتظار جایزه‎بگیرهایی را داشته باشید که ردتان را می‌زنند.

در هنگام مواجه با این Bounty Hunter‌ها چندین راه بیشتر ندارید: پنهان شوید، فرار کنید، تسلیم شوید، همه را از پا در آورید و یا خدایی نکرده کشته شوید. در حدودا این ۵۰ ساعت تقریبا تمامی این روش‌ها را آزمایش کردم، البته هنوز موفق نشدم که ببینم آیا می‌شود این یاغی‌ها را با چرب زبانی و شاید هم کمی رشوه راضی کرد یا خیر.

شما باشید کدام روش را انتخاب می‎کنید؟ البته نتیجه نهایی چندان تفاوتی ندارد اما به هر حال راکستار آزادی عمل قابل تحسینی در اختیارتان قرار می‎دهد. در ویدیو بالا آرتور در چند موقعیت مختلف همه را به گلوله می‎بندد، جان به جان آفرین تسلیم و واقعا تسلیم می‎شود یا به عبارتی خوب، بد و زشت.

در ۷ داستان بالا بخشی از خاطرات من از بازی را در این مدت کوتاه بعد از عرضه خواندید. مطمئن هستم شما هم کلی داستان شخصی و جالب برای تعریف کردن دارید، پس حتما دست به کیبورد ببرید و در بخش نظرات برای ما از ماجراجویی‎هایتان بگویید. راستی برخی از تیترها با الگوبرداری از نام فیلم‎های جذاب وسترن (البته جز چابک دست مرده که ترجمه غلطی از نام The Quick and The Dead است) و با کمی تغییر انتخاب شدند، صفحه ویکی‎پدیا فیلم اصلی را روی تیتر لینک کردیم چرا که دیدن آن‎ها قبل و بعد تجربه Red Dead Redemption 2 خالی از لطف نیست.



Source link

بررسی بازی Red Dead Redemption 2 زیبای آمریکایی به روایت راک‌استار


همه ما علاقه داریم که در شغل خود، ورزشی که در آن مهارت داریم یا هر فیلد دیگری بهترین باشیم. بسیاری حتی جسارت فکر کردن به بهترین شدن را هم نمی‌کنند و بسیاری هم در مرحله‌ای از تلاش خودشان خسته می‌شوند و قید بهترین شدن را می‌زنند. در میان این تلاش‌های زیاد برای ساخت بهترین‌ها، تعداد بسیار کمی به مقصد می‌رسند و سازندگان Red Dead Redemption 2 هم از همین افراد معدود هستند زیرا آن‌ها بهترین بازی جهان را ساخته‌اند؛ ادعای بزرگی که در ادامه بررسی این عنوان آن را ثابت خواهم کرد.

نابخشودنی*

قصه Red Dead Redemption 2 در سال ۱۸۹۹ جریان دارد و در واقع بازی یک پیش‌درآمد برای نسخه پیشین که ماجرای جان‌ مارستون را در سال ۱۹۱۱ روایت می‌کرد محسوب می‌شود. ما این بار به جای مارستون در نقش فردی دیگری به نام آرتور مورگان قرار داریم و در این میان و جدا از ملاقات با تعداد زیادی چهره تازه، شاهد حضور افراد آشنایی که در قسمت قبلی با آن‌ها برخورد داشتیم هم خواهیم بود.

بگذارید همین ابتدا این نگرانی را برایتان رفع کنم که پیش‌درآمد بودن بازی به این معنا نیست که شما از اتفاقاتی که در داستان Red Dead Redemption 2 خواهد افتاد آگاه هستید و جدا از سوپرایزهای پر تعدادی که طی قصه به آ‌ن‌ها بر خواهید خورد، داستان بازی پر از اتفاقات جدیدی است که در واقع به حوادث نسخه اول معنی می‌بخشند. آرتور مورگان به عنوان شخصیت اصلی بازی، عضو همان باند تبهکاری بزرگی است که طی قصه قسمت اول بازی بارها به آن اشاره می‌شد و حال خواهیم فهمید که چرا جان مارستون در Red Dead Redemption تلاش زیادی می‌کرد تا از گذشته تاریک خود فرار کند.

  • سازنده: RockstarGames
  • ناشر: Take-Two Interactive
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان
  • پلتفرم بررسی: پلی استیشن ۴

تقریبا قرن ۲۰ میلادی است و دولت آمریکا به قدرت کافی برای جمع‌آوری باندهای تبهکاری رسیده و عصر غرب وحشی هم در حال به پایان رسیدن است. در این میان داچ ون در لیند به عنوان رهبر یکی از آخرین گروه‌های تبهکاری تلاش می‌کند زندگی به سبک غرب وحشی را حفظ کند. Red Dead Redemption 2 روایتی از مقاومت انسان‌ها در مقابل تغییر، دست و پا زدن برای حفظ چیزی که تمام شده و در یک کلمه مرثیه‌ای برای یک رویاست.

Red Dead Redemption 2 روایت داستان انسان‌هایی است که در میانه گیر کرده‌اند. آن‌هایی که ارزش‌های گذشته‌شان در حال از بین رفتن است و در این میان راهی هم برای رسیدن به آینده برای آ‌ن‌ها وجود دارد.

ما به عنوان یکی از افراد این گروه تبهکاری، کنترل آرتور مورگان که یک تبهکار حرفه‌ای، کم حرف و توانمند است را بر عهده داریم. آرتور شاید در نگاه اول بسیار شبیه به قهرمان‌های بازی پیشین راک‌استار یعنی GTA V باشد اما به شدت شخصیت کامل‌تری نسبت به تمام قهرمانان بازی‌های راک‌استار دارد. لایه‌های مختلف شخصیت آرتور با گذشتن مدت زمان کوتاهی از داستان بازی برای شما آشکار می‌شوند و با رخ دادن هر یک از گره‌های اصلی داستان Red Dead Redemption 2، ما بیشتر با انگیزه آرتور، هدفی که برای زندگی دارد و تکاملی که طی سفرهایش به آن می‌رسد هستیم.

آرتور مورگان شخصیتی به شدت مغرور است و اکثر اعضای کمپ جدا از علاقه ویژه‌ای که به آرتور به عنوان یکی از اعضای اصلی کمپ دارند و حساب ویژه‌ای هم روی او بازی می‌کنند، او را به عنوان یک تبهکار حرفه‌ای می‌شناسند. البته شخصیت ارتور بسیار پیچید‌ه‌تر از این حرف‌ها است و با مرور دفترچه خاطرات آرتور که او هر از چندگاهی بخشی از آن را می‌خواند و حتی نقاشی‌های زیبایی که او در این دفترچه کشیده به مرور متوجه می‌شویم که او بسیار احساساتی‌تر از آن چیزی است که مردم از او می‌بیند. اگر در انتخاب‌هایی که بازی به شما می‌دهد، سمت خوب ماجرا را قبول کنید آرتور بیشتر آن روی انسانی‌اش را نشان داده و هر از گاهی آن غرورش را در بعضی از دیالوگ‌های احساسی که به صورت جالبی از آن‌ها پشیمان می‌شود هم نشان می‌دهد.

آرتور در واقع ورژن تکامل‌یافته و بدون اشکال همان کابوی خسته دوران طلایی فیلم‌های وسترن است. کابویی که کمتر حرف می‌زند و بیشتر عمل می‌کند، کابویی که به خاطر شرایطی که در آن حضور دارد، سخت بار آمده و مشکلی در گرفتن تصمیمات خشن ندارد اما بی‌عاطفه نیست و هر از گاهی آن نفس پاک انسانی‌اش نمایان می‌شود.

البته همان‌طور که گفتیم قصه Red Dead Redemption 2 داستان زندگی یک نفر نیست بلکه روایتی‌ است از نفس‌های آخر عصر غرب وحشی. قصه بازی به خصوص در فصل‌های اول نشان می‌دهد که داستان در مورد مشکلات یک نفر نیست و آرتور حداقل تا اواخر بازی کمتر از انگشتان یک دست درگیر به سرانجام رساندن انگیزه‌های شخصی‌اش می‌شود.

رابطه آرتور با اعضای کمپ و فلش بک‌هایی که زندگی پیش از تبهکار شدن او را به تصویر می‌کشد، باعث می‌شوند تا با او ارتباط بیشتری برقرار کنیم و در نتیجه سرنوشت او هم برایمان مهم‌تر از گذشته می‌شود.

تمرکز روی این زندگی گروهی باعث شده تا راک‌استار وقت کافی برای پرداختن به تمام اعضای گروه پیدا کند و شما با هر کدام از آن‌ها ارتباط جداگانه‌ای برقرار خواهید کرد. تمام شخصیت‌های مکمل بازی نشان می‌دهند که همه‌ آن‌ها می‌توانستند شخصیت اصلی بازی باشند و در واقع قصه هدف بیشتری از نشان دادن انگیزه‌های یک شخص خاص دارد.

بر خلاف قسمت پیشین که اکثر کاراکترهای بازی در آن‌ حالتی سیاه و سفید داشتند، Red Dead Redemption 2 به شدت روی خاکستری بودن شخصیت تمام آدم‌ها تاکید می‌کند. برای مثال داچ که در رد دد قبلی یکی از شخصیت‌های منفی اصلی بازی به حساب می‌آمد، در این قسمت بسیار بیشتر از گذشته روی خوب خودش را نشان می‌دهد.

در واقع ما در Red Dead Redemption 2 این فرصت را پیدا می‌کنیم تا ببینیم که چرا شخصیت‌هایی مانند داچ و بیل ویلیامسون به سمت بد مطلق بودن سوق داده می‌شوند. تمام کاراکترهای مهم بازی طی داستان دچار تحولات مختلفی می‌شوند و هر از چندگاهی شاهد یک بمب داستانی هستیم که تاثیرش در آرتور و سایر دوستانش به خوبی مشهود است.

Red Dead Redemption 2

اکتشاف یکی از بخش های اصلی بازی است.

ریتم داستان Red Dead Redemption 2 در ابتدا کند بوده و این اجازه را می‌دهد تا شما به خوبی به فضای گروه و تعداد زیاد شخصیت‌های آن عادت کنید. بعد از آن کم کم اتفاقات مهمی رخ می‌دهند که باعث خواهند شد که شما تا انتهای داستان بازی هیجان زده باقی بمانید.

در یک کلام داستان Red Dead Redemption 2 همانند کاری که گنگ شما انجام می‌دهد در واقع سفری طولانی است که به مرور با پیچ‌ و خم‌های آن روبرو می‌شوید، زیبایی‌هایش را می‌بینید، دوستان جدیدی پیدا می‌کنید و در انتهای آن کاملا شخصیت دیگری می‌شوید. Red Dead Redemption 2 به خوبی قصه پایان یک دوران، پایان یک گروه، زندگی فردی یک کابوی و در انتها دلایل پیش آمدن اتفاقات قسمت پیشین را شرح داده و این کار را به حرفه‌ای‌ترین روش ممکن انجام می‌دهد.

جدا از قصه‌ای دوست داشتنی، آرتور مورگان یکی از بهترین شخصیت‌هایی اصلی تاریخ بازی‌های ویدیویی محسوب می‌شود که به راحتی می‌توانید با آن ارتباط برقرار کنید.

برای یک مشت دلار بیشتر*

گیم‌پلی Red Dead Redemption 2 در واقع نمایشی‌ است که نشان می‌دهد بازی‌های آینده سبک Open-World باید چگونه باشند. همه مکانیزم‌هایی که در قسمت پیشین و سایر عناوین شاخص این سبک آن‌ها را تجربه کرده‌ایم در Red Dead Redemption 2 ارتقا پیدا کرده‌ و سرگرم‌کننده‌تر از همیشه شده‌اند.

آرتور در نقش یکی از اعضای یک گروه تبهکاری دوران غرب وحشی دقیقا تمام کارهایی را انجام می‌دهد که شما انتظارش را دارید. مراحل اصلی بازی هر کدام‌شان ماجراجویی تازه‌ای محسوب می‌شوند که حس و حالی متفاوت با یکدیگر دارند.

در واقع Red Dead Redemption 2 نشان می‌دهد که تبهکاری در دوران غرب وحشی تا چه اندازه لذت بخش بوده! بر اساس قصه بازی، هدف اصلی آرتور و سایر اعضای گروه این است که پول هنگفتی را برای گذران اعضای کمپ فراهم کنند و همین دغدغه این بهانه را به داچ، آرتور و سایر دوستانشان داده تا از انجام دادن هیچ‌کاری سر باز نزنند.

به آسمان زیبای ولنتاین دقت کنید.

از سرقت بزرگ قطار گرفته تا آتش زدن مزرعه و حمله به زندان، مراحل بازی به شدت هیجان‌انگیز و کامل هستند. آن‌ها جدا از این که قصه فوق‌العاده این عنوان را به خوبی به تصویر می‌کشند، هر یک ماجراجویی جذابی هستند که از تکرارشان هم سیر نخواهید شد. ساختار کلی اکثر مراحل بازی شبیه به هم است اما راک‌استار به اندازه کافی اتفاق جالب و هیجان انگیز  برایتان در نظر گرفته که اصلا از ریتم کلی بازی خسته نشوید.

البته تنها نزدیک به نیمی از زمان شما به طی کردن مراحل اصلی خواهد گذشت و Red Dead Redemption 2 پر از مراحل اتفاقی، جانبی و کارهای بسیار متنوعی است که ده‌ها ساعت شما را سرگرم می‌کنند.

اولین نکته که هنگام Red Dead Redemption 2 به آن بر خواهید خورد به فیزیک طبیعی‌تر بازی نسبت به عناوین مشابه برمی‌گردد. آرتور همانند یک انسان واقعی آسیب پذیر است و موارد محیطی تاثیرات مختلفی را روی او می‌گذارند. برای مثال، اسب سواری بازی در ابتدای بازی شما را غافل‌گیر می‌کند. غافل‌گیری به این معنا که در ابتدا موارد زیادی پیش می‌آید که با اسبتان به زمین می‌خورید و جدا از آن که اسب بخت برگشته حسابی ناراحت و عصبی می‌شود‌، آرتور هم از نظر سلامتی آسیب قابل مشاهده‌ای می‌بیند.

آرتور اگر در ایران امسال زندگی می‌کرد!

البته این موضوع به هیچ عنوان اعصاب خرد کن نیست و شما تنها به کمی زمان برای عادت کردن به کنترل بازی نیاز دارید. این احساس سنگینی در بخش‌های مختلفی خودش را نشان می‌دهد. مثلا تیرهایی که در Red Dead Redemption 2 شلیک می‌کنید به شدت حس سنگینی بیشتری را نسبت به GTA V به شما منتقل می‌کنند و در واقع به دیگر ساخته راک‌استار یعنی مکس پین ۳ شبیه هستند. بیش از ۴۰ نوع اسلحه در بازی وجود دارد که ریزبینی راک‌استار باعث شده تا استفاده از هرکدام آن‌ها حس و حال متفاوتی را به شما منتقل کند.

البته مانند اکثر بازی‌های این سبک نمی‌توانید چند ده‌تا از این اسلحه‌ها را با خود حمل کنید و آرتور در مجموع قادر به حمل دو تفنگ و دو رولور است. شما در نقش آرتور باید سایر اسلحه‌های خود را برای روی اسب آرتور نگه‌داشته و از آن‌جا آن‌ها را با یکدیگر تعویض کنید.

حتی خود اسب شما هم شخصیت جداگانه‌ای دارد و باید آن‌ را به مرور پروش دهید. در صورت نگه‌داری مناسب از اسب‌تان، او ارتباط بیشتری با شما برقرار کرده و لول آپ می‌شود. هر کدام از لول آپ‌های اسب امکانات متنوعی را در اختیار شما قرار می‌دهد و نباید از این نکته غافل شوید که در صورت مرگ‌ اسب‌تان او را برای همیشه از دست خواهید داد.

جدا از اسب، بیش از ۲۰۰ نوع گونه جانوری دیگر هم در محیط بسیار بزرگ بازی حضور دارند. اکثر آن‌ها را می‌توانید شکار کنید و از پوست یا گوشتشان استفاده کنید. گوشت‌ها را می‌توان خورد یا آن‌ها را به کمپ اهدا کرد و پوست‌ها نیز برای ساخت و ساز و فروش کاربرد دارند.

این واقعی‌تر شدن تجربه Red Dead Redemption 2 خودش را در همه بخش‌های مختلف بازی نشان می‌دهد. جدا از امکان انتخاب تعداد محدودی اسلحه که پیش از این به آن اشاره کردیم، شما تنها قادر خواهید بود که پوست یا گوشت یک حیوان نسبتا بزرگ را با خود حمل کنید. حتی جالب است بدانید که گوشت شکار بعد از مدتی فاسد شده و بهتر است سریع‌تر آن را وارد چرخه مصرف کنید.

یکی از چالش‌های اصلی سازندگان بازی برقراری تعادل بین واقعی‌تر شدن حس تجربه Red Dead Redemption 2 و جلوگیری از سخت شدن و آسیب زدن به تجربه اصلی بازی بوده که راک‌استار به خوبی به هدف اصلی خود در این قسمت رسیده.

این‌که باید حواستان به فاسد شدن گوشت، خستگی آرتور، سلامت اسبش و وضعیت کمپ باشد به هیچ عنوان خسته‌کننده نیست و یکی از دلایل این موضوع ریزه‌کاری‌هایی است که در مکانیزم‌هایی که به آن‌ها اشاره کردیم، اعمال شده.

مثلا نحوه کندن پوست حیوانات و پک کردن آن‌ها توسط آرتور بسیار تماشایی است، شکار کردن و «دید عقاب» آرتور برای پیدا کردن طعمه‌های خود بسیار کار لذت بخشی است. وقتی به نیازهای کمپ توجه می‌کنید، اعضای گروه بیشتر به شما احترام می‌گذرند و رسیدگی به نیازهای آرتور مانند گذاشتن ریش، حمام کردن، توجه به سردی و گرمی هوا این‌گونه نیست که ریتم بازی‌ را بکشد.

به طور کلی سه نوار سلامتی، انرژی و Dead Eye در بازی وجود دارند که باید به آن‌ها اهمیت دهید. البته هر کاری بدون عواقب نیست و اگر بخواهید به جای خوابیدن، انرژی خود را با نوشیدن الکل بیشتر کنید، در مقابل انرژی بیشتر، سلامتی شما به مرور آسیب خواهد دید. سیستم ماهیگیری هم حسابی خوب از آب در آمده و حتی در این بخش‌ هم شما طعمه‌های متفاوتی دارید که هر کدام از آن‌ها می‌توانند ماهی‌های گوناگونی را جذب کنند.

نقشه بازی هم بسیار بزرگ است و همین موضوع باعث شده تا مسافتی که بین دو نقطه مشخص برای انجام ماموریتی طی می‌کنید، نسبتا طولانی باشد. البته و مانند ضرب المثلی که می‌گوید راه سفر از مقصد مهم‌تر است، راه‌هایی که در Red Dead Redemption 2 طی می‌کنید هم پر از اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای جالبی هستند که حسابی حواس شما را از مراحل اصلی بازی پرت خواهند کرد.

بخش زیادی از ماموریت‌های جانبی Red Dead Redemption 2 در همین حوادث ناگهانی محیط خلاصه می‌شود. طی مسیر خود ممکن است توسط راه‌زنان مورد حمله واقع شوید، به مسابقه‌ای دعوت شوید، نقشه گنجی را پیدا کنید، با فردی دوست شوید و بعدها بفهمید که او در واقع قصد کلاه‌برداری از شما را داشته و ده‌ها اتفاق پیش‌بینی نشده دیگری که در ۶۰ ساعتی که بازی را تجربه کردم اصلا تکراری نشدند.

ماموریت‌های جانبی تنوع جالبی دارند و هر کدام از آن‌ها تاثیر خودشان را روی آرتور و دنیای بازی خواهند گذاشت. افرادی که شما به آن‌ها خوبی و بدی می‌کنید، اکثرا این موضوع را فراموش نمی‌کنند و بر این اساس واکنش متفاوتی نسبت به آرتور خواهند داشت.

شخصا در مدت زمان تجربه Red Dead Redemption 2 هیچ NPC تکراری ندیدم و بعد از تعقیب چند نفر از آن‌ها متوجه شدم که راک‌استار برای  هر کدام از آن‌ها برنامه زندگی جالبی را تعریف کرده که بهتر است شما نیز نگاهی به آن‌ها داشته باشید.

مثلا اگر بعد از یک دعوای بزرگ در کافه به آن محل برگردید، صاحب بار از شما تقاضا می‌کند که این‌بار دیگر مشکلی را در این ساختمان ایجاد نکنید. اگر رفتار خوبی با مردم داشته باشید، فروشندگان به شما تخفیف ویژه‌ای می‌دهند و در هر شهر و بعضی از ساختمان‌های آن قصه‌های متفاوتی جریان دارن که بهتر است به سادگی از کنار‌ آن‌ها عبور نکنید.

مورد دیگر به حس جالب زندگی در کمپ داچ بر می‌گردد. هر روزی که به کمپ سر می‌زنید یا از خواب بیدار می‌شوید، با صحنه‌های متفاوتی روبرو خواهید شد. ممکن است یکی از اعضای کمپ را ببینید که برای کتاب خواندن به گوشه‌ای ساکت رفته،‌ بعضی‌ها نیز به صورت نوبتی از کمپ نگه‌داری می‌کنند، بعضی‌ها به خاطر کاری که برایشان انجام داده‌اید از شما تشکر می‌کنند و گهگاهی هم پیش می‌آید که اعضای گروه دور هم جمع شده، همدیگر را در آغوش کشیده و باهم می‌خورند و می‌نوشند.

به طور کلی از هر سرقت بزرگی که با اعضای کمپ انجام می‌دهید، بخشی از آن به گروه تعلق می‌گیرد. جدا از این مبلغ آرتور باید هر از چندگاهی پولی را به گروهش اهدا کند. جدا از واکنش جالب اعضای گروه به سخاوتمند یا خسیس بودن آرتور، با استفاده از این پول می‌توانید امکانات بیشتری را برای کمپ فراهم کنید که در نتیجه باعث پیشرفت شما در بازی خواهند شد.

در نهایت باید گفت که این جزییات بی نظیر، باعث می‌شوند تا در دوره‌های زمانی کوتاه مدتی از تجربه Red Dead Redemption 2 شگفت زده شوید. ماموریت‌های اصلی بازی بی نظیر‌اند، ماموریت‌های جانبی و اتفاقات پیش‌بینی نشده آن هم همینطور. شکار کردن بسیار لذت بخش است و از کمپ کردن، تمیز کردن اسلحه و رام کردن اسب‌ها هیچ وقت خسته نخواهید شد.

رقصنده با گرگ‌ها*

Red Dead Redemption 2 در ضمینه گرافیکی هم یک دستاورد بزرگ برای کنسول‌های نسل هشتم محسوب می‌شود. بارها از این موضوع که یک بازی با چنین جزییات گرافیکی فوق‌العاده‌ای روی پلی استیشن ۴ اجرا شده تعجب کردم. طراحی صورت تمام شخصیت‌ها از کاراکتر اصلی بازی تا NPC ها با دقت بسیار بالایی انجام شده. حضور در وضعیت‌های آب و هوایی گوناگون لذت بخش و دلنشین است و راک‌استار در نمایش صبح زود، شب‌های تاریک، افکت بارش برف و صحنه‌های سینمایی عالی عمل کرده است.

Red Dead Redemption 2 در واقع مانند یک آلبوم عکس زیبا می‌ماند و بازی پر از صحنه‌هایی تماشایی چه از محیط شهرو جاده‌ها گرفته تا آسمان پر ستاره است که بخش زیادی از وقت شما به تماشای آن‌ها خواهد گذشت.

جزییات ریزی که راک‌استار در طراحی داستان و گیم‌پلی بازی از خود نشان می‌دهد در بخش گرافیکی هم قابل لمس هستند. لباس آرتور دقیقا از همان جایی که به زمین خورده یا آسیب دیده کثیف یا خیس می‌شود و رد خون هم با دقت بالایی روی شانه شما یا اسبتان باقی خواهد ماند.

Red Dead Redemption 2

در زمینه صداگذاری هم بازی به همین اندازه درخشان است. صدای راجر کلارک در نقش آرتور مورگان بسیار به شخصیت خسته و کاریزماتیک او می‌نشیند و صداگذاری حرفه‌ای بقیه کاراکترها هم به ماندگار شدن داستان بازی کمک کرده شایانی کرده.

کار موسیقی Red Dead Redemption 2  هم بر عهده وودی جکسون بوده که وظیفه‌اش را حتی بهتر از دیگر همکاری‌های خود با راک‌استار مثل رد دد قبلی و GTA V انجام داده و در نتیجه صحنه‌های زیادی از بازی‌ هستند که با حضور موسیقی او بسیار خاطره‌انگیزتر می‌شوند.

قصه عظیم و پر کشش بازی حتی از شاهکار تارانتینو یعنی Django Unchained هم در زنده کردن ژانر وسترن بهتر عمل می‌کند و هر کار دیگری که در این بازی انجام می‌دهید، از انجام ماموریت‌ها یا حتی گوش دادن به موسیقی Red Dead Redemption 2 ارزش زدن قید زندگی عادی برای روزهایی طولانی را دارند.

مانند مطلبی که در مقدمه گفتم، به Red Dead Redemption 2 به راحتی می‌توان لقب بهترین داد. بهترین سال، نسل یا تاریخش با خودتان اما راحت می‌توان ادعا کرد که این بازی تجربه‌ای فراموش نکردنی است که نمونه آن را در هیچ مدیای دیگری پیدا نمی‌کنید.

  • روایت داستانی درگیرکننده
  • شخصیت پردازی آرتور و تمام اعضای گروه
  • صداگذاری شخصیت‌ها
  • موسیقی فوق العاده
  • گرافیک فنی و هنری
  • مراحل اصلی، جانبی و اتفاقی جذاب
  • سیستم اقتصادی بازی کمی منطقی نیست
  • بعضی باگ‌ها

*تیترها نام یک فیلم از ژانر وسترن هستند.



Source link